مقالات جدید

 

سلام

اخیرا با همه مشغله هایی که برام پیش اومده ۲ تا کار پژوهشی مروری انجام دادم که تقریبا یک سالی میشد که ذهنم درگیرشون بود.

یکی تحت عنوان :

ضرورت ها، پیش نیازها، چالشها و مراحل  استقرار هوش تجاری درسازمانها

که خلاصه اون به شرح ذیل است :

مدیران شرکت های خصوصی و سازمان های دولتی برای استقرار هوش تجاری اعلام نیاز میکنند، چراکه از طرق مختلف با ابزارها و فواید استقرار هوش تجاری در سازمانشان آگاه  گشته اند و درک خوبی از میزان تاثیر این سیستم ها بر رشد، بقاء، مدیریت بیهینه و دستیابی به اهداف سازمانی و بدست آوردن مزیت های رقابتی در بازار متلاطم موجود سازمان بدست آورده اند. اما بررسی وشناخت مزایای استقرار هوش تجاری در سازمان به تنهایی نمیتوند منجر به استقرار موفق و استفاده کامل از هوش تجاری در سازمان ها شود و مطالعات هنوز نشان دهنده ضعف هایی در شناخت،استقرار و استفاده صحیح از هوش تجاری در سازمان ها است.آنچه در این مقاله به بررسی آن پرداخته شده است، بررسی ضرورت های موجود برای استقرار هوش تجاری، پیش نیازهای استقرار هوش تجاری از بعد فنی و زیرساخت ها و از بُعد نیروی انسانی متخصص و روش سنجش میزان آمادگی سازمان برای استقرار هوش تجاری، بررسی چالش های پیش روی سازمان ها دراستقرار هوش تجاری و آشنایی با مراحل استقرار هوش تجاری در سازمان هاست. نتایج این تحقیق میتواند اطلاعات بسیار مفیدی را دراختیار تصمیم گیرندگان و مدیران فناوری اطلاعات در سازمان ها قرار دهد تا شناخت کامل تری نسبت به ابعاد هوش تجاری پیدا کنند تا هزینه ها و احتمال شکست در استقرار هوش تجاری را کاهش دهند. در بخش پایانی، به بررسی دلایل عمده شکست پروژه های هوش تجاری پرداخته شده است.

 

 

و دومی که بنظرم خیلی جالب تر و آینده دار تر هست :

مدیریت دانش در دولت الکترونیکی

چكيده

در این پژوهش ابتدا به بررسی دلایل توجه به مدیریت دانش و ضرورت مدیریت دانش در دولت الکترونیکی پرداخته شده است و پس از ارائه نتایج تحقیقات پیشین در خصوص میزان آمادگی دولت جمهوری اسلامی ایران برای بکارگیری مدیریت دانش، ضرورت توجه بیشتربه این مقوله مطرح شده است. در بخش اصلی مقاله پس از تحلیل چهارچوب دانشی دولت الکترونیکی که شامل ۲ زیرسیستم و ۳ لایه دانشی است، نتایج بررسی های صورت گرفته در خصوص مدلهای مفهومی استقرار مدیریت دانش بر مبنای دولت الکترونیکی به صورت یک سیستم که شامل ۳ زیر سیستم جمع‌آوری دانش، سازماندهی دانش و کاربرد دانش است ارائه شده است. در بخش پایانی نیز سازمانی به عنوان سازمان مدیریت دانش دولت الکترونیکی به عنوان متولی استقرار نظام مدیرت دانش در سطح دولت الکترونیکی پیشنهاد شده است.

 

 

امیدوارم بتونم بزودی متن کامل مقاله ها رو روی وبلاگ قرار بدم تا دوستان بتونن مطالعه کنن و نظرات تکمیلی رو به من ارائه کنند.

 

 

نقدی بر چند جمله دکتر نهاوندیان در ششمین همایش ملی تجارت الکترونیکی ایران

نقدی بر سخنان دکتر نهاوندیان در همایش تجارت الکترونیکی ایران

 

متاسفانه موضوع علم فناوری اطلاعات هنوز نتوانسته است از سوی کارشناسان و خبرگان این حوزه بصورت دقیق و روشن برای سایر دانشمندان فعال در حوزه های دیگر علمی تبیین شود و مسئولان و مدیران کشور هر یک به فراخور نیازها و الزامات مقطعی،به ابزارهایی که فناوری اطلاعات در اختیارشان میگذارد توجه کرده اند و  کمتر به تغییراتی که فناوری اطلاعات به صورت پایه ای بر فرآیندهای سازمانی و حتی نوع کسب و کارها میگذارد توجه میکنند و اگر هم توجهی صورت میگیرد به شکل بخشی و غیر تخصصی است که باعث ناکارآمدی فناوری اطلاعات در حد عالی و مورد نیاز جامعه امروز میشود.

در همایش سیاست ها و چشم اندازهای تجارت الکترونیکی ایران که به همت کارگروه فاوای کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت و انجمن علمی تحارت الکترونیکی ایران ۱۲ مهرماه در محل همایشهای صدا و سیما برگزار شد، مسائل بسیار مهم و تخصصی در حیطه های اقتصاد و فناوری اطلاعات توسط سخنرانان محترم ایراد شد،اما شاید نقطه اوج کلام، در سخنان بسیار دقیق و کارشناسانه دکتر نهاوندیان، مدیر کل محترم اتاق بازرگانی ایران که پس از وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات ایراد فرمودند به چشم خورد، جایی که ایشان دانش خود را با تجربیات ارزشمندشان در عرصه اقتصاد گره زدند و دست روی درد اصلی و مهم اقتصاد کشور گذاشتند. صحبت از رانت های موجود در سیستم عرضه و تقاضا، عدم وجود بازار رقابتی سالم، عدم وجود شفافیت در نظام پولی و بانکداری کشور و نیز اشاره به مدیریت بنگاه‌های ارائه‌کننده کالا و خدمات توسط  دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها  و نهاد های شبه دولتی که متاسفانه تعارض پنهان ماموریتی منجر میشود و نمیتواند منجر به ایجاد شرایط مناسب برای توسعه تجارت الکترونیکی شود و ... جان تازه ای به کسانی داد که هنوز امید به اصلاح و بهبود در امور تخصصی کشور دارند ایجاد نمود و این مساله در تایید حضار و خوشنودی آنها از سخنان دکتر نهاوندیان مشخص و واضح بود.

اما نقدی منصفانه و از سر دردمندی که به نظر وجه مشترک من با جناب آقای دکتر است، در رابطه با نکاتی که ایشان پیرامون حوزه فناوری اطلاعات که بنده اندک دانشی در این حیطه دارم است.

جناب آقای دکتر نهاوندیان

در روزگار امروزی فناوری اطلاعات و ارتباطات، تاثیر خود را به اشکال مختلفی بر ساختارهای سنتی میگذارد، این تاثیرات در محدوده وسیعی قابل بررسی است که این محدوده از ایجاد تغییرات در انجام کارهای سنتی  آغاز میشود و تا ایجاد تغییرات در تمام ابعاد زندگی بشر پایان مییابد!

ذکر مثال شاید به روشن تر شدن بحث کمک نماید :

ممکن است در یک سازمان فرآیند ارتباط مدیر با کارمندان از طریق صندوق های فیزیکی ارتباط مستقیم با مدیر سازمان وجود داشته باشد، اما امروزه با کمک ابزارهای فناوری اطلاعات دیگر نیازی به ایجاد صندوق فیزیکی نباشد و با استفاده از یک نرم افزار بتوان همان فرآیند را به نحو آسانتری پیاده سازی کرد، در بعضی مواقع، فناوری اطلاعات کل فرآیند ها را تحت تاثیر قرار میدهد به عنوان مثال فرآیندهای فیزیکی مربوط به سیستم حسابداری سازمان بطور کلی از بین میرود و یک سیستم نرم افزاری بطور کامل تمام عملیات فرآیند را در مدت زمان بسیار کوتاهتری انجام میدهد.

در بعضی موارد فناوری اطلاعات فرآیندهایی را بطور کل ابطال میکند و نیاز به انجام فرایندها را از بین میبرد، به عنوان مثال عملیات انبارداری با پیشرفت فناوری های حمل و نقل و مدیریت رنجیره تامین الکترونیکی و زنجیره ارزش، بطور کلی از بین خواهد رفت که جنابعالی هم بخوبی به این نکته اشاره کردید و آثار آن بر قیمت تمام شده را با ظرافت خاصی مورد اشاره قرار دادید.

اما تا اینجای بحث نگاه ما به فناوری اطلاعات به عنوان یک توانمندساز بوده است. جنابعالی در سخنان خود صراحتا به نقش برجسته فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی به عنوان یک توانمندساز در اقتصاد اشاره فرمودید.

بسیاری از مدیران و کارشناسان نیز همین نظر را دارند.

اما نقد من به عنوان یک کارشناس ارشد فناوری اطلاعات بر همین نکته معطوف است.

فناوری اطلاعات امروزه باید فراتر از یک توانمندساز عمل نمایند. فناوری اطلاعات میتواند مبناها را مورد تغییر قرار دهد، مبناهایی که بر اساس سیستم های سنتی و شرایط حاکمیتی سرمایه داری غربی  و با وجود محدودیت های بسیار زیاد اطلاعاتی و عملیاتی بنا نهاده شده اند.شما ملاحظه میکنید که فناوری اطلاعات در حال ناپدید کردن ساختمان های بانکی است و در حال احداث شعبه های اینترنتی و ترمینال های پرداخت در هر کجاست.

چیزی نمانده که بانک ها، بطور کلی تغییر ماموریت بدهند و شما به عنوان یک استاد آینده نگر این مساله را بهتر از من لمس میکنید! مردم در عصر فناوری اطلاعات بی نیاز از امانتدار خواهند بود !

پول نقد بطور کلی ناپدید خواهد شد! انتقال ارزش به راحتی میسر خواهد شد و این تغییرات جهشی و سریع تر از آنی خواهد بود که ما بتوانیم ساده از کنار آنها بگذریم!

وقت آن است که فناوری اطلاعات وارد عناصر اصلی مدیریتی در تبیین و تصویب چشم اندازهای سازمان شود نه اینکه بعد از تصویب و ترسیم آینده به عنوان یک توانمندساز به آن بنگریم و از آن به عنوان یک توانمندساز در جهت هموار کردن مسیر تجارت سنتی نام ببریم!

فناوری اطلاعات جاده های خاکی را آسفالت نمیکند، بلکه راه های جدید میسازد!

فناوری اطلاعات راه های کوچک خاکی قدیمی را مسدود میکند و بزرگراههای چند بانده بدون محدودیت و بدور از هر گونه فساد می آفریند که فرصت های برابر را به عدالت خواهان هدیه میکند!

امروز روزی نیست که بالاترین مقام های اقتصادی ما جهت بهره گیری از فناوری اطلاعات برای نظارت دقیق تر بر رفتار بانک ها از کارشناسان فناوری اطلاعات استمداد کنند ! امروز روزی است که باید کارشناسان فناوری اطلاعات دوشادوش مدیران، سیاستداران، نمایندگان مجلس، اقتصاد دانان و ... در ایجاد برنامه های بلند مدت شریک باشند و به آنها بگویند که آینده را میتوان آنطور که انتظار داریم بسازیم و از ابزارهای فناوری اطلاعات در جهت حذف ساختارها و سازمان های سنتی و ناکارآمد نظارتی بهره برد! از فناوری اطلاعات برای برچیدن مبناهای قدیمی و کهنه وارداتی از فرهنگ های بیگانه در ساختار اقتصادی به بن بست رسیده غرب بهره برد و هر چه زودتر و سریعتر روشهای بانکداری اسلامی را بر مبنای درست و بر مبنای عدالت و انسانیت و نه بر مبنای سود و تجارت پایه ریزی کرد.

ما خیلی عقب تر از آنیم که بخواهیم همچنان تجربیات دسته چندم غرب را تکرار کنیم و از فناوری اطلاعات نیز که بر مبنای جریان آزاد اطلاعات شکل گرفته، به شکل تقلیدی و منفعلانه استفاده کنیم.

به نظر میرسد مدیران عالی کشور باید نوع نگاه خود به مقوله فناوری اطلاعات را تغییر دهند و از آن در جهت  نوآوری و خلاقیت با رویکرد اسلامی و بر مبنای انسانیت و عدالت در سازمان ها و سیاستگذاری ها بهره ببرند و نگاه توانمدساز به فناوری اطلاعات را به نگاه انقلاب ساز تغییر دهند.

در نهایت کاملا با مشکلاتی که در راه تحقق تجارت الکترونیکی فرمودید موافقم اما راه حل اصلی این مشکلات را در استفاده موثرتر و و زیر بنایی از فناوری اطلاعات میدانم.

تجارت الکترونیک نیز  براي اینکه بتواند جایگزین روشهاي سنتی شود نیاز به وجود زیرساختارهاي قوي در این زمینه دارد. پیشرفت روزافزون فناوري اطلاعات از جمله در حوزه هوش مصنوعی،منجر به ایجاد الزام برای حرکت به سمت وب معنایی شده است و کنسرسیوم جهانی وب مسئول ایجاد و گسترش این حوزه گردیده.

استفاده از فناوری های اینترنت اشیاء برای ایجاد ارتباطات در ابعاد جدید در جهان و  خلق بازارهای جدید نیازمند مشارکت سازمان هایی نظیر سازمان هاي استاندارد، مراکز تحقیقات ملی، ارائه دهندگان خدمات، اپراتورهاي شبکه و مدیران و تصمیم سازان است. دولت موظف به خلق استراتژي ملی الکترونیک است که تضمین کننده دسترسی (MDGs) براي هماهنگ شدن با اهداف توسعه سند چشم انداز و توزیع وسیع و به اشتراك گذاري اطلاعات و دانش متناسب با این اهداف باشد.

این تعهدات بیش از تعهدات فنی است و باید افزایش پتانسیل هاي انسانی، توسعه همه جانبه فناوري هاي مخابراتی و سایر فناوري هاي جدید را مد نظر قرار دهد که از این طریق مزایاي زیادي پدید خواهد آمد        که شما استاد گرامی بهتر از هر کس بر این نکات واقفید.

از نظر کارشناسان فناوری اطلاعات، مدیران معتقد،مدیران عالی هستند که سازگاري خود با عصر اطلاعات را نشان داده اند، باور شهودي مشترکی دارند. آنان فناوري اطلاعات را عامل اصلی در تدوین راهبرد در سازمان می دانند نه عامل فرعی. این دسته از مدیران مجاب شده اند که فناوري اطلاعات توان تحول ساختارها، روندها و کسب و کارها را دارد و آنها را متحول خواهد کرد. آنان فرصتها و تهدیداتی که فناوري اطلاعات ایجاد می کند را به دقت مورد بررسی قرار می دهند.

باور به نقش کلیدي و مهم فناوري اطلاعات در کسب و کار، اعمال مدیران عالی معتقد را شکل داده و موجب شکل دهی جو حمایت از فناوري اطلاعات می گردد.

سیاستگذاران کلان در کشور و مدیران عالی معتقد براي ایجاد چشم انداز صحیح از آینده بر اساس مطالعات خاص ، باید تحولات فناوری از جمله فناوری اطلاعات را در نظر داشته باشند و نیز باید توجه داشته باشند که نگاه به فناوری به عنوان ورودی چهارم در کنار سه ورودی دیگر تحلیل روند صنعت، عوامل محیطی و توانمندیهاي سازمانی در تدوین چشم اندازها و راهبردها، میتواند مبنای جهش باشد. و ما باید بکوشیم هر چهار عامل را در نظر داشته باشیم نه اینکه با سه عامل سنتی به برنامه ریزی های بلند مدت اقدام کنیم و در نهایت از فناوری به عنوان یک عامل توانمدساز در جهت تحقق تصمیمات سنتی بهره بگیریم.

در نهایت لازم بذکر میدانم از آنجایی که جنابعالی را جزو مدیران دانشمند و دلسوز و معتقد شناخته ام اقدام به نوشتن این نقدنامه کردم و شاید اگر سخنان دیگران هم به اندازه سخنان شما حس امید را در من زنده میکرد، برای آنان نیز نقدها و نظراتم را مینوشتم.

 

والسلام

سید محمود شجاعی کیاسری

کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

 

 

چاپ مقاله تحت عنوان : بررسي كاربرد هوش تجاري در فرايندهاي دولت الكترونيكي به وسيله تحليل مفهومي دولت

سلام

مقاله دیگری از اینجانب تحت عنوان:

"بررسي كاربرد هوش تجاري در فرايندهاي دولت الكترونيكي به وسيله تحليل مفهومي دولت الكترونيكي به عنوان يك سيستم باز"

در ماهنامه تكفا 



سال نهم، شماره 3-4 (پياپي 30)، ارديبهشت و خرداد 1390

در صفحه ۸۰ به چاپ رسیده.

دوستان علاقه مند میتونند برن مطالعه کنند و نطراتشون رو منعکس کنند که ما استفاده کنیم از نطراتشون.

شایان ذکر هست که این مقاله کار مشترک من و دو نفر دیگه از دوستان هست :

محمدرضا قنبري اديب، صابر سليماني   

با تشکر

 

 

تصاویری از ارائه مقاله اینجانب در کنفرانس زنجان

 

شایان ذکر هست که این تصاویر از روی یک فیلم که با گوشی موبایل با کیفیت نه چندان بالایی گرفته شده بود، کپچر شدن و زیاد کیفیت مناسبی ندارن. ولی از  آنجایی که لنگه کفش در بیایان غنیمت است این عکس ها رو به اشتراک میذارم.

براي رویت تصاوير كليك نماييد

با تشکر از دوست خوبم که زحمت فیلم برداری رو اونجا کشیدن 

انتخاب ارائه مقاله اینجانب در لیست مقالات منتخب دومین همایش بین المللی ایده های نوین در فناوری اطلاع

 

سلام

مقاله اینجانب با عنوان :

 

"استفاده غیر تجاری از هوش تجاری، کلید تحقق کامل دولت الکترونیکی"

"Noncommercial usage of business intelligence  as the key to achieve complete e-government"

 

در لیست مقالات منتخب دومین همایش بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات قرار گرفت و به زودی در مجله علمی پژوهشی Computer Society Of Iran به چاپ خواهد رسید.

 

لینک مطلب :

http://www.iasbs.ac.ir/seminar/cicis11/selected_papers.html

 

 

 

 

 

کاربردهای داده کاوی روی سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی

سلام در حال حاضر داده کاوی، و فرآیندهای کشف دانش در سازمان ها گسترش یافته اند و برای سازمان ها صرفه جویی و سود آوری بسیار خوبی داشته اند و به مدیران کمک های بسیار زیادی برای اتخاذ بهترین تصمیم ها نموده اند. معمولا سازمان ها یا شرکت های تجاری به سمت استفاده از این ابزارها رفته اند. به عنوان مثال شرکت های صنعتی و تولیدی خدماتی که در طول یک زنجیره تامین و یا زنجیره ارزش قرار دارند و دسترسی به داده های مرتبط و حجیم دارند. اما در کشور ما، با توجه به اینکه هنوز دیدگاه زنجیره ارزش و شراکتهای استراتژیک، به صورت عملی جا نیافتاده است و هنوز رقابت ها میان سازمان ها و شرکت ها وجود دارد در حالی که این رقابت باید میان زنجیره های ارزش ایجاد شود و همکاری های مبتنی بر اعتماد از بالاترین مرحله تامین کنندگان اولیه تا مشتریان نهایی شکل بگیرد. اتفاقی که در کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا افتاده است. اما مشکل به اینجا ختم نمیشود. ما باید سیستم های اطلاعاتی غیر تجاری را نیز یکپارچه کنیم و از اطلاعات آنها بهره برداری استراتژیک کنیم. یک مثال می آورم : تصور کنید که سیستم اطلاعات بانک های کشور با سیستم اطلاعات قوه قضائیه کشور یکپارچه شود. به این ترتیب در سطح معمولی این قدرت به بانک ها داده میشود که به راحتی وضعیت سوابق تخلفات و جرائم یک مشتری را قبل از اعطاء وام بررسی نمایند. اما در سطح تصمیم سازی و آینده نگری و پیش بینی و تخمین رفتارهای مشتریان، میتوان توسط داده کاوی به اطلاعات و دانش ارزشمندتری نسبت به مشتریان دست یافت. به عنوان مثال، برای مشتریانی که هیچ سابقه تخلفی ندارند، میتوان با استفاده از تکنینک های داده کاوی، احتمال مجرم بودن فرد در آینده را با توجه به اطلاعات مشتریان مجرم که در گذشته در سیستم اطلاعاتی وجود دارد، پیش بینی کرد و از بسیاری از جرم ها پیشگیری کرد. این کار با استفاده از تکنیک های خوشه بندی، کلاسه بندی ، ایجاد درخت تصمیم یا شبکه های عصبی، قابل پیاده سازی است. در آینده مثال های بیشتری را بررسی میکنیم.

مدیریت دانش

 

سلام

همانطور که میدانیم مباحث مربوط به مدیریت دانش که این روزها بسیار مورد اقبال سازمان ها قرار گرفته اند، بیشتر در حوزه درون سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته اند و اگر نگاهی به محیط سازمان داشته باشند، نوع نگاه چندان استراتژیک نیست و به دنبال کسب بهبود در حوزه فعالیت سازمان است.

در اینجا به نظر میرسد، مدیر عالی دانش در سطح دولت بتواند پیوند خوب و رابطه معنا داری میان دانش های پراکنده بین سازمانی ایجاد کند.

چه در حوزه خلق دانش، چه ذخیره دانش، چه تسهیم دانش و چه کاربرد دانش

ولی آنچه که بیش از پیش نوآورانه مینماید، استفاده از مدیریت دانش در حوزه کاربرد دانش و بین سازمانی است.

نظر شما چیست؟ آیا راجع به این بحث ایده ای دارید ؟

 

ارائه مقاله در دومین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات در زنجان

۴ شنبه، ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۰ ، در دومین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات در زنجان مقاله خودم رو بصورت شفاهی ارائه کردم.

"استفاده غیر تجاری از هوش تجاری، کلید تحقق کامل دولت الکترونیکی"

"Noncommercial usage of business intelligence  as the key to achieve complete e-government"

کنفرانس خیلی خوبی بود و به نظرم سال آینده خیلی خیلی بهتر هم خواهد شد.

فایل پاورپوینت ارائه ام رو اینجا منتشر میکنم تا اگر کسی مایل بود بتونه ببینه.

 دانلود ارائه

2nd Contemporary Issues in Computer and Information Sciences (CICIS'11)

2nd Contemporary Issues in Computer and Information Sciences (CICIS'11)

Institute for Advanced Studies in Basic Sciences

May 31-June 2

 

Dear Seyed Mahmood Shojaei Kiasari,

 

Thank you for your submission to the 2nd Contemporary Issues in Computer and Information Sciences (CICIS'11). On behalf of the CICIS'11 Program Committee, I am really pleased to inform you that your paper 306, entitled

 

Noncommercial use of business intelligence as key to achieving Complete e-government

 

has been accepted for publication in the conference proceedings and also for oral presentation at CICIS’11. Papers go through a rigorous review process. Most papers are reviewed by at least 3 program committee members.

Please note that each speaker will have 20 minutes available for their presentation and 5 extra minutes for questions and answers. So please prepare your content in a way that would support this schedule. For the sake of international participant, it is strongly recommended that English papers be presented also in English.

Please also note that each accepted paper needs to be separately registered and authors need to finalize their payment process no later than May 18th, 2011. This process needs to be repeated for each accepted paper, separately.

 

 

 

Below you can find if there are any comments available from the reviewers for your paper. Please try to incorporate comments from reviewers in preparing the camera ready version of your paper. The deadline for the final version submission is May 18th, 2011, so please submit your camera ready version no later than this date.

 

Looking forward to hosting you in Zanjan,

 

Best regards,

Bahram Sadeghi Bigham

Conference chair

Institute for Advanced Studies in Basic Sciences(IASBS), Zanjan, Iran

 

 

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک - استاد دکتر هومن تصدیقی 3

۸- شرح طرحها و اقدامات:

در اين مرحله بايد بر اساس چشم انداز ، ماموريت ، تحليل هاي صورت گرفته و در نهايت استراتژيهاي

توليد شده ، تعدادي از طرحها و اقدامات را انتخاب و اجرايي نماييم.

استراتژي

Action

افزایش سهم مخاطبان

SEO ,mult.,cont ,Link building

افزایش

brand awar

Brand monitor,Cont

افزایش محبوبیت

PR Management link bulding

پس از تعیین استراتژهای سازمات و بیان طرحها و اقدامات لازم برای هر استراتژی باید به دنبال مشخص کردن جزئیات طرحها و اقدامات باشیم.

۹- تنظیم دورنمای سازمان برای آینده:

فرض کنید در چشم انداز یک سازمان آمده:

یکی از ده شرکت برتر منطقه در حوزه امنیت اطلاعات

پس از طراحی eStrategy ممكن است به اين اطلاعات رسيده باشيم:

1- تعداد نو آوري لازم :(20 در سال)

2- ميزان وسعت شبكه فروش (100نمايندگي)

3- نحوه فروش: پنج درصد Online و بقيه نود و پنج درصد Offline.

در اين بخش بايد دور نماي سازمان در قالب تعدادي عدد مشخص بيانگر اهداف سازمان باشد.

در حوزه الكترنيك اين اعداد ميتواند به شكل و توجه به زمينه هاي الكترونيك اعلام شود:

دورنماي سايت :

1- 100خبر در هفته.

2- 200 لينك ورودي در ماه.

3- 500000 بازديد كننده در روز.

4- 100000000 ميزان فروش فصلي بر اساس اعداد تعيين شده (ناشي از الگو برداري ، ناشي از تحليل ،

ناشي از شبيه سازي، ناشي از آمار گيري و 000) بايد عملكرد دقيقتر سازمان به شكل شفاف تدوين

گردد.

۱۰- تدوين برنامه عملياتي (يكساله)

فرض كنيد در دورنماي يك سازمان ارتباط به ۸۰ درصد مشتريان در سال ذكر شده است .

ليكن وضعيت فعلي در عدد ۱۰ درصد ميباشد.

براي آنكه بتوانيم به اين شاخص دقيق برسيم ، بايد مدت زماني صرف شود.

برنامه عملياتي يكساله به گامها و فعاليتهاي لازم جهت رسيدن به اهداف سال بعد (منشعب از دورنما)

اشاره دارد.

BSC: Balanced Scorecard

بر اساس ديدگاه كاپلان و نورتن ، علت نرسيدن به اهداف استراتژيك و پوشش آنها ، ضعف در چهار جزء

زير است:

1- رشد يادگيري نامناسب.

2- عدم توجه به مسائل مالي و

3- عدم توجه به فرآيندها و باز تعريف آنها.

4- عدم توجه در تمركز بر روي خواسته مشتريان.

پيشنهادگرديد كه حركت استراتژي توسط 4 جزء فوق مورد ارزيابي قرار گيرد(بشكل متوازن)

 

 

منبع : http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک - استاد دکتر هومن تصدیقی 2

 

بکارگیری مدل برایسون برای تدوینeStrategy

نمونه موردی:Uniqe Living site

بخشهای مدل برایسون عبارتند از :

    ۰۱توافق اولیه

    ۰۲تعیین وظایف

    ۰۳تحلیل ذینفعان

    ۰۴تنظیم بیانیه ماموریت سازمان

    ۰۵شناخت محیط سازمان

    ۰۶تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان

    ۰۷تعیین استراتژیها

    ۰۸شرح طرح ها و اقدامات

    ۰۹تنظیم دورنمای سازمان برای آینده

   ۰۱۰برنامه عملیاتی یکساله.

 

1-توافق اولیه.

شرکت انجام دهنده فرآیند با شرکت کافرما جلسات مشترک دارند, در این جلسه هدف , ایجاد توافق اولیه مابین کلیه تصمیم گیرندگان کارفرما است. دو نوع توافق :

Phase & Total

Phase:

این توافق برای هنگامی است که نوع تصمیمگیری غیر ساخت یافته و یا نیم ساخت یافته است در این حالت امکان تعیین وضعیت کلیه گامها مشخص نیست.

Total:

برای هنگامی است که پیمانکار یا کارفرما بسیار با تجربه بوده و این پروژه قبلا" انجام شده است.

نمونه از این توافقها :

 ۰۱کاهش میزان استعلام و  ۰۲افزایش کیفیت  Lead ورودی به وب سایت.

احتمالا" چند مدیر این شرکت در کنار هم اقدام به بررسی نموده اند.

2- در بخش  تعیین وظایف موارد زیر در این شرکت انجام شده است:

 1- شناسایی نقاط قوت و ضعف.

2-شناسایی و پایبندی به استراتژی.

3- فرهنگ استفاده از مکانیزمهای الکترونیکی.

4- بکارگیری یک مشاور در حوزه

eStrategy.

5- ارزش آفرینی برای تمام ذینفعان.

 3- در بخش تحلیل ذینفعان از یک مدل مناسب مثلا مدل

Freeman

اقدام به شناسایی ذینفعان شده است.

برای این سایت و حوزه الکترونیکی از تحلیل ذینفعان مثبت اثر گذار و اثر پذیر خارجی استفاده میکنیم.

 هدف از شناسایی و تحلیل ذینفعان , تمرکز بر روی ارزش یا نیاز مرتبط با آنها میباشد.

این نیاز و یا ارزش در گامهای بعدی مدل برایسون بکار میرود.

نیاز سنجی ارزش سنجی:

همیشه عنوان نیاز سنجی در کسب و کار شنیده شده است. طی این فرآیند نیازهای (قابل پاسخ یا غیر قابل پاسخ یک ذینفع شناسایی میشود.

در مقابل ارزش سنجی که کمتر شنیده میشود به تمرکز برروی ارزش قابل تولید یک کسب و کار توجه دارد.

در شرکت Uni living دو ذینفع طراح سایت (اثر گذار) و مشتری/ مخاطب (اثر پذیر) انتخاب شده است.

تحلیل مرتبط نیاز سنجی مشتری/ مخاطب :

۰۱استفاده از اینترفیس ساده.

۰۲سهولت در دسترسی با سایت.

۰۳به روز بودن اطلاعا ت و محتوا.

۰۴اعتبار و خوشنامی.

ارزش سنجی طرح سایت:

۰۱توانایی خلق اینترفیس ساده.

۰۲درج و ثبت سایت در مکانهای مختلف (ایجاد ورودی های گوناگون برای سایت)

۰۳توانایی ارتقاء سطح برند.

۰۴توانایی ارتقاء رتبه سایت.

 هسته اصلی (1و2و3)(Pre-setup)بشکل مشترک توسط مدیران استراتریک و مدیران میانی تولید میشود.

دایره میانی (4و5و6و7)(Setup)باید توسط استراتژیستها و مدیران استراتژیک صورت پذیرد.

دایره بیرونی (8و9و10)(Post-Setup)باید توسط مدیران میانی و اجرایی دنبال شود.

 4-تنظیم بیانیه ماموریت سازمان:

درمرحله چهارم یعنی بیانیه ماموریت سازمان با توجه به توافقهای انجام شده و ذینفعان شناسایی شده , یک بیانیه تولید مینماییم.

در واقع در مرحله توافق اولیه , خلق چشم انداز صورت میپذیرد:

تنظیم بیانیه ماموریت سازمان:

دراین بخش میتوان برای شرکت مورد نظر بر اساس چشم انداز تدوین شده , اقدام به اعلام بیانیه نمود.

یک بیانیه ماموریت برای این شرکت میتواند چنین باشد:

این شرکت از طریق راه اندازی سایت اینترنتی , تلاش میکند تا همواره نیاز مشتریان خود و ارزشهای قابل ارائه توسط دیگران را به شکل Proactiveشناسایی کرده و برای تحقیق اقدام نماید.

موارد  زیر میتوانست جزء ماموریت های این سازمان باشد:

-ارائه املاک لوکس در سراسر دنیا با حداقل هزینه مطابق خواسته مشتری از طریق اینترنت.

-ارائه بهترین خدمات در حوزه املاک لوکس , با بالاترین کیفیت از طریق اینترنت.

-نوآوری در ارائه خدمات املاک لوکس از طریق اینترنت.

 5- شناخت محیط سازمان (الکترونیکی):

در بخش شناسایی محیط سازمان باید محیط داخلی و بیرونی شناسایی شود منظور از محیط در حوزه

eStrategy محیط الکترونیکی میباشد.

محیط :

۱- داخلی :SWOT

2- بیرونی :PEST

بنابر این برای محیط داخلی سازمان از:

SW

و برای تحلیل محیط بیرونی سازمان از:

PEST  &  O T

 میتوانیم برای تحلیل محیط بیرونی از ابزار نیروهای پنج گانه پرتر نیز استفاده کنیم.

نیروهای پنج گانه پورتر:

تامین کنندگان اینترنتی:

در این بخش قدرت تامین کنندگان (اینترنتی) مورد بررسی قرار میگیرد.

 تامین کنندگان:

سایت اینترنتی – تولیدکنندگان محتوا اینترنتی – طرح بانک و سیستم پرداخت – سایت گواهینامه الکترونیکی.

 قدرت خریداران:

خریداران از یک سایت , چه قدر در برابر این کسب و کار قدرت دارند.

به راحتی مقایسه میکنند , به راحتی جایگزینی پیدا میکنند , به راحتی سوئیچ میکنند , به راحتی اعتراض میکنند.

 تهدید ورودیهای جدید:

آیا دیگران میتوانند به سادگی مشابه سایت ما و فرآیندهای مارا ایجاد کنند.

تهدید جایگزین:

آیا محصول / خدمتی وجود دارد که بتواند جایگزین محصول / خدمت ما باشد.

 شناسایی و تحلیل محیط بیرونی (محیط مستعد)

برای راه اندازی سایت شرکت , مجوز و محدودیت خاصی نداریم , مشتریان شرکت, با اینترنت و بکارگیری آن آشنا هستند ولی گاهی به راحتی به این سایت دسترسی پیدا نمیکنند.

در این زمینه رقیب کم بوده و خریدارا قدرت متوسط دارند.

امکان حضور رقیب جدید وجود دارد و محصول جایگزین برای مشتریان به راحتی ایجاد نمیشود (تهدید ها ...)

6-تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان:

در این محل با بررسی مشتریان و تلاقی آن با ارزش های قابل تولید متوسط اثر گذاران میتواند به موضوعات استراتژیک نزدیک شود موضوع استراتژیک موضوعی است که محل توجه بسیاری از رقبا , صنعت و ... باشد و تسلط بر موضوع , میتواند امکان و سه منشاء بسیاری از موفقیت ها باشد.

مثلا: امروزه توجه موضوع استراتزیک است .

برای تعیین موضوعات استراتژیک ( در حوزه الکترونیکی) میتوان ار ماتریس استراتژیهای کلان پورتر پیروی کنید.

برای سایت مورد نظر میتوان موضوعات استراتژیک زیر را شناسایی کرد: ا- سهولت 2- محتوا.

 7- در این مرحله باید استراتزیها تدوین شود.

این استراتژیها باید حول محور موضوع استراتژیک باشند.

استراتژیها باید به گونه ای باشد که از قوتها و فرصتها جهت غلبه بر ضعفها و تهدید ها استفاده نماید.

هر استراتزی دارای الویت CSF میباشد.هر استراتژی باید اجرایی پذیر شود

 

 

منبع : http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک -  استاد دکتر هومن تصدیقی 1

عریف eStrategy  فرآیند تدوین ارزیابی و اجرایی پذیر کردن استراتژیهای یک بنگاه اقتصادی الکترونیکی و یا بنگاهی که در آن ابزار فناوری استفاده میشود را eStrategy Design گويند.

رابطه هدف ‌، ضعف و قوت ، CSF ،استراتژي :

-هدف ، خواسته يك نهاد است كه در راستاي آن شروع به تلاش ميكند.

-هدف از روي چشم انداز استخراج ميشود.

GOAL    ----->     SMART

(S(specipic), M(measurable), A(acheivable), R(realistic),T(timly bound

ضعف - قوت :  Internal  

فرصت - تهدید :  External  

ازروی چشم انداز هدف تولید میشود.

برای رسیدن به هدف استراتژی تدوین میگردد.

به هنگام تدوین استراتژی به فرصتها و تهدیدها و قوتها و ضعفها توجه کنیم.

برای آنکه استراتژی تدوین شده به موفقیت برسد باید CSF آن شناسايي و براي حصول موفقيت در اجرا استراتژي CSFها محقق گردد.

سئوال : يك كسب و كار بر اساس ‌‌BP خود قصد دارد ، اقدام به راه اندازي يك سايت الكترونيكي جهت اطلاع رساني نمايد.استراتژيهاي ممكن كدام هستند؟

ابتدا بايد مدل برنامه ريزي استراتژيك الكترونيكي انتخاب شود و سپس بر اساس گامها و اجزاء اين مدل عمل ميكنيم.

-چند نمونه استراتژي محتمل براي راه اندازي  سايت عبارتند از:

1- ازطريق Out Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت ایستا  مینماییم.

۲- ازطريق In Sorcing اقدام به راه اندازی یک  پورتال جامع مینماییم.

۳- ازطريق Co Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت پويا مینماییم.

eStrategy در يك كسب و كار در حال راه اندازي بعنوان يكي از اجزاء بخش هشتم BP تدوين ميشود.

در يك كسب و كار موجود  eStrategy  از روي استراتژي اصلي سازمان توليد ميگردد.

گامهاي ساده ميتوانند موارد زير باشد:

۱- چشم انداز   ۲-هدف  ۳-قوت و ضعف   ۴- استراتژي   ۵- CSF.

روشهاي ساده eStrategy داراي تعدادي ضعف ميباشد:

مثلا" در اين مدل ساده استراتژيهاي زيادي پيشنهاد ميشوند ولي ارزيابي نميشوند همچنين در اين مدل ساده گامهاي اجرايي تعيين نميشوند.الويت بندي وجود ندارد.اجرايي پذير كردن نيز وجود ندارد.

* توسعه از ديدگاه جك ولش:

 از ديد جك ولش ، توسعه ، انتخاب يك مدل موفق از قبل آزموده شده و پايبندي به اجراي آن ميباشد. 

- اگر به دنبال توسعه اقتصادي هستيم   ------------> مدل توسعه اقتصادي

- اگر به دنبال برنامه ريزي   eStrategy    ------------> مدل برنامه ريزي استراتژيك.

معرفي برنامه ريزي:

برنامه ريزي عبارت است از فرآيندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات.

تفاوت برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي استراتژيك:

                                                          برنامه عقلايي

        اهداف <--------------------------------------------------  منابع

                                             برنامه ريزي عادي (تفكر همگرا)

 

                                            برنامه ريزي استراتژيك

          منابع <-------------------------------------------------- اهداف  

                                                 (تفكر واگرا)

تفاوت برنامه ريزي استراتژيك عادي و برنامه ريزي eStrategy:

 برنامه ريزي استراتژيك عادي يا كلان

         منابع <-------------------------------------------------- اهداف

                                             

                                            برنامه ريزي eStrategy

  منابع الكترونيكي <------------------------------------------- اهداف

برنامه ريزي استراتژيك انسانی

         منابع انسانی<------------------------------------------ اهداف

 

برنامه ريزي استراتژيك بازار

         منابع حضور و رشد در بازار<------------------------------ اهداف

 

                                      برنامه ريزي استراتژيك مالی

           منابع مالی<------------------------------------------ اهداف

یکی از مدلهای مناسب برای برنامه ریزی eStrategy مدل برايسون است.سال ۲۰۱۰ يك چارچوب براي

eStrategy بنام eStrategy Framwork توليد شد.توسط اين مدل برنامه eStrategy یک کسب وکار را تدوین و تحلیل و اصلاح نمود.

 

 

منبع :http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

یادم باشد کتابی برای پاسخ به استاد دریفوس بنویسم

امروز که داشتم تو وب دنبال یه سری مطلب را جع به دولت الکترونیک میگشتم با کتاب آقای دریفووس آشنا شدم :

کتاب «درباره اینترنت» نوشته هیوبرت دریفوس است که انتشارات راتلج در سال 2001 آن را منتشر کرده است.هیوبرت دریفوس استاد فلسفه دانشگاه برکلی است.

در این کتاب که شامل ۵ فصل هست مطالبی بیان شده که خلاصش اینه :

 

دریفوس در کتابش «دربارة اینترنت» در واقع به بسط دادن نظر انتقادی اش دربارة هوش مصنوعی در مواجهه با پدیدة اینترنت می پردازد.، پدیده ای که به قول خودش در مقدمة کتاب، صرفاً یک ابداع جدید تکنولوژیک نیست، بلکه معرف سنخ جدیدی از ابداعات تکنولوژیک است، سنخی که می تواند آشکارکنندة ماهیت خود تکنولوژی باشد. به نظر او تا به حال ابداعات تکنولوژیک در ابتدا برای رفع نیازهایی مشخص به وجود آمده و سپس عوارض جانبی غیرقابل انتظاری را آفریده اند. مثلاً تلفن ابتدا برای تسهیل ارتباطات در تجارت به وجود آمد اما امروزه به وسیله متعارف کاملاً خانگی و حتی برای پرکردن فضای خصوصی بدل شده است. اما در مورد اینترنت که در ابتدا برای به وجود آوردن ارتباط بین دانشمندان به وجود آمد، این امر کاملاً به حاشیه رانده شده و مشخص شده است که اصولاً اینترنت آن قدر فراگیر و مرتباً در حال تغییر است که به جای آن که وسیله ای برای برطرف کردن نیازی خاص باشد، هرلحظه کاربرد تازة غافل گیرکننده ای برای آن کشف می شود و به این ترتیب به جوهر تکنولوژی یعنی این که دسترسی هر چیزی امکان پذیر شود، نزدیک شده است. دریفوس در این جا به پیروی از هایدگر به این خطر تکنولوژی مدرن (واینترنت به عنوان نمونه ای کامل از آن) اشاره می کند که سوژه انسانی در خطر محو شدن در برابر تولید ابژه های تکنولوژیک مدرن است. یا به عبارت دیگر انسان مدرن در خطر بردگی تکنولوژی مدرن است.
کتاب به چهار فصل تقسیم می شود. دریفوس در فصل اول به «گزافه گویی دربارة ابر پیوندها (هایپرلینک ها)» به شکست هوش مصنوعی در بازیابی اطلاعات دارای مناسبت در اینترنت می پردازد و نشان می دهد که شکل حقیقی و حرکت جسم های ما نقشی اساسی در به وجود آمدن معنا دارد و فقدان تجسد به فقدان مناسبت می انجامد. هنگامی که ما در اینترنت جست وجو می کنیم، بدن ما در این جست وجو شرکتی ندارد. جست وجو توسط یک موتور جست وجو صورت می گیرد که از قواعد و فاکت های معینی پیروی می کند، یعنی وضعیتی شبیه یک انسان مبتدی در مدل کسب مهارتی، که دریفوس در فصل بعدی آن را مفصلاً شرح می دهد چنین موتور جست وجویی نمی تواند عناصر مختص موقعیت را مورد ملاحظه قرار دهد و به این ترتیب عملکردی در سطح پایین مهارت خواهد داشت.
مسأله دیگر که دریفوس در این فصل به آن می پردازد این است که اینترنت حاوی مقادیر هنگفتی از اطلاعات ابرپیوند یافته (هایپرلینک شده) است بدون آن که کتابداری وجود داشته باشد که آنها را طبقه بندی یا انتخاب کند. سازمان بندی اطلاعات در اینترنت تک سطحی و انعطاف پذیر است و امکان اجازة همه لینک های ممکن را می دهد، هرچیزی را حفظ می کند و همة متن ها را در دسترس قرار می دهد. چنین خصوصیاتی به گفتة دریفوس زمینه را برای رشد یافتن گسترش بین متنی و جست وجوی بازیگوشانه و غیرمتعهد بدون هدف واضح فراهم می کند. به این ترتیب اینترنت «سوژة مدرن با هویت ثابت را که میل به داشتن مدلی کامل و قابل اعتماد از جهان دارد» موجب نمی شود، بلکه سوژة پست مدرنی متلوّنی را می آفریند که آمادگی گشایش به افق های همیشه جدید را دارد.
در فصل دوم کتاب با نام «یادگیری از راه دور چقدر از آموزش دور است؟» دریفوس دربارة پدیدارشناسی آموزش مهارت ها و نیاز به شاگردی کردن مستقیم برای کسب کردن سطوح بالای مهارت بحث می کند. او معتقد است که بدون درگیر شدن و حضور، مهارت آموزی ممکن نیست. 
دریفوس در این فصل یک مدل کسب مهارت شامل پنج شیوة کارکرد را از مرحلة «مبتدی» تا مرحله خبرگی شهودی که آن را «فرد عملی» می نامد ارائه می دهد. فضای سیبرنتیکی در اینترنت حوزه تعاملات بدون خطرپذیری است که در آن تعهدی واقعی وجود ندارد و بنابراین یادگیرندگان امکان رسیدن به مرحله ای بالاتر از «کاردانی» را ندارند. به قول دریفوس «اگر حضور از راه دور [در اینترنت] نتواند تدریس در کلاس درس و حضور در سالن سخنرانی را به نحوی انتقال دهد که از طریق آن مشارکت جویی شاگردان توسط معلمان متعهد و حضور شاگردان نزد استادانی امکان پذیر شود که سبک عمل آنها به طور روزمره برای این شاگردان آشکار باشد تا مورد تقلید قرار گیرد، آن گاه یادگیری از راه دور تنها می تواند کاردانی به وجود آورد و تبحر و خرد عملی کاملاً دور از دسترس خواهند ماند». تأکید دریفوس بر اهمیت حضور جسمی روزمره در نزد استادان برای کسب سطوح مهارتی در حد استادی و خرد عملی است. 
دریفوس روشن می کند حضور جسمی به صورت شاگردی کردن تنها راه بدست آوردن یک سبک است. منظور از «سبک» خصوصیات رویکرد استاد و شیوه مشکل گشایی توسط اوست. به قول دریفوس «یک معلم الهام بخش مانند ویتگنشتاین نسل های متعددی از داشنجویان را به جای می گذارد که نه تنها سبک او بلکه حتی اطوار او را تقلید می کند».
فصل سوم کتاب «حضور از راه دور نامتسجد و متروک شدن امر واقعی» به توصیف بدن به عنوان منبع حس ما از تسلط بر واقعیت می پردازد و این که چگونه فقدان پیوستگی و هماهنگی پس زمینه ای- که خصوصیت حضور از راه دور است- به فقدان درک واقعیت افراد و اشیا می انجامند.
اینترنت نمی تواند دستیابی به تسلط کامل را موجب شود. دریفوس در این فصل از برداشت مر لوپونتی از «حداکثر تسلط» استفاده می کند که مقصود از آن گرایشی جسمی برای بدست آوردن تسلط مطلوب بر جهان است. هنگامی که ما به چیزی می نگریم گرایش داریم، بدون فکر کردن به این کار بهترین فاصله را برای دریافت شی هم به عنوان یک کل و هم بخش های مختلف آن پیدا کنیم» این حداکثر تسلط یا احاطه گرایش بدن ما، از طریق حرکت کردن مداوم، تجربه های ما در این جهان را به صورت تجربیاتی از اشیا پایدار سازمان دهد. دریفوس در پیروی از پدیدارشناسی جسم مرلوپونتی این بحث را مطرح می کند که اگر حسی از حضور [واقعی] باید در حضور از راه دور وجود داشته باشد، ما باید مداوماً امکان بدست آوردن تسلط بر هر چیز را که در مقابل ما قرار می گیرد را فراهم کنیم. چنین وضعیتی هنوز در فضای سیبرنتیکی به وجود نیامده است و احتمالا هرگز به وجود نخواهد آمد. تعامل میان بدن ها، آنچنان که مرلوپونتی آن را بیان می کند، به عبارت دیگر تعامل و روزمره متجسد را نمی توان در فضای سیبرنتیکی کسب کرد، هرچه قدر هم که این رابطه با تصاویر سه بعدی، صدای استریو، کنترل رباتی از راه دور و غیره غنی شده باشد. فصل پایانی کتاب با نام «نیهیلیسم در بزرگراه اطلاعاتی: گمنامی در برابر تعهد در عصر حاضر» به طور مشروح توضیح می دهد که چگونه معنا نیاز به تعهد و تعهد واقعی به خطرپذیری واقعی نیاز دارد؛ در حالی که اینترنت ما را به اجتناب کردن از خطر تعهد واقعی سوق می دهد.
گمنامی و واقعیت شبیه سازی شده اینترنت امکان پرهیز از تعهد داشتن را فراهم می آورد. دریفوس استدلال می کند که اینترنت دشمن غایی تعهد بی قید و شرط در جامعة مدرن غربی است، درست همان طور که کی یرکگارد در زمان خودش مطبوعات را این چنین می دانست. جست وجوگران گمنام و نامتعهد اینترنت لذت را به محور زندگی های ما بدل می کنند. این جست وجوگران به قول کی یرکگارد در حوزة زیباشناختی وجود زندگی می کنند، که نهایتاً نومیدی را برای آنها به بار می آورد. تنها راه خروج از این ناامیدی پذیرفتن تعهد بی قید و شرط حوزة مذهبی وجود است. با وجود آن که اینترنت تعهد بی قید و شرط را منع نمیکند، امکان بر دوش گرفتن چنین تعهدی را تضعیف خواهد کرد. به قول دریفوس: «برای آزمودن این که آیا فردی تعهد بی قید و شرط دارد، باید دید که آیا فرد اشتیاق و شجاعت انتقال دادن آنچه را آموخته است از شبکه به دنیای واقعی دارد یا نه». در اینجا هم مانند مسأله کسب کردن مهارت دریفوس این امکان را مد نظر قرار نمی دهد که آنچه در فضای سیبرنتیکی آموخته می شود عمدتاً در همان فضای سبرنتیکی مورد استفاده قرار می گیرد. در مجموع در این کتاب اینترنت وسیله ای خطرناک برای یادگیری شمرده می شود که به علت گرایش ذاتی آن بر غلبه یافتن بر ما و سوق دادن ما به سوی زندگی بدون تعهد در حوزة زیباشناختی باید با احتیاط بسیار با آن برخورد کرد. 

 

 

 

جالبه این استاد دانشگاه اینترنت رو به عنوان یک ماهیت مستقل مورد بررسی قرار داده در حالی که اینترنت در بالاترین سطح یک بستر ارتباطی هست .

اینترنت یا هر وسیله ای یا نرم افزار دیگری قرار نیست از خودش دانش تولید کنه. ای باباااااااااااااا

نمیدونم از کجا شرو کنم

ولش کن

 به زودی خودش میفهمه که تمام نظراتش اشتباه بوده

البته این خاصیت علم هست که خیلی زود کهنه میشه و اشتباهات کشف میشن .

هوش ماشینی هرگز نمیتونه جای هوش انسانی رو بگیره و قرار هم نیست اینکار انجام بشه. فقط قراره تا جایی که ممکنه ما رو به سمت انسانیت پیش ببره . . .

هوش تجاری، دولت الکترونیک، مدیریت دانش، سیست های اطلاعاتی، قانون اساسی، عدالت اجتماعی

یه فکری تو سرم اوومده که دارم روش کار میکنم،

اگر بخوام با یه رشته از کلمات منظورم رو برسونم فعلا موفق تر میشم، تا اینکه بخوام با جملات توضیح بدم :

سیستم های اطلاعاتی سازمانی ، سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی، مدیریت زنجیره تامین و خلق ارزش، کشف دانش سازمانی، کشف دانش بین سازمانی، مدیریت دانش، تجارت الکترونیک، قانون اساسی، تحقق عدالت اجتماعی، تغییر تعریف دولت الکترونیک با توجه به قانون اساسی، تحقق دولت الکترونیک با استفاده غیر تجاری از هوش تجاری، هوش تجاری، هوش تجاری و باز هم هوش تجاری . . .

لزوم ایجاد سند راهبردی هوش تجاری کشور . . .

تحقق عدالت اجتماعی

و . . . .

دعای ما هنگامه تحویل سال 1390

 

اینک که ظلم و ستم سراسر این دنیا را فرا گرفته و ظالمان با لباس های متفاوت در حال پیروی از امیال نفسانی خود هستند، از او میخواهیم :

ای تغییر دهنده دلها، شکست دهنده  قلب های آهنین، وای روشنگر چشم های بینا امّا نابینا

ای تدبیر کننده روز و شب، ای آوردنده روشنی از پس تیرگی و تیرگی از پس روشنایی، ای روشنی بخش دلهای مشتاق بعد از تاریکی و ظلمت

ای تحوّل آفریننده در گردش روزگار و تغییر دهنده حالات در جهان، مخلوقات و انسانها، ای ریشه کن کننده ظلم و ظالم و پیروزی بخش مظلومان در جهان و ای درهم شکننده تاج و تخت ها

تقدیر ما را به بهترین شکل ممکن رقم بزن و ما را در مسیری هدایت کن که خود مشتاق آنی

تغییر من مورد رضای تو نیست، تغییر ما مطلوب توست، اینک ما خواستیم، تو نیز  بخواه تا ریشه کن کنیم بساط ظلم را در جهان

 

 

SOLID

SOLID

وحید نصیری، یک مطلب با عنوان «نمونه سوالات مصاحبه استخدامی» نوشته است که ترجمه‌ای است از New Interview Questions for Senior Software Engineers، نوشته اسکات هنسلمن.

سوالات جالبی وجود دارد که سعی خواهم کرد با کمک ویکیپدیا و گوگل جواب بعضی از آنها را بنویسم.

آيا مي‌دانيد SOLID چيست؟

در برنامه‌نویسی کامپیوتری، SOLID سرنام کلمات زیر است که توسط رابرت مارتین در اوایل سال ۲۰۰۰ مطرح شد:

Single responsibility

Open-closed

Liskov substitution

Interface segregation

Dependency inversion

لینک منبع

حرف اول سرنام مخفف
S SRP
Single responsibility principle

هر شیء می‌بایست فقط یک مسئولیت داشته باشد

O OCP
Open/closed principle
هر چیزی در نرم‌افزار می‌بایست قابل توسعه دادن باشد (باز)، اما قابل تغییر نباشد (بسته).
L LSP
Liskov substitution principle. See also design by contract.
اشیاء در یک برنامه باید بتوانند با نمونه‌هایی از subtypeهای خود قابل جایگزینی باشند، بدون اینکه بر صحت آن برنامه اثر بگذارد.
I ISP
Interface segregation principle
چند رابط کاربر که مختص به مشتریان متفاوت هستند بهتر از یک رابط کاربر عمومی است.
D DIP
Dependency inversion principle
هر چیز باید به انتزاع وابسته باشد، نه به تعین 

 

به نقل از وبلاگ  دنده معکوس

 

 

توصيف داده‌ها براي داده‌كاوي

 

توصيف داده‌ها براي داده‌كاوي

امير توكلي كاشي ( ceo@raha.co.ir) - مصطفي خرم‌نژادي

پاييز 1384

 

خلاصه

پيش از ساخت مدل‌هايي براي پيش‌بيني، اطلاعات و داده‌ها بايد «توصيف» شوند. اين كار در جهت فهم داده‌ها و برقراري ارتباط بيشتر با داده‌ها ضروري است. در ابتدا اين كار مي‌تواند با ابزاري نظير ميانگين‌گيري، انحراف معيار و آمار توصيفي انجام گيرد. همچنين مي‌توان با بررسي توزيع داده‌ها و يا ساخت جداول متقاطع، ديد مناسب‌تري را از داده‌ها ايجاد كرد.

در مسائل مختلف، داده‌ها به شكل‌هاي متفاوتي وجود دارند. گاهي داده‌ها پيوسته هستند و مي‌توانند هر مقداري داشته باشند (مثل مقدار فروش يك محصول)؛ گاهي نيز مي‌توان داده‌ها را در گروه‌هايي دسته‌بندي كرد (مثل آبي، قرمز و سبز)؛ برخي از داده‌ها قابل ترتيب‌گذاري هستند (مثل بالا / وسط / پايين)؛ داده‌هايي نيز به صورت اسمي و بدون ترتيب و نظم منطقي وجود دارند (مثل كد پستي).

ترسيم گراف و نمايش گرافيكي داده‌ها، ابزاري بسيار مهم و حياتي در آماده‌سازي داده‌ها هستند و اهميت آنها در فرايند تحليل داده‌ها قابل صرف نظر نيست. نمايش گرافيكي داده‌ها به افراد مختلف در بسياري اوقات منجر به فهم جنبه‌هاي جديدي از اطلاعات مي‌شود. برخي از روش‌هاي متداول و مفيد نمايش اطلاعات عبارتند از نمايش هيستوگرام و نمايش جعبه‌اي كه توزيع مقادير را نمايش مي‌دهند. همچنين مي‌توان داده‌ها را به صورت پراكنده در گراف‌هاي دوبعدي و سه‌بعدي ارائه كرد. گراف‌هاي چند بعدي كه با روش‌هاي خاصي اطلاعات بيشتري را در يك گراف نمايش مي‌دهند، به ميزان قابل توجهي در فهم داده‌ها مؤثرند. نمايش گرافيكي اطلاعات به مخاطبين اين امكان را مي‌دهد كه در جنگلي از اطلاعات روي يك درخت متمركز شوند. استفاده از نمايش گرافيكي اطلاعات همچنين در كشف الگوها و روابط حاكم بر اطلاعات و يافتن مقادير استثنايي و مقادير مفقود بسيار راهگشاتر از جداول اعداد و متن هستند.

البته نمايش گرافيكي حجم زيادي از اطلاعات كار دشواري است؛ زيرا ما به صفحات دوبعدي رايانه و يا كاغذ محدوديم. به عنوان مثال فرض كنيد بخواهيم رابطه‌ي بين قابليت اطمينان به اعتبار مالي افراد (مثل چك) را با سن، جنسيت، وضعيت تأهل و نوع كار آنها پيدا كنيم. اگر در اين كار هوشمندي خوبي به خرج دهيم، مي‌توانيم اين اطلاعات چند بعدي را در گراف‌هاي دو بعدي ارائه كنيم. اما از طرفي مخاطبان ما نيز بايد براي استفاده و نتيجه‌گيري از اين گراف‌ها به خوبي آموزش ببينند. همچنين اگر در گراف‌ها از رنگ استفاده شده باشد، افراد كور رنگ در استفاده از آن مشكل خواهند داشت!

 

خوشه‌بندي

خوشه‌بندي، داده‌ها را به گروه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌كند. هدف اصلي در خوشه‌بندي اطلاعات، يافتن گروه‌هايي است كه با يكديگر بسيار متفاوتند و اعضاي آنها بسيار شبيه به يكديگر هستند. در اين كار بر خلاف «طبقه‌بندي اطلاعات»، مشخصات هر گروه در شروع كار براي ما ناشناخته است. از اين رو خوشه‌بندي اطلاعات بايد توسط افراد آگاه و كساني كه در آن زمينه بينش خوبي دارند صورت گيرد. گاهي اوقات نيز لازم است تا برخي از داده‌ها را به دليل ناهمخواني با ساير داده‌ها در خوشه‌بندي وارد نكرد. پس از اينكه با استفاده از داده‌هاي اوليه‌، خوشه‌ها شكل گرفتند و داده‌ها افراز شدند، مي‌توان از اين خوشه‌ها براي «طبقه‌بندي» داده‌هاي جديد استفاده كرد. برخي از روش‌هاي معمولي براي خوشه‌بندي عبارتند از «نقشه‌هاي كوهن» و «ابزار كا».

به ياد داشته باشيد كه نبايد خوشه‌بندي را با افراز اشتبـاه گرفت. افراز به معناي تشخيص گروه‌هاي است كه ويژگي‌هاي خاصي را دارند در حالي كه خوشه‌بندي روشي براي افراز داده‌ها به گروه‌هايي است كه پيشتر تعريف نشده‌اند. همچنين طبقه‌بندي نيز به معناي اختصاص داده‌ها به گروه‌هايي است كه قبلاً ويژگي‌هاي آنها مشخص شده است.

 

تحليل پيوند

«تحليل پيوند» رويكردي توصيفي براي بررسي داده‌هاست كه مي‌تواند براي تشخيص ارتباطات بين داده‌ها به كار گرفته شود. دو روش معمولي براي تحليل پيوند عبارتند از «كشف وابستگي» و «كشف تسلسل». كشف وابستگي، قوانيني را در مورد مسائلي مي‌يابد كه در يك واقعه، با هم رخ مي‌دهند. تحليل «سبد خريد»، يكي از روش‌هاي شناخته شده در «كشف وابستگي» است. «كشف تسلسل» نيز چيزي شبيه به «كشف وابستگي» است، با اين تفاوت كه ارتباطات را در طول زمان بررسي مي‌كند.

ارتباط دو داده به صورت A=>B نمايش داده مي‌شود. A فرض يا طرف چپ و B حكم يا طرف راست خوانده مي‌شود. به عنوان مثال در عبارت «اگر كسي چكش بخرد، ميخ هم مي‌خرد»، فرض «خريد چكش» است و حكم «خريد ميخ».

تشخيص تناسب و وابستگي‌ها در سبد خريد كار دشواري نيست. بررسي تعداد زيادي سبد خريد، به سادگي مي‌تواند ارتباطات را در خريد نشان دهد. كالاهايي كه در تعداد زيادي سبد خريد در كنار يكديگر ديده شده‌اند گوياي «وابستگي» اين كالاها هستند (مثل چكش و ميخ). تعداد دفعات وقوع يك رويداد در مقايسه با كل جامعه‌ي آماري «پشتيباني» ناميده مي‌شود. اگر پشتياني يك رويداد كم باشد (مثلاً يك در ميليون) داده‌هاي مربوطه براي نتيجه‌گيري و بررسي مناسب نيستند.

براي كشف قوانين معني‌دار در ارتباطات داده‌ها، گاهي از عبارات «تناسب» و «اطمينان» استفاده مي‌شود. «تناسب» به اين معني است كه يك واقعه و تركيب آن با وقايع ديگر چند بار اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال بررسي اينكه از بين مشتريان اين فروشگاه، چند نفر چكش خريده‌اند و از اين ميان چند نفر چكش و ميخ را با هم خريده‌اند؟ اين بررسي به ما كمك مي‌كند كه بدانيم "وقتي كسي چكش مي‌خرد، چقدر امكان دارد ميخ هم بخرد؟". راه ديگري براي بررسي اين مسأله استفاده از تعريف «اطمينان» است. اطمينان با استفاده از رابطه‌ي زير محاسبه مي‌شود:

(تعداد وقوع A به تنهايي) / (تعداد وقوع همزمان A و B) = اطمينان

براي توضيح بيشتر اين مسأله از يك مثال استفاده مي‌كنيم:

  • تعداد كل معاملات فروشگاه: 1000
  • مواردي كه شامل چكش بوده: 50
  • مواردي كه شامل ميخ بوده: 80
  • مواردي كه شامل تخته الوار بوده: 20
  • مواردي كه شامل ميخ و چكش بوده: 15
  • مواردي كه شامل ميخ و تخته الوار بوده: 10
  • مواردي كه شامل چكش و تخته الوار بوده: 10
  • مواردي كه شامل هر سه بوده: 5

با توجه به اين موارد مي‌توان گفت:

  • پشتيباني "ميخ و چكش" % 5/1 = 1000/15
  • پشتيباني "ميخ و چكش و تخته الوار" % 5/0 = 1000/5
  • اطمينانِ "چكش =>ميخ" % 30 = 50/15
  • اطمينانِ "ميخ => چكش" % 19 = 80/15
  • اطمينانِ "چكش و ميخ => تخته الوار" % 33 = 15/5
  • اطمينانِ "تخته الوار => چكش و ميخ" % 25 = 20/5

«برآ» معياري ديگر در بررسي وابستگي داده‌ها است. هر قدر برآ بزرگ‌تر باشد، اثر رويداد A در وقوع B بيشتر است. «برآ» به اين صورت محاسبه مي‌شود:

(تعداد وقوع B) / (اطمينان A=>B ) = برآ

در مورد مثال قبلي داريم:

  • برآ ي "چكش => ميخ" 75/3 = % 8 / % 30
  • برآ ي "چكش و ميخ => تخته الوار" 5/16 = % 2 / % 33

الگوريتم‌هاي وابستگي با بررسي داده‌ها و محاسبه‌ي اطمينان و پشتيباني، و با مرتب كردن آنها قوانين حاكم بر داده‌ها را مي‌يابند. بازده الگوريتم‌هاي مختلف در انجام اين محاسبات، معياري براي مقايسه‌ي اين الگوريتم‌هاست. برخي از الگوريتم‌ها، مجموعه‌اي بزرگ از قوانين، ضرايب اطمينان و پشتيباني مختلف را مي‌يابند كه مي‌توانند مورد بررسي قرار بگيرند (به عنوان مثال مي‌توان از آنها خواست كه "تمامي وابستگي‌هايي كه در آنها «بستني» به عنوان حكم است و ضريب اطميناني بيش از %80 و پشتيباني بيش از %2 را دارند" نمايش دهد).

يكي ديگر از توانايي‌هاي مولدين قوانين وابستگي، مشخص كردن سلسله‌مراتب يك موضوع است. در مثال قبلي ما تمامي ميخ‌ها و چكش‌ها را صرف نظر از نوع آنها بررسي كرديم. اگر ما اطلاعات هر كدام از انواع اين محصولات را جداگانه بررسي كنيم، مي‌توانيم نتايج دقيق‌تري را براي هر سطح استخراج نماييم.

به ياد داشته باشيد كه قوانين وابستگي يا تسلسل، قوانيني واقعي نيستند و فقط براي توصيف روابطي كه در يك مجموعه داده وجود دارد به كار مي‌روند. تا كنون روشي رسمي براي ارزيابي مدل‌ها ارائه نشده كه بتوان با استفاده از آن قدرت پيش‌بيني اين قوانين را افزايش داد. اما پيش‌فرض اين است كه روندي كه از گذشته تا كنون وجود داشته در آينده نيز ادامه خواهد يافت.

روش‌هاي گرافيكي براي نمايش پيوندهاي ميان داده‌ها نيز مي‌تواند به كار گرفته شود. در شكل 3 هر كدام از دايره‌ها معرف يك رويداد است. خطوطي هم كه بين اين دايره‌ها وجود دارد نشان‌دهنده‌ي ارتباط بين آنهاست. خطوط ضخيم‌تر نشان‌دهنده‌ي ارتباط بيشتر و قوي‌تر بين آن رويدادهاست.

شكل 1- دياگرام پيوند

 

 

 

http://www.raha.co.ir

 

 

داده‌كاوي - تاريخچه و كاربردها

داده‌كاوي - تاريخچه و كاربردها

امير توكلي كاشي ( ceo@raha.co.ir) - مصطفي خرم‌نژادي

پاييز 1384

مقدمـه

امروزه پايگاه‌هاي داده‌ها بسيار بزرگ شده‌اند و حجم برخي از آنها به بيش از يك ترابايت (هزار گيگابايت) رسيده است. درون اين حجم از داده‌ها اطلاعات راهبردي مهمي به صورت مخفي وجود دارد. اما سؤال اينجاست كه چگونه مي‌توانيد از اين حجم بزرگ داده‌ها يك نتيجه‌ي مفيد به دست آوريد؟

تازه‌ترين راه حل براي استخراج اطلاعات مخفي از درون بانك‌هاي اطلاعاتي، «داده‌كاوي» است كه روشي پربازده و نسبتاً كم‌هزينه مي‌باشد. پيش از اين سازمان‌هاي نوآورِ جهاني، از داده‌كاوي براي مكان‌يابي و جذب مشتري‌هاي با ارزش‌تر و طراحي مجدد محصولات‌شان با هدف فروش بيشتر و كاهش ضررهاي ناشي از اشتباهات يا كلاه‌برداري‌ها استفاده كرده‌اند.

داده‌كاوي فراينديست كه از ابزارهاي متنوع تحليل داده‌ها، براي كشف الگوهـا و ارتباط‌هاي پنهان موجود در داده‌ها استفاده مي‌كند. نتايج داده‌كاوي براي پيش‌بيني رفتار و تحليل روندهاي آينده استفاده مي‌شود.

در فرايند داده‌كاوي با نگاه به گذشته مي‌توان درباره‌ي آينده، پيش‌بيني‌هايي را انجام داد و به سؤال‌هاي تجاري‌اي پاسخ گفت كه روش‌هاي سنتي حل آنها بسيار زمان‌بر بوده و يا حتي در مواردي غيرممكن مي‌نمودند. امروزه در بسياري از شركت‌ها و سازمان‌هاي نوآور از داده‌كاوي براي يافتن و جذب مشتري‌هاي با ارزش‌تر، فروش بيشتر، كاهش ضررهاي ناشي از خطاهاي تجاري يا كلاهبرداري‌ها و طراحي مجدد محصولات استفاده مي‌شود.

اولين و ساده‌ترين قدم در داده‌كاوي، توصيف داده‌هاست. اين كار به طور خلاصه شامل بررسي خواص آماري داده‌ها (مانند متوسط و انحراف استاندارد)، بررسي گرافيكي از طريق گراف‌ها و چارت‌ها و جستجو براي يافتن پيوندهاي پر معني بالقوه در ميان متغييرها (مانند مقاديري كه اغلب با هم رخ مي‌دهند) است. در فرايند داده‌كاوي جمع‌آوري و انتخاب داده‌هاي صحيح، بسيار مهم هستند.

پس از توصيف داده‌ها، در مرحله‌ي بعد بايد براساس الگوهايي كه از نتايج معلوم به دست آمده‌اند يك مدل پيش‌بيني ساخت و آن را بر روي نتايج خارج از نمونه‌ي اوليه آزمايش كرد. هرگز نبايد يك مدل خوب را با واقعيت اشتباه گرفت (زيرا نمي‌توان نقشه‌ي مسير را نماينده‌ي كامل مسير واقعي دانست) اما اين مدل مي‌تواند راهنماي خوبي براي فهميدن برخي فرصت‌ها و تهديدها باشد.

گام آخر داده‌كاوي اين است كه صحت مدل را به طور تجربي تعيين كنيم. براي نمونه، از يك پايگاه داده‌ها كه اطلاعاتي در مورد مشتري‌ها را در خود نگاه مي‌دارد، مدلي براي پيش‌بيني پاسخ مشتري‌ها به پيشنهاد خريد محصولات در آينده ساخته شده است. آيا مي‌توان به پيش‌بيني‌هاي اين مدل اعتماد كرد؟ براي پاسخ به اين پرسش مي‌توان با برخي از مشتري‌هاي احتمالي پيشنهاد را مطرح و نتيجه را بررسي كرد.

 

تاريخچه‌ي داده‌كاوي

تكنيك‌هاي داده‌كاوي نتيجه‌ي يك فرايند طولاني تحقيق و توسعه است. اين تحول از زماني شروع شد كه اطلاعات تجاري براي اولين بار بر روي رايانه‌ها ذخيره شد و همزمان با بهبود در دسترسي به اطلاعات پيشرفت كرد. اين پيشرفت تا جايي ادامه پيدا كرد كه امروزه كاربران مي‌توانند تقريباً بلافاصله پس از جستجو نتايج را بدست آورند و اين در حالي است كه هنوز هم اين پيشرفت‌ها ادامه دارد.

داده‌كاوي به دليل رشد در سه حوزه‌ي زير كاربردي شده است:

· مجموعه‌ي بزرگ داده‌ها: اندازه و حجم پايگاه‌هاي داده به شدت بزرگ شده‌اند و اين رشد هنوز هم ادامه دارد؛

· توان پردازش رايانه‌ها: پردازنده‌هاي قوي‌تر پردازش موازي و پردازش آن‌لاين؛

· الگوريتم‌هاي داده‌كاوي: بيش از ده سال است كه وجود دارند و امروزه بسيار توسعه يافته‌اند.

جدول زير مراحل رشد و توسعه در حوزه‌ي مسائل مرتبط با « اطلاعات» را در حوزه‌هاي «مسائل تجاري»، «فنّـاوري توان‌افزا»، «توليدكنندگان» و «ويژگي‌ها» نمايش مي‌دهد.

قدم تكاملي

مسائل تجاري

فنّـاوري توان‌افزار

توليد كنندگان

ويژگي‌ها

جمع‌آوري اطلاعات (دهه‌ي 1960)

«مجموع سود من در پنج سال اخير چقدر بوده است؟»

رايانه، نوارهاي مغناطيسي، ديسك

آي‌بي‌ام، سي‌دي‌سي

نگاه به گذشته، اطلاعات استاتيكي

دسترسي به اطلاعات (دهه‌ي 1980)

«فروش يك واحد خاص در يك كشور خاص، در ماه گذشته چقدر بود؟»

پايگاه داده‌ي منظم، زبان جستار ساختار يافته، اُدي‌بي‌سي

اراسل، سي‌بييس اينفرميكس، آي‌بي‌ام، مايكروسافت

نگاه به گذشته، اطلاعات ديناميكي در حد آخرين اطلاعات

مخزن اطلاعات و پشتيباني از تصميم (دهه‌ي 1990)

«فروش يك واحد خاص در يك كشور خاص، در ماه گذشته چقدر بود؟ با توجه به شرايط يك واحد ديگر»

پردازش تحليلي آن‌لاين، بانك اطلاعاتي چند بعدي، مخازن اطلاعاتي

پايلوت، كمشير، آربور، كگنوس، ميكرواستراتژي

نگاه به گذشته، اطلاعات ديناميكي در سطوح مختلف

داده‌كاوي (حال حاضر)

«براي فروش يك واحد خاص در ماه آينده چه اتفاقي خواهد افتاد؟ چرا؟»

الگوريتم‌هاي پيشرفته، رايانه‌هاي چندپردازنده‌اي، بانك‌هاي اطلاعاتي بسيار حجيم

پايلوت، لاكهيد، آي‌بي‌ام، اس‌جي‌آي، نيومروس، استارت‌آپس

نگاه به آينده، جستار فعال اطلاعات

 

 

داده‌كاوي چه كاري را نمي‌تواند انجام دهد؟

داده‌كاوي يك ابزار است نه يك عصاي جادويي. داده‌كاوي چيزي نيست كه بر روي پايگاه داده‌ها بنشيند تا چيزهايي كه اتفاق ميفتد را تماشا كند و هر وقت يك الگوي جالب يافت، يك نامه براي شما بفرستد! اين ابزار نمي‌تواند نياز به دانستن داد و ستد و فهميدن داده‌ها يا فهميدن متدهاي تحليلي را رفع كند. داده‌كاوي با يافتن الگوها و ارتباط‌ها در داده‌ها به تحليل‌گر كمك مي‌كند ولي ارزش اين الگوها را بيان نمي‌كند. به علاوه بايد درستي الگوهاي يافت شده اثبات گردد.

بايد به ياد داشت كه رابطه‌هاي پيش‌گويانه لزومـاً سبب يك رفتار يا عمل نمي‌شود. براي نمونه ممكن است الگويي بدين صورت يافت شود كه افراد با درآمد بالا كه مجلات خاصي را مشترك هستند، به احتمال زياد خريدار يك محصول بخصوص نيز خواهند بود. با اينكه مي‌توان با ارزيابي فروش محصولات، اين الگو را بهينه كرد ولي نبايد فرض كرد كه وجود چنين معياري در مـورد يك گروه از افراد سبب خريد آن محصول توسط آنها خواهد شد.

شناخت داده‌ها براي اطمينان از با معني بودن نتايج به دست آمده خيلي مهم است. كيفيت نتايج اغلب به داده‌هاي غير عادي و ستون‌هاي بي‌ربط يا ستون‌هايي كه با هم تغيير مي‌كنند (مانند سن وتاريخ تولد) و روش به رمز درآوردن داده‌ها و داده‌هاي رها شده و داده‌هاي مستثني شده بستگي دارد. الگوريتم‌ها نيز با توجه به نوع داده‌ها تغيير مي‌كنند و لذا عاقلانه نيست كه براي تصميم‌گيري صحيح، فقط به محصولات داده‌كاوي وابسته باشيم.

داده‌كاوي بدون راهنمايي و به صورت خودكار نمي‌تواند راه حل‌ها را بيابد. ممكن است هدف نهايي به جاي فروش بيشتر به افراد، بررسي ويژگي‌هاي مشتري‌هايي باشد كه يك خريد عمده انجام داده‌اند. با داده‌كاوي ممكن است الگوهاي يافت شده براي اين دو هدف بسيار متفاوت باشند.

اگرچه يك ابزار داده‌كاوي خوب، كاربر را از پيچيدگي‌هاي روش‌هاي آماري دور نگاه مي‌دارد، ولي هنوز نياز به دانستن طرز كار ابزارهاي انتخاب شده و الگوريتم‌هاي به كار رفته در آنها وجود دارد. چرا كه تنظيم‌هاي انتخاب شده براي ابزارهاي داده‌كاوي و بهينه‌سازي‌ها بر روي سرعت و دقت مدل اثر مي‌گذارند.

داده‌كاوي جايگزين مديران يا تحليل‌گران ماهر نمي‌شود اما به آنها ابزاري جديد و پرقدرت مي‌دهد تا به سرعت، كارهايي را كه انجام مي‌دهند بهبود دهند. هر شركتي كه داد و ستدها و مشتري‌هايش را مي‌شناسد از الگوهايي استفاده كرده است كه كارمندانش طي ساليان فعاليتشان مشاهده كرده‌اند.كاري كه داده‌كاوي مي‌تواند انجام دهد تأييد مشاهدات تجربي و يافتن چيزهاي جديدي است كه پيشتر ديده نشده بودند.

داده‌كاوي و ذخيره‌سازي داده‌ها

هميشه داده‌هايي كه بايد داده‌كاوي شوند ابتدا بايد از يك مخزن داده‌ها استخراج و به يك پايگاه داده‌ها يا مركز داده‌هاي داده‌كاوي منتقل شود. بهتر است داده‌ها بخشي از يك پايگاه داده‌ها باشد. زيرا كار پاك‌سازي داده‌ها براي يك مخزن داده‌ها و نيز داده‌كاوي خيلي شبيه است. اگر داده‌ها پيش از اين براي يك مخزن داده‌ها پاك‌سازي شده باشند ديگر نيازي به پاك‌سازي بيشتر براي كاوش ندارند. به علاوه بسياري از مشكلات تركيب داده‌ها و نگهداري جايگاه هر داده نيز حل خواهد شد. لازم به ذكر است كه به جاي زيرمجموعه‌اي فيزيكي از مخزن داده‌ها ميتوان از پايگاه داده استفاده كرد.

 

شكل 1- مركز داده‌هاي داده‌كاوي از يك پايگاه داده‌ها استخراج مي‌شوند

داده‌كاوي نيازي به يك مخزن داده‌ها ندارد. نصب يك پايگاه داده‌ي بزرگ كه داده‌ها را از منابع مختلف جمع كند مشكل يكجاسازي داده‌ها را حل مي‌كند. بارگذاري داده‌ها به داخل يك پايگاه داده مي‌تواند كار بزرگي باشد كه در برخي موارد سال‌ها و ميليون‌ها دلار هزينه در بر خواهد داشت. به هر حال مي‌توان داده‌ها را از يك يا چند پايگاه داده استخراج و درون يك پايگاه داده‌ي فقط خواندني ذخيره كرد. اين پايگاه داده‌ي جديد به عنوان نوعي بازار داده عمل مي‌كند.

شكل 2 - مركز داده‌هاي داده‌كاوي از منابع اطلاعاتي عملياتي استخراج مي‌شوند

 

داده‌كاوي و پردازش تحليلي آن‌لاين

يكي از پرسش‌هاي بسيار عمومي حرفه اي‌هاي پردازش داده‌ها درباره تفاوت بين داده‌كاوي و پردازش تحليلي آن‌لاين است. چنانچه خواهيم ديد اين دو، ابزارهاي بسيار متفاوتي هستند كه مي‌توانند يكديگر را كامل كنند.

پردازش تحليلي آن‌لاين، قسمتي از طيف ابزارهاي پشتيباني تصميم‌گيري است كه وظيفه‌ي آن توصيف چيزهايي است كه در يك پايگاه داده وجود دارند. در پردازش تحليلي آن‌لاين، كاربر فرضيه‌اي درباره‌ي يك ارتباط شكل مي‌دهد و درستي آن را با درخواست يك سري از داده‌ها بررسي مي‌كند. براي نمونه يك تحليل‌گر ممكن است بخواهد معيارهايي را تعيين كند كه به پيش‌فرض‌هايي خاص برسد. در ابتدا ممكن است مثلاً اين فرضيه را مطرح كند كه افراد كم درآمد، كم اعتبار نيز هستند و سپس پايگاه داده را با روش پردازش تحليلي آن‌لاين، براي بررسي درسني اين فرضيه تحليل كند. اگر اين فرضيه به وسيله‌ي داده‌ها اثبات نشود تحليل‌گر ممكن است به بدهي بيشتر مانند تعيين ريسك نگاه كند و اگر داده‌ها اين دو حدس را رد كردند ممكن است بدهي و درآمد را با هم تركيب و به عنوان پيش‌بيني كننده‌ي اعتبار پايين آزمايش كند.

به بيان ديگر، در اين روش تحليل‌گر با استفاده از پردازش تحليلي آن‌لاين، يك سري از ارتباط‌ها و الگوهاي فرضي را ايجاد مي‌كند و پس از آن با ارسال درخواست‌هايي به پايگاه داده درستي آنها را بررسي مي‌كند. پردازش تحليلي آن‌لاين، به طور خاص يك فرايند استنتاجي است. اما اگر تعداد متغييرهاي تحليل شونده زياد باشد ديگر اين روش كارايي ندارد. اين مشكل موجب سختي بسيار زياد و زمان‌بر شدن فرايند پيدا كردن يك فرضيه خوب خواهد شد.

اما داده‌كاوي اساساً با پردازش تحليلي آن‌لاين متفاوت است. زيرا بيش از آنكه الگوهاي فرضي تحليل‌گر را بررسي كند از داده‌ها براي كشف الگوها استفاده مي‌كند. به عنوان مثال فرض كنيد بخواهيد مشتري‌هاي خوش‌حساب يك فروشگاه را شناسايي كنيد. اگر اطلاعات كاملي از مشخصات و ويژگي‌هاي مشتري‌ها در دست باشد، يك انسان تحليلگر مي‌تواند با استفاده از روش پردازش تحليلي آن‌لاين، الگوهايي را كه حدس مي‌زند، تحليل و بررسي كند. يك تحليلگر ممكن است حدس بزند كه مي‌بايد رابطه‌اي بين ميزان در‌آمد افراد و خوش‌حسابي آنها وجود داشته باشد و سپس با استفاده از روش پردازش تحليلي آن‌لاين، درستي اين فرضيه و يا چگونگي آن را بررسي كند. اما روش داده‌كاوي، خود به كشف الگوها مي‌پردازد و ممكن است الگوهايي فراتر از حدسيات يك تحليلگر انساني را در مجموعه‌ي اطلاعات بيابد؛ مثلاً رابطه‌اي بين سن افراد و خوش‌حسابي آنها.

به اين ترتيب مي‌توان روش پردازش تحليلي آن‌لاين و داده‌كاوي را مكمل يكديگر دانست. روش پردازش تحليلي آن‌لاين در مراحل اوليه‌ي كشف دانش و به عبارت ديگر در فهم داده‌ها، به كار مي‌رود. به عنوان مثال اين روش در مسائلي نظير تمركز روي داده‌هاي مهم، تشخيص موارد استثنـا و يا تأثيرات متقابل متغيرها مي‌تواند راهگشا باشد و لذا مقدمه‌ي خوبي براي ورود به حوزه‌ي «كشف دانش» از داده‌هاست.

 

داده‌كاوي و روندهاي موجود در سخت‌افزار و نرم‌افزار

يكي از مسائل بسيار تأثيرگذار در رشد داده‌كاوي، تحولات شگرفي است كه در سال‌هاي اخير در حوزه‌ي سخت‌افزارها و نرم‌افزارها رخ داده است. تنها در چند سال اخير قيمت ديسك‌هاي سخت حدود %99 كاهش داشته است. در حالي كه چند سال پيش، قيمت ديسك سخت با حجم هزار گيگابايت چيزي در حدود 10.000.000 دلار بود، امروز اين قيمت به حدود 100.000 دلار رسيده است.

كاهش قيمت پردازشگرها نيز به همين منوال بوده است. با ورود هر نسل از پردازشگرهاي جديد، علاوه بر افزايش قابل ملاحظه‌ي قدرت پردازش، قيمت آنها نيز كاهش مي‌يابد. اين روند به طور مشابه در حافظه‌ي موقت رايانه‌ها نيز به چشم مي‌خورد و علاوه بر كاهش مستمر قيمت آنها، همواره شاهد افزايش حجم حافظه‌ي موقت رايانه‌ها هستيم به طوري كه امروزه رايانه‌هاي شخصي حداقل 64 مگابايت و رايانه‌هاي شبكه‌اي حداقل 256 مگابايت حافظه‌ي موقت دارند. همچنين اين مقدار در سرورها به چند گيگابايت مي‌رسد.

به موازات رشد قدرت هر پردازشگر، ابررايانه‌هايي كه هم كه به طور موازي از چندين پردازشگر بهره مي‌گيرند در حال توسعه هستند. استفاده از چند صد پردازشگر در يك ساختار موازي، ما را قادر به كشف الگوهاي حاكم بر حجم بسيار زيادي از داده‌ها مي‌كند.

از طرفي رشد سيستم‌هاي مديريت منابع اطلاعاتي، نيز به رشد داده‌كاوي كمك مي‌كند. در صورتي كه با يك مسأله‌ي پيچيده در داده‌كاوي موجه باشيم كه نياز به دسترسي سريع و آسان به حجم زيادي از اطلاعات را داشته باشد، سيستم‌هاي مديريت منابع اطلاعاتي، با افزايش سرعت دسترسي به اطلاعات مورد نياز، بسيار گره‌گشـا و مفيد خواهند بود.

با توجه به موارد فوق، به نظر مي‌رسد كه بسياري از سدهايي كه در راه كشف الگوهاي حاكم بر اطلاعات حجيم وجود داشتند از بين رفته‌اند و اين حوزه، در آينده بسيار توسعه خواهد يافت.

 

كاربردهاي داده‌كاوي

داده‌كاوي يكي از زمينه‌هاي در حال توسعه است كه هر روز كاربردهاي آن عموميت بيشتري مي‌يابد. داده‌كاوي از طريق كشف الگوهاي حاكم بر اطلاعات، كمك‌هاي ارزنده‌اي به مديران و تصميم‌گيران براي افزايش سود بنگاه‌ها مي‌نمايد.

بسياري از سازمان‌ها از داده‌كاوي براي تحليل و بررسي چرخه‌ي عمر مشتري‌هايشان استفاده مي‌كنند؛ به عبارت ديگر براي به دست آوردن مشتري‌هاي جديد، افزايش سود از مشتري‌هاي موجود و نگه داشتن مشتري‌هاي خوب. سازمان‌ها با بررسي ويژگي‌هاي مشتري‌هاي خوب (نمودار)، دورنماهاي كاري خود را هدف‌گذاري مي‌كنند؛ با بررسي نمودار مشتري‌هايي كه يك محصول خاص را خريده‌اند، توجه بيشتري به مشتري‌هايي كه آن را محصول را نخريده‌اند مي‌نمايند (فروش متقاطع) و با رسم نمودار مشتري‌هايي كه از دست رفته‌اند، براي نگه داشتن مشتري‌هاي موجود برنامه‌ريزي مي‌كنند (كاهش تكانه يا ايجاد اصطكاك). چرا كه اصولاً نگهداري يك مشتري كم‌هزينه‌تر از جذب مشتري‌هاي جديد است.

داده‌كاوي در بسياري از صنايع كاربرد دارد. شركت‌هاي ارتباطات راه دور و شركت‌هاي كارت اعتباري، از جمله شركت‌هاي پيشرو در حوزه‌ي استفاده از داده‌كاوي هستند. اين شركت‌ها براي يافتن مشتري‌هايي كه از خدمات آنها سوء استفاده و يا كلاهبرداري مي‌كنند، از داده‌كاوي بهره مي‌گيرند. شركت‌هاي بيمه نيز علاقه‌ي زيادي به استفاده از فنّـاوري داده‌كاوي براي كاهش كلاهبرداري‌ها دارند. علاوه بر اينها حوزه‌ي پزشكي زمينه‌ي ديگري است كه داده‌كاوي پتانسيل زيادي براي استفاده شدن در آن را دارد؛ داده‌كاوي مي‌تواند براي پيش‌بيني اثرگذاري روند جراحي، آزمايش‌هاي پزشكي و يا تجويز دارو استفاده شود. داروسازان نيز از داده‌كاوي براي جستجوي پايگاه‌هاي داده در زمينه‌ي تركيب‌هاي شيميايي و مواد ژنتيكي و يافتن راه حل‌هاي تازه در درمان بيماري‌ها استفاده مي‌كنند. خرده‌فروشان نيز از اين فنّـاوري بي‌بهره نيستند. آنها از داده‌كاوي براي تصميم‌گيري در مورد كالاهايي كه مي‌توانند در فروشگاه‌شان عرضه كنند و همچنين براي تعيين نحوه‌ي عرضه‌ي كالا (و حتي چگونگي قرار دادن كالاها در داخل فروشگاه) استفاده مي‌كنند.

 

داده‌كاوي موفق

موفقيت در داده‌كاوي دو كليد اساسي دارد: كليد اول، ايجاد يك فرمولاسيون دقيق از مسأله‌ي مورد بررسي و كليد دوم استفاده از داده‌هاي صحيح است. در واقع شما بايد داده‌هاي موجود و در دسترس و داده‌هايي كه آنها را مي‌خريد را با يك روند منطقي تركيب كنيد تا به داده‌هاي مناسبي برسيد.

بيشتر اوقات، كسي كه مدل اطلاعات را مي‌سازد، مي‌تواند با داده‌ها بازي كند، مدل‌هايي را ارائه كند، نتايج را ارزيابي كند و از نتايج براي ساخت مدلي ديگر براي رسيدن به نتايج بهتر استفاده كند. لذا در اين فرايند، ابزار داده‌كاوي مورد استفاده و خصوصاً تعامل آن با كاربر داراي اهميت ويژه‌اي است و بعضاً اهميت آن از اهميت الگوريتم مورد استفاده بيشتر است.

در حالت مطلوب، ابزار داده‌كاوي (گرافيك/تجسم، جستار/پردازش تحليلي آن‌لاين) مي‌بايد با الگوريتم‌ها يا ابزار تحليلي مناسبي كه مدل‌ها را مي‌سازند به خوبي تركب شوند تا نتايج قابل قبولي حاصل شود.

 

به نقل از http://www.raha.co.ir

 

 

آشنایی با نرم افزار داده کاوی Weka

آشنایی با نرم افزار داده کاوی Weka

 

مقدمه

  تا به امروز نرم افزارهاي تجاري و آموزشي فراواني براي داده كاوي در حوزه هاي مختلف داده ها به دنياي علم و فناوري عرضه شده اند. هريك از آنها با توجه به نوع اصلي داده هايي كه مورد كاوش قرار ميدهند، روي الگوريتمهاي خاصي متمركز شده اند. مقايسه دقيق و علمي اين ابزارها بايد از جنبه هاي متفاوت و متعددي مانند تنوع انواع و فرمت داده هاي ورودي، حجم ممكن براي پردازش داده ها، الگـوريتمهای پياده سـازي شده، روشهاي ارزيابي نتايج، روشهاي مصـور سـازي، روشهاي پيش پردازش داده ها، واسطهاي كاربر پسند، پلت‌فرمهاي سازگار براي اجرا،قيمت و در دسترس بودن نرم افزار صورت گيرد. از آن ميان، نرم افزار Weka با داشتن امكانات بسيار گسترده،امكان مقايسه خروجي روشهاي مختلف با هم، راهنماي خوب، واسط گرافيگي كارا، سازگاري با ساير برنامه هاي ويندوزي، و از همه مهمتر وجود كتابي بسيار جامع و مرتبط با آن [Data Mining, witten et Al. 2005 ] ، معرفي ميشود.

 

1- معرفی نرم افزار Weka

ميزكارWeka ، مجموع‌هاي از الگوريتمهاي روز يادگيري ماشيني و ابزارهاي پيش پردازش داده‌ها ميباشد. اين نرم‌افزار به گونه‌اي طراحي شده است كه ميتوان به سرعت، روشهاي موجود را به صورت انعطافپذيري روي مجموعه‌هاي جديد داده، آزمايش نمود. اين نرم‌افزار، پشتيباني‌هاي ارزشمندي را براي كل فرآيند داده كاوي هاي تجربي فراهم ميكند. اين پشتيباني‌ها، آماده سازي داده‌هاي ورودي، ارزيابي آماري چارچوبهاي يادگيري و نمايش گرافيكي داده‌هاي ورودي و نتايج يادگيري را در بر ميگيرند. همچنين، هماهنگ با دامنه وسيع الگوريتمهاي يادگيري، اين نرم‌افزار شامل ابزارهاي متنوع پيش پردازش داده‌هاست. اين جعبه ابزار متنوع و جامع، از طريق يك واسط متداول در دسترس است، به نحوي كه كاربر ميتواند روشهاي متفاوت را در آن با يكديگر مقايسه كند و روشهايي را كه براي مسايل مدنظر مناسبتر هستند، تشخيص دهد.

نرم‌افزار Weka در دانشگاه Waikato واقع در نيوزلند توسعه يافته است و اسم آن از عبارت"Waikato Environment for knowledge Analysis" استخراج گشته است. همچنين Weka ، نام پرندهاي با طبيعت جستجوگر است كه پرواز نميكند و در نيوزلند، يافت ميشود. (شکل زیر)

اين سيستم به زبان جاوا نوشته شده و بر اساس ليسانس عمومي و فراگير GNU انتشار يافته است.Weka تقريباً روي هر پلت فرمي اجرا ميشود و نيز تحت سيستم عاملهاي لينوكس، ويندوز، و مكينتاش، و حتي روي يك منشي ديجيتالي شخصي، آزمايش شده است.

اين نرم افزار، يك واسط همگون براي بسياري از الگوريتمهاي يادگيري متفاوت، فراهم كرده است كه از طريق آن روشهاي پيش پردازش، پس از پردازش و ارزيابي نتايج طرح هاي يادگيري روي همه مجموعه هاي داده موجود، قابل اعمال است.

نرم افزار Weka ، پياده سازي الگوريتمهاي مختلف يادگيري را فراهم ميكند و به آساني ميتوان آنها را به مجموعه هاي داده خود اعمال كرد.

  همچنين، اين نرم افزار شامل مجموعه متنوعي از ابزارهاي تبديل مجموعه‌هاي داده ها، همانند الگوريتمهاي گسسته سازي ميباشد. در اين محيط ميتوان يك مجموعه داده را پيش پردازش كرد، آن را به يك طرح يادگيري وارد نمود، و دسته‌بندي حاصله و كارآيي‌اش را مورد تحليل قرار داد.( همه اين كارها، بدون نياز به نوشتن هيچ قطعه برنامه‌اي ميسر است.)

  اين محيط، شامل روشهايي براي همه مسايل استاندارد داده كاوي مانند رگرسيون، رده‌بندي، خوشه‌بندي، كاوش قواعد انجمني و انتخاب ويژگي ميباشد. با در نظر گرفتن اينكه، داده‌ها بخش مكمل كار هستند، بسياري از ابزارهاي پيش پردازش داده‌ها و مصورسازي آنها فراهم گشته است. همه الگوريتم ها، وروديهاي خود را به صورت يك جدول رابطهاي به فرمت ARFF دريافت ميكنند. اين فرمت داده‌ها، ميتواند از يك فايل خوانده شده يا به وسيله يك درخواست از پايگاه دادهاي توليد گردد.

يكي از راههاي به كارگيري Weka ، اعمال يك روش يادگيري به يك مجموعه داده و تحليل خروجي آن براي شناخت چيزهاي بيشتري راجع به آن اطلاعات ميباشد. راه ديگر استفاده از مدل يادگيري شده براي توليد پيشبيني‌هايي در مورد نمونه‌هاي جديد است. سومين راه، اعمال يادگيرنده‌هاي مختلف و مقايسه كارآيي آنها به منظور انتخاب يكي از آنها براي تخمين ميباشد. روشهاي يادگيري Classifier ناميده ميشوند و در واسط تعاملي Weka ، ميتوان هر يك از آنها را از منو انتخاب نمود. بسياري از classifier ها پارامترهاي قابل تنظيم دارند كه ميتوان از طريق صفحه ويژگي‌ها يا object editor به آنها دسترسي داشت. يك واحد ارزيابي مشترك، براي اندازه‌گيري كارآيي همه classifier به كار ميرود.

پياده سازيهاي چارچوبهاي يادگيري واقعي، منابع بسيار ارزشمندي هستند كه Weka فراهم مي كند. ابزارهايي كه براي پيش پردازش داده‌ها استفاده ميشوند Filter ناميده ميشوند. همانند classifier ها، ميتوان filter ها را از منوي مربوطه انتخاب كرده و آنها را با نيازمنديهاي خود، سازگار نمود. در ادامه، به روش به كارگيري فيلترها اشاره ميشود.

  علاوه بر موارد فوق، Weka شامل پياده سازي الگوريتمهايي براي يادگيري قواعد انجمني، خوشه‌بندي داده‌ها در جايي كه هيچ دست‌هاي تعريف نشده است، و انتخاب ويژگيهاي مرتبط در داده‌ها ميباشد.

 

2- روش استفاده از Weka

جهت درک بهتر مطالب این بخش، یک پایگاه داده با فرمت (comma-separated format ) .csv به نام bank-data.csv به عنوان مثال در نظر گرفته میشود. این بانک اطلاعاتی شامل اطلاعاتی در مورد 600 فرد مختلف است که فیلدهای تشکیل دهنده آن به شرح زیر هستند:

3- واسط های Weka

شكل 1،راههاي انتخاب واسط‌هاي مختلف Weka را نشان ميدهد. آسانترين راه استفاده از Weka از طريق واسطي گرافيكي است كه Explorer خوانده ميشود. اين واسط گرافيكي، به وسيله انتخاب منوها و پر كردن فرمهاي مربوطه، دسترسي به همه امكانات را فراهم كرده است. براي مثال، ميتوان به سرعت يك مجموعه داده را از يك فايل ARFF خواند و درخت تصميم‌گيري آن را توليد نمود. اما درختهاي تصميم‌گيري يادگيرنده صرفاً ابتداي كار هستند. الگوريتمهاي بسيار ديگري براي جستجو وجود دارند. واسط Explorer كمك ميكند تا الگوريتمهاي ديگر نيز آزمايش شوند.

شكل 1. Weka در وضعيت انتخاب واسط

 

  اين واسط با در اختيار گذاشتن گزينه‌ها به صورت منو، با وادار كردن كاربر به اجراي كارها با ترتيب صحيح، به وسيله خاكستري نمودن گزينه‌ها تا زمان صحيح به كارگيري آنها، و با در اختيار گذاشتن گزينه‌هايي به صورت فرمهاي پرشدني، كاربر را هدايت ميكند. راهنماي ابزار مفيدي، حين عبور ماوس از روي گزينه‌ها، ظاهر شده و اعمال لازم مربوطه را شرح ميدهد. پيشفرض‌هاي معقول قرار داده شده، كاربر را قادر ميسازند تا با كمترين تلاشي، به نتيجه برسد. اما كاربر بايد براي درك معني نتايج حاصله، راجع به كارهايي كه انجام ميدهد، بينديشد.

 Wekaدو واسط گرافيكي ديگر نيز دارد. واسط knowledge flow به كاربر امكان ميدهد تا چنيش‌هايي براي پردازش داده‌هاي در جريان، طراحي كند. يك عيب پايهاي Explorer نگهداري هر چيزي در حافظه اصلي آن است. (زماني كه يك مجموعه داده را باز ميكنيم، Explorer ، كل آن را، در حافظ باز ميكند) نشان ميدهد كه Explorer ، صرفاً براي مسايل با اندازه‌هاي كوچك تا متوسط، قابل اعمال است. با وجود بر اين Weka شامل تعدادي الگوريتمهاي افزايشي است كه ميتواند براي پردازش مجموعه هاي داده بسيار بزرگ مورد استفاده قرار گيرد. واسط knowledge flow امكان ميدهد تا جعبه‌هاي نمايانگر الگوريتمهاي يادگيري و منابع داده‌ها را به درون صفحه بكشيم و با اتصال آنها به يكديگر، تركيب و چينش دلخواه خود را بسازيم. اين واسط اجازه ميدهد تا جريان دادهاي از مؤلفه‌هاي به هم متصل كه بيانگر منابع داده، ابزارهاي پيش پردازش، روشهاي ارزيابي و واحدهاي مصوّر سازي هستند تعريف شود. اگر فيلترها و الگوريتمهاي يادگيري، قابليت يادگيري افزايشي را داشته باشند، داده‌ها به صورت افزايشي بار شده و پردازش خواهند شد.

  سومين واسط Weka ، كه Experimenter خوانده ميشود، كمك ميكند تا به اين سؤال عملي و پايهاي كاربر حين استفاده از تكنيكهاي رده‌بندي و رگرسيون، پاسخ دهد: «چه روشها و پارامترهايي براي مسأله داده شده، بهتر عمل ميكنند؟ »

  عموماً راهي براي پاسخگويي مقدماتي به اين سؤال وجود ندارد و يكي از دلايل توسعهWeka ، فراهم نمودن محيطي است كه كاربران Weka را قادر به مقايسه تكنيكهاي گوناگون يادگيري بنمايد. اين كار، ميتواند به صورت تعاملي در Explorer انجام شود. با اين وجود، Experimenter با ساده كردن اجراي رده‌بندي كننده‌ها و فيلترها با پارامترهاي گوناگون روي تعدادي از مجموعه‌هاي داده، جمع‌آوري آمار كارآيي و انجام آزمايـشهاي معنا، پردازش را خودكار ميكند. كـاربرهاي پيشرفته، ميتوانند از Experimenter براي توزيع بار محاسباتي بين چندين ماشين، استفاده كنند. در اين روش، ميتوان آزمايشهاي آماري بزرگي را راه‌اندازي نموده و آنها را براي اجرا، رها نمود.

  وراي اين واسطهاي تعاملي، عملكرد پايهاي Weka قرار دارد. توابع پايهاي Weka ، از طريق خط فرمانهاي متني قابل دسترسي هستند. زماني كه Weka ، فعال ميشود، امكان انتخاب بين چهار واسط كاربري وجود داردExplorer ، knowledge ،Experimenter و واسط خط فرمان. اكثر كاربران، حداقل در ابتداي كار Explorer را به عنوان واسط كاربري انتخاب ميكنند.

 

 

3-1 واسط Explorer

واسط گرافيكي اصلي براي كاربران، Explorer است كه امكان دسترسي به همه امكانات Weka را از طريق انتخاب منوها و پر كردن فرمها فراهم ميآورد. شكل 2،نماي Explorer را نشان ميدهد. در اين واسط، شش پانل مختلف وجود دارد كه از طريق نوار بالاي صفحه قابل انتخاب هستند و با وظايف داده كاوي پشتيباني شده توسط Weka متناظر ميباشند.

  شكل 2. واسط گرافيكي Explorer

 

به طور خلاصه، كاركرد تمام گزينه ها به شرح ذيل است.

  •  Preprocess: انتخاب مجموعه داده و اصلاح آن از راههاي گوناگون
  •  Classify: آموزش برنامه‌هاي يادگيري كه رده‌بندي يا رگرسيون انجام ميدهند و ارزيابي آنها
  •  Cluster: يادگيري خوشه‌ها براي مجموعه هاي داده
  •  Associate: يادگيري قواعد انجمني براي داده‌ها و ارزيابي آنها
  •  Select attributes: انتخاب مرتبط‌ترين جنبه ها در مجموعه هاي داده
  •  Visualize: مشاهده نمودارهاي مختلف دوبعدي داده‌ها و تعامل با آنها

در بخشهای بعدی به تشریح گزینه‌های مذکور و بیان جزئیات کار با هرکدام خواهم پرداخت.

Weka Explorer امكان رده بندي دارد، چنانچه به كاربران اجازه ميدهد به صورت تعاملي اقدام به ساخت درخت تصميم‌گيري كنند. Wekaنمودار پراكندگي داده‌ها را نسبت به دو ويژگي انتخاب شده، فراهم ميآورد. وقتي زوج ويژگي‌اي كه رده‌ها را به خوبي جدا ميكند، پيدا شد، امكان ايجاد دو شاخه با كشيدن چند ضلعي اطراف نقاط داده‌ها بر نمودار پراكندگي وجود دارد.

هر نوار، دسترسي به دامنه كاملي از امكانات را فراهم ميكند. در پايين هر پانل، جعبه status و دكمه log قرار دارد. جعبه status پيغامهايي است كه نشان ميدهد چه عملياتي در حال انجام داده شدن است. مثلاً اگر Explores مشغول خواندن يك فايل باشد، جعبه status آن را گزارش ميدهد. كليك راست در هر جا داخل اين جعبه يك منو كوچك با دو گزينه ميآورد، نمايش ميزان حافظه در دسترس Weka و اجراي Java garbage collector .

لازم است توجه شود كه garbage collector به طور ثابت به عنوان يك عمل پيش زمينه در هر حال اجرا ميشود كليك دكمه log ، گزارش عملكرد متني كارهايي كه Weka تاكنون در اين بخش انجام داده است با برچسب زماني ارايه ميكند.

زمانيكه Weka در حال عمليات است، پرنده كوچكي كه در پايين سمت راست پنجره است، بالا و پايين ميپرد. عدد پشت × نشان ميدهد كه به طور همزمان چند عمليات در حال انجام است. اگر پرنده بايستد در حاليكه حركت نميكند، او مريض است! اشتباه رخ داده است و بايد Explorer از نو اجرا شود.

 

3-1-1 Preprocess

الف- خواندن و فيلتر كردن فايلها

  در بالاي پانل Preprocess در شكل 2، دكمه‌هايي براي باز كردن فايل، URL ها و پايگاه هاي داده وجود دارد. با کلیک بر روی دکمه open File، در ابتدا تنها فايلهاي با پسوند arff در browser فايل نمايش داده ميشود. براي ديدن ساير فايلها يايد گزينه Format در جعبه انتخاب فايل تغيير داده شود.

  شكل 3. باز کردن فایل

ب- تبديل فايلها به فرمت ARFF

نرم افزار Weka داراي سه مبدل فرمت فايل ميباشد، براي فايلهاي صفحه گسترده با پسوند CSV ، فرمت فايل C4.5 با پسوند .namesو data و براي نمونه هاي سري با پسوند.bsi .

اگر Weka قادر به خواندن داده ها نباشد، سعي ميكند آن را به صورت ARFF تفسير كند. اگر نتواند پیغام نشان داده شده در شكل 4 (الف) ظاهر ميشود. با انتخاب گزینه Use Convertor، پیغام شكل 4 (ب) ظاهر ميشود

شكل4 (الف) پیغام خطا

 

شكل4 (ب) ويرايشگر

شكل4 (ج) اطلاعات بيشتر فشردن دگمه (More)

شكل4 (د) انتخاب يك مبدل فشردن دگمه (Choose)

  اين، يك ويرايشگر عمومي اشياء است كه در Weka براي انتخاب و تنظيم اشيا بكار ميرود. به عنوان مثال وقتي پارامتري براي Classifier تنظيم ميشود، جعبه اي با نوع مشابه بكار برده ميشود. CSV Loader براي فايلهاي با پسوند .CSVبه طور پيش فرض انتخاب ميشود. دكمه More اطلاعات بيشتري در مورد آن ميدهد كه در شكل 4 (ج) نشان داده شده است.

هميشه مطالعه مستندات ارزشمنداست، در اين حالت نشان ميدهد كه رديف نخست صفحه گسترده، نام ويژگي را تعيين ميكند. براي استفاده از اين مبدل بايد بر Ok كليك شود. براي مورد مختلف لازم است بر choose كليك شود تا از ليست شكل 4 (د) انتخاب انجام شود.

  گزينه اول، Arffloader است و فقط به دليل ناموفق بودن به اين نقطه ميرسيم.CSVLoader پيش فرض است و در صورت نياز به فرض ديگر، choose كليك ميشود. دومين گزينه، مربوط به فرمت C4.5 است كه دو فايل براي مجموعه داده وجود دارد يكي اسمها و ديگـري داده هاي واقعـي ميباشد. چهارمين براي نمونه هاي سريالي، براي بازخواني مجموعه داد‌ه‌اي است كه به صورت شيئ سريالي شده جاوا ذخيره شده است. هر شيء در جاوا ميتواند در اين شكل ذخيره و بازخواني شود. به عنوان يك فرمت بومي جاوا، سريعتر از فايل ARFF خوانده ميشود چرا كه فايل ARFF بايد تجزيه و كنترل شود. وقتي يك مجموعه داده بزرگ مكررا بازخواني ميشود، ذخيره آن در اين شكل سودمند است.

  ويژگيهاي ديگر ويرايشگر عمومي اشيا در شكل 4 (ب)، save و open است كه به ترتيب براي ذخيره اشياي تنظيم شده و بازكردن شيئي كه پيش از اين ذخيره شده است، به كار ميرود. اينها براي اين نوع خاص شيئ مفيد نيستند. لكن پانلهاي ديگر ويرايشگر عمومي اشياء، خواص قابل ويرايش زيادي دارند. به دليل مشكلاتي كه ممكن است حين تنظيم مجدد آنها رخ دهد، ميتوان تركيب اشياء ايجاد شده را براي استفاده‌هاي بعدي، ذخيره كرد.

  تنها منبع مجموعه‌هاي داده برايWeka ، فايلهاي موجود روي كامپيوتر نيستند. ميتوان يك URL را باز كرد تا Weka از پروتكل HTTP براي دانلود كردن يك فايل Arff از شبكه استفاده كند. همچنين ميتوان يك پايگاه داده‌ها را باز نمود ( open DB ـ هر پايگاه دادهاي كه درايور اتصال به مجموعه هاي داده به زبان جاوا JDBC را دارد.) و به وسيله دستور select زبان SQL ، نمونه‌ها را بازيابي نمود. داده‌ها ميتوانند به كمك دگمه save به همه فرمتهاي ذكر شده، ذخيره شوند. جداي از بحث بارگذاري و ذخيره مجموعه‌هاي داده، پانل preprocess به كاربر اجازه فيلتر كردن داده‌ها را ميدهد. فيلترها، اجزاي مهم Weka هستند.

بعد از اینکه فایل بارگذاری شد، Weka فیلدها را تشخیص میدهد و حین بررسی آنها، اطلاعات آماری پایهای را برای هر کدام از صفات محاسبه میکند. همان طور که در شکل 5 نشان داده شده است، لیست صفات تشخیص داده شده، در سمت چپ، پایین و اطلاعات پایگاه داده مربوطه در بالای آن نشان داده میشود.

شكل5. بانک اطلاعاتیbank-data.csv

با کلیک برروی هر کدام از صفات، میتوان اطلاعات آماری اصلی آن را در سمت راست مشاهده نمود. به عنوان مثال شکل 6 از انتخاب فیلد age نتیجه شده است.

نمودار ترسیم شده در سمت راست، پایین، بر اساس دو فیلد است. فیلد دوم به صورت پیشفرض، آخرین فیلد در پایگاه داده است که میتوان آن را به دلخواه تغییر داد.

شكل6. اطلاعات آماری فیلد age

 

ج- به كارگيري فيلترها

با كليك دگمهchoose (گوشه بالا و سمت چپ) در شكل 3 ميتوان به ليستي از فيلترها دست يافت. ميتوان از فيلترها براي حذف ويژگيهاي مورد نظر از يك مجموعه داده و یا انتخاب دستي ويژگيها استفاده نمود. مشابه اين نتيجه را ميتوان به كمك انتخاب ويژگيهاي مورد نظر با تيك زدن آنها و فشار دادن كليه Remove به دست آورد.

شکل 7 مراحل لازم برای حذف فیلد id از بانک اطلاعاتی، با استفاده از روش اول را نشان میدهد.

شكل 6 (الف). انتخاب فیلتر Remove

شكل 6 (ب). وارد کردن شماره فیلد مورد نظر

شكل 6 (ج).انتخاب گزینه Apply و حذف فیلد id

یکی دیگر ازفیلترهای موجود، Discretize است که با استفاده از آن میتوان مقادیریک صفت پیوسته را به تعداد دلخواه بازه گسسته تبدیل کرد. شکل7 مراحل لازم برای شکستن مقادیر صفت age به 3 بازه را نشان میدهد.

شكل7 (الف). انتخاب فیلتر Discretize

شكل7 (ب). وارد کردن شماره فیلد مورد نظر و انجام تنظیمات

شكل 7 (ج).انتخاب گزینه Apply

3-1-2 Classify

الف- الگوریتمهای رده‌بندی

Weka الگوریتمهای classification و prediction بسیار متنوعی را پیاده‌سازی میکند. الگوريتمهای رده‌بندی، به رده‌بندهاي Bayesian، functions،lazy ،meta ، misc، trees و rules تقسيم شده‌اند. جدول شكل 8، ليست اسامي رده بندهاي Weka را نمايش ميدهد.

  شكل 8 (الف). الگوريتمهاي رده بندي در Weka

شكل 8 (ب). الگوريتمهاي رده بندي در Weka

دراین قسمت برخی از اسامی رده‌بندیهای Weka معرفی میشوند.

  •  Trees

ü Decision stumpكه براي استفاده توسط روشهاي boosting طراحي شده است، براي مجموعه‌هاي داده عددي يا رده‌اي، درخت تصميم‌گيري يك سطحي ميسازد. اين الگوريتم، با مقادير از دست رفته، به صورت مقادير مجزا برخورد كرده و شاخه سومي از درخت توسعه ميدهد

  •  Rules
    • ü Decision Tableيك رده‌بندی بر اساس اكثريت جدول تصميم‌گيري ميسازد. اين الگوريتم، با استفاده از جستجوي اولين بهترين، زير دسته‌هاي ويژگيها را ارزيابي ميكند و ميتواند از اعتبارسنجي تقاطعي براي ارزيابي بهره برد. (Kohavi 1995 )
    • يك امكان اين است كه به جاي استفاده از اكثريت جدول تصميم‌گيري كه بر اساس دسته ويژگيهاي مشابه عمل ميكند، از روش نزديكترين همسايه براي تعيين رده هر يك از نمونه‌ها كه توسط مدخل (Entry) جدول تصميمگيري پوشش داده نشده‌اند، استفاده شود.
    • ü   Conjunctive Ruleقاعده‌اي را ياد ميگيرد كه مقادير رده‌هاي عددي را پيشبيني ميكند. نمونه‌هاي آزمايشي به مقادير پيش فرض رده نمونه‌هاي آموزشي، منسوب ميشوند. سپس تقويت اطلاعات (براي ردههاي رسمي)، يا كاهش واريانس (براي ردههاي عددي) مربوط به هر والد محاسبه شده و به روش هرس كردن با خطاي كاهش يافته (Reduced-error pruning) ، قواعد هرس ميشوند.
    • ü  ZeroRبراي رده‌هاي اسمي، اكثريت داده‌هاي مورد آزمايش و براي رده‌هاي عددي، ميانگين آنها را پيشبيني ميكند. اين الگوريتم بسيار ساده است.
    • ü M5Rulesبه كمك M5 از روي درختهاي مدل، قواعد رگرسيون استخراج ميكند.
    •  
    • در اين بخش به شرح مختصري برخي از اين الگوريتم‌ها و پارامترهايشان كه قابليت كار با ويژگي هاي عددي را دارند، پرداخته ميشود. 

  •  Functions
    • ü   Simple Linear Regressionمدل رگرسيون خطي يك ويژگي مشخص را ياد ميگيرد، آنگاه مدل با كمترين خطاي مربعات را انتخاب ميكند. در اين الگوريتم، مقادير از دست رفته و مقادير غيرعددي مجاز نيستند.
    • ü Linear Regressionرگرسيون خطي استاندارد با كمترين خطاي مربعات را انجام ميدهد و ميتواند به طور اختياري به انتخاب ويژگي بپردازد، اين كار ميتواند به صورت حريصانه، با حذف عقب رونده (Backward elimination) انجام شود، يا با ساختن يك مدل كامل از همه ويژگيها و حذف يكي يكي جمله‌ها با ترتيب نزولي ضرايب استاندارد شده آنها، تا رسيدن به شرط توقف مطلوب انجام گيرد.
    • ü   Least Med sq يك روش رگرسيون خطي مقاوم است كه به جاي ميانگين مربعات انحراف از خط رگرسيون، ميانه را كمينه ميكند. اين روش به طور مكرر رگرسيون خطي استاندارد را به زيرمجموعه‌هايي از نمونه‌ها اعمال ميكند و نتايجي را بيرون ميدهد كه كمترين خطاي مربع ميانه را دارند.
    • ü   SMOreg الگوريتم بهينه سازي حداقل ترتيبي را روي مسايل رگرسيون اعمال ميكند.
    • ü   Pace Regression ، با استفاده از تكنيك رگرسيون pace ، مدلهاي رگرسيون خطي توليد ميكند. رگرسيونpace ، زماني كه تعداد ويژگيها خيلي زياد است، به طور ويژهاي در تعيين ويژگيهايي كه بايد صرفنظر شوند، خوب عمل ميكند. در واقع در صورت وجود نظم و ترتيب خاصي، ثابت ميشود كه با بينهايت شدن تعداد ويژگيها، این الگوريتم بهـينه عمل ميكند.
    • ü RBF Network يك شبكه با تابع پايهاي گوسي شعاعي را پياده سازي ميكند. مراكز و عرضهاي واحدهاي مخفي به وسيله روش ميانگين (K-means)K تعيين ميشود. سپس خروجيهاي فراهم شده از لايه‌هاي مخفي (Hidden layer) ، با استفاده از رگرسيون منطقي در مورد رده‌هاي اسمي و رگرسيون خطي در مورد رده‌هاي عددي، با يكديگر تركيب ميشوند. فعال سازيهاي توابع پايه پيش از ورود به مدلهاي خطي، با جمع شدن با عدد يك، نرماليزه ميشوند. در اين الگوريتم ميتوان K، تعداد خوشه‌ها، بيشترين تعداد تكرارهاي رگرسيونهاي منطقي براي مسأله‌هاي رده‌هاي رسمي، حداقل انحراف معيار خوشه‌ها، و مقدار بيشينه رگرسيون را تعيين نمود. اگر رده‌ها رسمي باشد، ميانگين K به طور جداگانه به هر رده اعمال ميشود تا K خوشه مورد نظر براي هر رده استخراج گردد.

  •   رده بندهاي Lazy

  ياديگرنده‌هاي lazy نمونه‌هاي آموزشي را ذخيره ميكنند و تا زمان رده بندي هيچ كار واقعي انجام نميدهند.

  • ü   IB1يك يادگيرنده ابتدايي بر پايه نمونه است كه نزديكترين نمونه‌هاي آموزشي به نمونه‌هاي آزمايشي داده شده را از نظر فاصله اقليدسي پيدا كرده و نزديكترين رده‌اي مشابه رده همان نمونه‌هاي آموزشي را تخمين ميزند.
  • ü   IBKيك رده بند با K همسايه نزديك است كه معيار فاصله ذكر شده را استفاده ميكند. تعداد نزديكترين فاصله‌ها (پيش فرض k=1 )، ميتواند به طور صريح در ويرايشگر شيء تعريف شود. پيشبيني‌هاي متعلق به پيش از يك همسايه ميتواند بر اساس فاصله آنها تا نمونه‌هاي آزمايشي، وزندار گردد.
  • دو فرمول متفاوت براي تبديل فاصله به وزن، پياده سازي شده‌اند. تعداد نمونه‌هاي آموزشي كه به وسيله رده بند نگهداري ميشـود، ميتواند با تنظـيم گزيـنه اندازه پنجره محدود گردد. زماني كه نـمونه‌هاي جديد اضافه ميشوند، نمونه‌هاي قديمي حذف شده تا تعداد كل نمونه‌هاي آموزشي در اندازه تعيين شده باقي بماند.
  • ü Kstar يك روش نزديكترين همسايه است كه از تابع فاصلهاي عمومي شده بر اساس تبديلات استفاده ميكند.
  • ü LWL يك الگوريتم كلي براي يادگيري وزن دار شده به صورت محلي است. اين الگوريتم با استفاده از يك روش بر پايه نمونه، وزنها را نسبت ميدهد و از روي نمونه‌هاي وزندار شده، رده‌بند را ميسازد. رده‌بند Nave Bayes، در ويرايشگر شيء LWL انتخاب ميشود. براي مسايل رده بندي و رگرسيون خطي براي مسايل رگرسيون، انتخابهاي خوبي هستند. ميتوان در اين الگوريتم، تعداد همسايه‌هاي مورد استفاده را كه پهناي باند هسته و شكل هسته مورد استفاده براي وزن دار كردن را (خطي، معكوس، يا گوسي) مشخص ميكند، تعيين نمود. نرمال سازي ويژگيها به طور پيش فرض فعال است.

الف- نحوه کار با پانل classify

تا اینجا به صورت تئوری الگوریتمهای رده‌بندی را معرفی کردیم. درادامه با یک مثال عملی نحوه کار با classifier ها را نشان میدهیم.

در این قسمت، بانک اطلاعاتی bank-data-final به عنوان فایل نمونه در نظر گرفته میشود. بعد از باز کردن فایل مورد نظر و با کلیک بر روی پانل classify، پنجرهای مطابق شکل 9 باز میشود.

شكل 9 . انتخاب پانل classify

با کلیک دگمه choose در پانل classifyمیتوان الگوريتم رده‌بندی مورد نظر را انتخاب نمود (شکل 10). دراین مثال، الگوریتم J48 را انتخاب میکنیم. زماني كه يك الگوريتم رده‌بندی انتخاب ميشود، نسخه خط فرماني (Command line) رده بند در سطري نزديك به دگمه ظاهر ميگردد. اين خط فرمان شامل پارامترهاي الگوريتم است كه با خط تيره مشخص ميشوند. براي تغيير آنها ميتوان روي آن خط كليك نمود تا ويرايشگر مناسب شيء باز شود (شکل11). در این مثال همان مقادیر پیشفرض را میپذیریم.

شكل 10. انتخاب الگوریتم ردهبندی

شكل 11. تنظیم پارامترهای الگوریتم رده بندی

باکلیک بر روی دکمه start مدل مورد نظر تولید میشود (شکل12).

شكل 12. مدل حاصل از اجرای الگوریتم رده بندی

با راست کلیک بر روی مجموعه جواب در پانل Result list در سمت چپ میتوان نتیجه را در پنجرهای جداگانه، و یا شکل گرافیکی درخت حاصل از رده بندی را مشاهده نمود. (شکل 13) توجه کنید که در شکل 13(ب) باراست کلیک برروی یک قسمت خالی ازصفحه میتوان نحوه نمایش درخت را به دلخواه تنظیم کرد.

شكل 13(الف)

شكل 13(ب). درخت حاصل از رده بندی

3-1-3 Cluster

فایل نمونه مورد استفاده در این قسمت bank-data.csv است که در مرحله preprocess فیلد id را از آن حذف میکنیم (شکل14).

شكل 14. بارگذاری فایل نمونه

میشود. بعد از باز کردن فایل مورد نظر و با کلیک بر روی پانل cluster پنجرهای مطابق شکل 15 باز میشود.

شكل 15 . انتخاب پانل cluster

Weka الگوریتمهای خوشه‌بندی (clustering) متنوعی را پیاده‌سازی میکند. با کلیک دگمه choose در پانل cluster میتوان الگوريتم خوشه‌بندی مورد نظر را انتخاب نمود (شکل 16). دراین مثال، الگوریتم SimpleKMeans را انتخاب میکنیم. زماني كه يك الگوريتم خوشه‌بندی انتخاب ميشود، نسخه خط فرماني الگوریتم خوشه‌بندی در سطري نزديك به دگمه ظاهر ميگردد. اين خط فرمان شامل پارامترهاي الگوريتم است كه با خط تيره مشخص ميشوند. براي تغيير آنها ميتوان روي آن خط كليك نمود تا ويرايشگر مناسب شيء باز شود (شکل17). در این مثال تعداد کلاسترها را 6 تا تنظیم میکنیم.

شكل 16. انتخاب الگوریتم خوشه‌بندی

شكل 17. تنظیم پارامترهای الگوریتم خوشه‌بندی

باکلیک بر روی دکمه start مدل مورد نظر تولید میشود (شکل18).

شكل 18. مدل حاصل از اجرای الگوریتم خوشه‌بندی

با راست کلیک بر روی مجموعه جواب در پانل Result list در سمت چپ-پایین و انتخاب گزینه‌ی "View in separate window "میتوان نتیجه را در پنجرهای جداگانه مشاهده نمود (شکل 19). همانطور که میبینید، اطلاعات آماری مربوط به هرکلاستر، از جمله مرکز ثقل هر کلاستر، تعداد و درصد اعضای هر کلاستردر این پنجره قابل مشاهده است.

شكل 19. نتیجه حاصل از اجرای الگوریتم خوشه‌بندی

روش دیگر برای کسب اطلاعات در مورد هرکلاستر، مصورسازی است. با راست کلیک بر روی مجموعه جواب در پانل Result list در سمت چپ و انتخاب گزینهی " Visualize cluster assignments" پنجرهای مطابق شکل20(الف) باز میشود. انتخابهای مختلف برای هرکدام از سه بعد نمودارحاصل (محور X، محور Y، رنگ) نمودارهای مختلفی را نتیجه میدهد که میتوان از آنها اطلاعات مورد نظر را بدست آورد.به عنوان مثال در شکل20(ب)، محور Xها نماینده شماره کلاستر، محور Yها نماینده شماره نمونه در بانک اطلاعاتی، و رنگها نماینده جنسیت هستند (قرمز: مرد، آبی: زن). همانطورکه مشاهده میشود کلاستر2 بیشتر توسط زنان احاطه شده است و کلاستر4 توسط مردان.

شكل20 (الف)

شكل20 (ب) مصورسازی نتیجه حاصل از clustering

علاوه بر این ممکن است علاقه‌مند باشیم که بدانیم هر نمونه در بانک اطلاعاتی، به کدام کلاستر اختصاص داده شده است. برای این منظور در پنجره شکل 20(ب)، گزینه save را انتخاب میکنیم و فایل مورد نظر را با نام " bank-data-Kmeans" ذخیره میکنیم. فایل حاصل رامیتوان از طریق یک نرم‌افزار پردازش متن مثل Notepad یا word باز کرد. بخش ابتدایی این فایل در شکل21 نشان داده شده است. همانطورکه مشـاهده میکنید، Weka ویژگی جدیدی به نام Cluster را به مجموعه ویژگیهای موجود اضافه کرده است.

شكل21. نتیجه اختصاص نمونه‌ها به کلاسترها

3-1-4 Associate

در این قسمت میتوان قوانین Association حاکم بربانک اطلاعاتی را با استفاده از الگوریتم‌های مختلف بدست آورد.

فایل نمونه مورد استفاده در این بخش bank-data-final.arff است که در مرحله preprocess فیلد id از آن حذف شده و مقادیرصفات age و income به صورت گسسته در آمده است (شکل22).

شكل 22. بارگذاری فایل نمونه

بعد از باز کردن فایل مورد نظر و با کلیـک بر روی پانل Associate پنجره‌ای مطـابق شکـل23 باز میشود.

شكل 23 . انتخاب پانل Associate

Weka الگوریتمهای association متفاوتی را پیاده‌سازی میکند. با کلیک دگمه choose در پانل Associate میتوان الگوريتم association مورد نظر را انتخاب نمود (شکل 24). دراین مثال، الگوریتم Apriori را انتخاب میکنیم. زماني كه يك الگوريتم انتخاب ميشود، نسخه خط فرماني آن الگوریتم در سطري نزديك به دگمه ظاهر ميگردد. اين خط فرمان شامل پارامترهاي الگوريتم است كه با خط تيره مشخص ميشوند. براي تغيير آنها ميتوان روي آن خط كليك نمود تا ويرايشگر مناسب شيء باز شود (شکل25). در این مثال همان پارامترهای پیشفرض را میپذیریم.

 

شكل 24. انتخاب الگوریتم association

شكل 25. تنظیم پارامترهای الگوریتم association

با کلیک بر روی گزینه More در شکل25، میتوان توضیحات لازم را درمورد هر کدام از پارامترها بدست آورد. شکل26 این توضیحات را نشان میدهد.

شكل 26. توضیحات بیشتردر مورد پارامترهای الگوریتم Apriori

بعد از تنظیم پارامترهای مورد نظر، با کلیک بر روی گزینه start، قوانین بدست آمده که بر اساس metric Type مرتب شده‌اند در صفحه اصلی نمایش داده میشوند.(شکل27)

شكل 27. نتیجه اجرای الگوریتم Apriori

با راست کلیک بر روی مجموعه جواب در پانل Result list در سمت چپ و انتخاب گزینه‌ی مورد نظر، میتوان نتایج بدست آمده را در پنجره‌ای جداگانه نمایش داد و یا قوانین بدست آمده را به فرمت دلخواه (.csv, .arff, .txt) ذخیره کرد. شکل28 گزینه‌های موجود را نشان میدهد.

شكل 28. ذخیره قوانین بدست آمده

 

 

 

به نقل از   http://www.raha.co.ir/

 

 

 

 

هوش تجاری به نقل از ماهنامه دولت الکترونیک - قسمت اول

1 مقدمه

طی سالهاي اخیر به منظور اتخاذ تصمیمات دقیق

و هوشمند در حداقل زمان ممکن ، رویکرد جدیدي

براساس سرعت در تحلیل اطلاعات حوزه کسب و کار

مطرح شده است. امروزه فناوري هاي نوین با سرعتی

غیرقابل تصور در حال پیشرفت هستند ، به طوري که

جوامع به صورت عام و بازارها به صورت خاص با ش تابی

وصف ناپذیر به دنبال راهکارهایی براي تضمین بقایشان در

این عرصه میباشند. بدین منظور در مرحله اول سازمانها

باید تغییر در فلسفه حیاتشان را بپذیرند و نیز بدانند که

باقی ماندن در بازار به معناي رسیدن به وضعیت سوددهی

مداوم نیست بلکه بایستی به دنبال رقابت و ابزار آن باشند،

چرا که امروزه کمتر بنگاهی به صورت سنتی و دور از

قواعد جدید، به کسب و کار میپردازد. بنابراین تسلط بر

فناوريهاي جدید به طوري که فرایندهاي سازمانی و

نهایتاً افزایش رقابتپذیري در محیط کسب و کار را بهبود

بخشد، ضروري به نظر میرسد که از آن جمله میتوان به

راهبرد هوش تجاري اشاره نمود.

هوش تجاري یا هوش مندي کس ب و کار که قابل

استفاده در حوزههاي تجاري و غیرتجاري میباشد، عبارت

است از طیف وسیعی از فرایندهاي مبتنی بر تکنولوژي ب ه

منظور جمعآوري داده و ایجاد دانش در راستاي تحلیل

بنگاه جهت اتخاذ تصمیمات تجاري دقیق و هوشمند .

راهبرد هوش تجاري بر اساس معماري بنگاه تشکیل شده

به تحلیل (OLAP) و در قالب پردازش تحلیلی برخط

دادههاي تجاري و اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند

میپردازد. هوش تجاري، نه به عنوان یک محصول و نه به

عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان یک معماري و رویکردي

جدید شامل مجموعهاي از برنامههاي کاربردي و تحلیلی

مطرح میشود که به استناد پایگاه هاي داده عملیاتی و

تحلیلی به تصمیمگیري در فعالیتهاي هوشمند تجاري و

کسب و کار کمک مینماید.

در این مطلب به دیدگاههاي متفاوت در مورد هوش

تجاري اشاره میشود. باید گفت که از منظر معماري و

فرایند، هوش تجاري به عنوان یک چارچوب موثر در

افزایش کارایی و یکپارچگی فرایندها در سازمان میباشد و

بر فرایندهاي تصمیمگیري در سطوح مختلف سازمانی

متمرکز است. از منظر بازار، ابزاري براي افزایش

رقابتپذیري و پایش و تحلیل بازار و مشتریان است . از

نقطه نظر فناوري نیز سیستم ی هوشمند است که با

پردازش دقیق دادهها، نقطه تداخل سختافزار و نرمافزار به

حساب میآید. به بیان سادهتر هوش تجاري چیزي جز

فرایند بالابردن سوددهی سازمان با استفاده هوشمندانه از

دادههاي موجود در فرایند تصمیم گیري در بازار رقابتی

نیست. در صورت عدم درك صحیح مفهوم هوش تجاري ،

انتظارات مدیران به صورت ناگهانی افزایش یافته و برآورده

نشدن این توقعات میتواند موجب سلب اطمینان افراد و

به ویژه مدیران از سیستم شود؛ چرا که هوش تجاري فقط

به دنبال کوتاه کردن مسیرهاي تجزیه و تحلیل اطلاعات

است و به تنهایی و نیز بدون در اختیار داشتن اطلاعات

مناسب قادر به ارائه پیشنهاد یا راهکار نیست.

هدف از مطالعه حاضر آشنایی هر چه بیشتر مدیران

و کارشناسان سطوح مختلف با مفهوم هوش تجاري و به

طور کلی تأثیر آن بر محیط کسب و کار میباشد . در این

راستا نخست با عنوان حرکت به سوي هوشمندي سازمانی

به معرفی مفهوم هوش و تأثیر آن بر فرهنگ سازمان

پرداخته شده، سپس به مطالعه و بررسی انواع هوشمندي

و در قسمت میانی مطلب بع د ف نیه وشت جا ري ، چ گو نگ ي

4

نقشه راه، پیادهسازي و ضرورت وجود آن در سازمان مورد

بررسی قرار گرفته است. در نهایت تأثیر هوش تجاري بر

محیط کسب و کار و صرفههاي اقتصادي حاصل از آن بیان

شده است.

-2 حرکت به سوي هوشمندي سازمانی

-1-2 مفهوم هوش

هوش سازمانی شامل تمام مزایاي حاصل از

ارزشافزوده اموال غیرملموس سازمانی مانند دانش

استخدامشدگان، مدیران، ذينفعان و مشتریان میباشد. به

منظور ارتقاي هوش سازمان بایستی یک سلسله مراتب از

اجزاي هوشمندي سازمانی ایجاد نمود. این سلسله مراتب،

در شکل 1 نشان داده شده است.

شکل 1: سلسله مراتب هوش

در شکل بالا، داده 1 شامل عناصر تشخیص داده شده

میباشد. هرگاه داده داراي شکل و الگو شود به اطلاعات 2

1 - Data

2 - Information

تبدیل شده و اطلاعات به همراه بینش و تجربه به دانش 3

تبدیل میشود.

دانش در حوزههاي تخصصی به خبرگی 4 میانجامد و

لغت خبرگی نیز پس از کسب س الها تجربه و فراگیري

نکات به خرَد 5 تبدیل میشود.

با وجود این ، دانش و تجربه در کنار هم موجب

توسعه هوش سازمانی می شوند . طبق تعریف انجمن

مدیریت دانش، هوش سازمانی باید بر سه اصل اساسی

شامل افراد، ساختار و رابطه پایهگذاري شود.

در اصول مذکور، اصل افراد به دا نش کارمندان و

ساختار به دانش سازمانی غیرقابل انتقال از سازمان مانند

ویژگی فکري، پایگاه داده و... اشاره دارد . البته برخی به

اصل چهارم با عنوان رقابت نیز معتقد هستند و بر این

باورند که به منظور ارتقاي هوشمندي سازمان بایستی هر

چهار اصل موجب ایجاد ارزش افزوده در سازمان شوند.

-2-2 تأثیر تغییرات سازمانی

تغییرات زیاد چه تأثیري میتواند بر هوش سازمانی

داشته باشد؟ به طور مثال یک بنگاه بزرگ میتواند نقش

عمدهاي در اجراي تکنیکهاي مدیریت دانش براي بالا

بردن هوش سازمان و اثربخش بودن آن داشته باشد . این

بنگاه تعدادي از ابتکارات عمده کسب وکار نظیر

خودکارسازي فرآیند مدیریت امتیازدهی، پایهریزي فرآیند

برنامهریزي استراتژیک و درگیر شدن بخش عمده

فعالیتها در جامعه را به کار میبندد. شایان ذکر است که

در سالهاي اخیر ساختار سازمانی از بعد داخلی دستخوش

3 - Knowledge

4 - Competence

5 - Reason

5

تغییر شده (ادغام/ اضافه شدن و یا جایگزینی شعب) و این

امر موجب افزایش نگرانی کارمندان در خصوص امنیت

شغلی و نیز در معرض خطر واقع شدن یکپاچگی آن ها

میشود.

نکته قابل توجه براي دستیابی به موفقیت در

مدیریت دانش، قوي بودن حس مشارکت و سطح اعتماد

در یک سازمان میباشد، در غیر این صورت ممکن است

افراد از به اشتراك گذاشتن دانش خود، خودداري نموده و

هر کس به طور مستقل تبدیل به محتکر دانش شده و این

مسأله موجب کاهش هوش سازمان شود. دلیل آن عدم رخ

دادن همافزایی به دلیل کمبود دانش به اشتراك گذاشته

شده در سازمان است.

بنابراین مشاهده میشود که تغییرات مکرر جهت

تغییر ساختار و نیز نتایج حاصل از نبود اعتماد میان

کارمندان و مدیران، باعث میشود تا مدیریت دانش نتواند

در یک بنگاه به کار گرفته شود. از این رو تغییر سازمانی

باعث میشود که پتانسیل تقویت هوش سازمانی رو به

نابودي رود.

-3-2 تأثیر فرهنگ بر هوش سازمانی

به نظر میرسد فرهنگ واژهاي غیرشفاف باشد، اما

نقش قابل ملاحظهاي در تبلور هوش سازمانی دارد. زمانی

که در راهروي یک شرکت قدم میزنید و با درهاي بسته

مواجه میشوید (در صورتی که می دانید در پس هر درِ

بستهاي فردي در اتاق نشسته و مشغول کار است )، بسته

بودن درها اشاره ضمنی به نوعی از فرهنگ حاکم بر

شرکت دارد که به نظر میرسد وابسته به عدم تمایل افراد

براي به اشتراك گذاشتن نظراتشان میباشد. به طور مثال،

در یکی از دانشکدهها درِ اتاق یکی از روسا در تمام مواقع

بسته است، در نتیجه افراد هیئت علمی گمان میکنند این

مجوز را دارند که در اتاق هاي خود را ببندند . این امر

فرهنگ غیردوستانهاي را در میان دانشجویان دانشکده و

کارمندان به دلیل مخفی کاري هر کس ایجاد می کند .

زمانی که ریاست از این پدیده مطلع می ش ود اقدام به

بازگذاشتن درِ اتاق خود مینماید تا مشوقی براي دیگران

جهت تکرار این رفتار باشد . این امر همزیستی بیشتر

فرهنگی را ایجاد می کند و به تبع آن افراد می توانند

راحتتر راجع به چالشها و واکنشها در برابر دانشجویان

تبادل نظر نمایند.

همچنین دپارتمان مذک ور در ابتدا داراي یک برد

اطلاعرسانی بود که در مقابل درِ آسانسور قرار داشت که

در آن نام اساتید دانشکده به ترتیب رتبه نوشته شده بود .

زمانی که بر موضوع افزایش دیدگاه سلسله مراتبی در

دپارتمان اشاره شد، براي مقابله با این دیدگاه برد

اطلاعاتی تغییر یافت. به این صورت که نام اساتید به

ترتیب حروف الفبا درج شد.

تمام این فعالیتها فرهنگ یک سازمان را متأثر

می سازد . درهاي بسته - درهاي باز، سلسله مراتبی -

دانشکدهاي، این موارد بیانگر رفتاري هستند که چگونه

مردم با سازمان در تعاملاند و دیدگاه محیط بیرون و سایر

افراد خارج از سازمان، درباره سازمان چگونه است. مردمی

که با لباس کار یکسان در اداره خود ظاهر می شوند، در

مقابل مردمی که در پوشیدن لباس خود، مختارند قرار

میگیرند. این برابري یا عدم آن در فرهنگ سازمانی مؤثر

است. حال میخواهیم جواب این سوال را بیابیم که چگونه

فرهنگ، هوش سازمانی را متأثر میسازد؟

اگر هوش سازمانی شامل سرمایههاي انسانی باشد

پس این سرمایهها چگونه منطبق با محیط سازمانی خود

قرار میگیرند که این محیط میتواند در راستاي رشد یا

عقب ماندگی سرمایه انسانی باشد. فرض کنید شما فردي

فعال هستید، به گونهاي که هیچگونه علاقه و تمایلی به

بروکراسی و قوانینی که از بالا و در سلسله مراتب اداري در

یک سازمان بسیار ساختار یافته به شما تحمیل می شود،

ندارید. همچنین ر ی یس شما فردي کنترل گر بوده و

علاقهمند به پیگیري و مدیریت کوچکترین حرکت و رفتار

شماست.

اگر اینطور باشد براي شما بسیار سخت است که

مدت زیادي در این محیط مانده و پیشرفت کنید، به ویژه

اگر فرد خودمحوري باشید، خلاقیت شما ممکن است در

این شرایط یا فرهنگ حاکم، از بین رفته به طوري که

نوآوري و بهرهوري شما نیز رو به نابودي کشیده شود. رشد

سرمایه انسانی شما، به ویژه هوش و سرمایه انسانی

سازمانی، تحت تأثیر ناراحتیهاي محیط شما به مرور

کمتر میشود.

هوش سازمانی در شرایطی میتواند بهبود یابد که

یک فرهنگ اشتراك دانش در سازمان، در برابر افرادي که

دانش خود را متوقف ساختهاند، وجود داشته باشد . به

عبارت دیگر، اگر فرهنگ، مردم را تشویق به اشت راك هر

آنچه میدانند، نکند در نهایت دانش هر کسی براي

خودش باقی میماند. نتیجه آنکه داشتن سطوح بالاي

اعتماد در سازمان به پرورش و افزایش هوش سازمانی

کمک میکند.

ارائه مقاله در اولین دوره کنفرانس ملی هوش سازمانی و کسب و کار هوشمند در تهران

 

 

اولین کنفرانس ملی هوش سازمانی و کسب و کار هوشمند در تهران، در سالن تلاش مجموعه وزارت کار برگزار شد و مقاله اینجانب، تحت عنوان :

 

http://www.oibi.ir/index.php?m_id=204

بررسی تاثیر هوش تجاری بر تصمیم گیری مدیران

مورد پذیرش قرار گرفت و در بخش پوستر ارائه شد .

 

به نظر میرسه که دنیای سیستم های اطلاعاتی با رویکردی کل گرا به سمت تکامل پیش میرود و هدف نامرئی تمام دست اندر کاران ، دستیابی به هوش تجاری است . البته این برداشت شخصی من است ولی اینکه تا ۵ سال دیگر همه جا حرف از هوش تجاریست برای من حتمی است.

من چند موضوع جالب و مورد نیاز جامعه را هم در این خصوص پرورانده ام که بدون شک قابل بحث هستند. اگر مسی علاقه داشت به من میل بزنه تا توجیهش کنم 

مقاله خودم رو فعلا نمیتونم منتشر کنم چون برای چاپ داره آماده میشه، ولی به محض امکان، حتما در اختیارتون میذارم

 

هوش تجاری ؟  حتما راجع به ان چیز هایی شنیده اید ولی من مطالبی را درباره آن عنوان میکنم و شما را به جستجو در وب به دنبال مطالب بیشتر توصیه میکنم .

فکر کنم برای مدیران فناوری اطلاعات از نان شب هم واجب تر باشه !

هوش سازمانی چیست ؟
در مورد هوش سازمانی نظرات متفاوتی از دیدگاههای مختلفی وجود دارد که به اختصار هر کدام از این معانی آورده می شود.
البته یادآوری می کنیم که برخی از محققان مثل خانزاده هوش تجاری را به جای هوش سازمانی به کار می برند.هوش تجاری سازمانها را از دیدگاه عوامل کسب و کار و تجارت مورد ارزیابی قرارد می دهد. وی هوش سازمانی ( business intelligence) را داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی مانند مشتریان ، جامعه و مخاطبان ،ارباب رجوع و رقبا ، محیط اقتصادی ، عملیات و فرایند های سازمانی (مالی ،فروش ،تولید ،منابع انسانی و ..) می داند که برسازمان اثر گذارند و مدیران را برای تصمیم گیری درباره همه عوامل موثر بر سازمانها و شرکتها توانمند می سازد.

 

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)

 

معرفی کتاب مفید

 

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)

نويسنده: عسگر صمدي اوانسر
ويراستار: عسگر صمدي اوانسر
ناشر: دبيرخانه شوراي عالي اطلاع رساني
تعداد صفحات: 139
نوبت و سال انتشار: اول 1384
شابك: 964-8846-24-3
 
 
چكيده:

«معماري سازماني» رويكرد تقريباً جديدي است كه امروزه بعنوان روشي موثر در تطبيق اهداف راهبردي سازمانها با فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آنها شناخته شده است. مبحث فوق كه تقريبا از اواخر دهه هشتاد و به موازات پيشرفتهاي چشم‌گير در حوزه فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آغاز شده است روز به روز كاربردهاي بيشتري يافته و روشها و ابزارهاي مربوط به آن در حال تكامل هستند. در حال حاضر اين روش در اغلب كشورهاي دنيا مورد استفاده بوده و تقريباً مزاياي آن براي مديران اغلب سازمانها شناخته شده است. با توجه به نقش محوري مباحث «معماري سازماني» در برنامه‌ريزي‌هاي كلان فناوري اطلاعات و ارتباطات و نيز پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته در رابطه با جايگاه آتي آن در سازمانهاي مدرن دنيا، آشنايي مديران بخشهاي دولتي و خصوصي با مفاهيم پايه، مزايا، و نيز كليات فرايند اجراي معماري سازماني، مي‌تواند كمك شاياني به همگرايي فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي راهبردي و نيز هدايت تغييرات سازماني نمايد.
 
 

فايلها
EABK.pdf 4.71 MB مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)
  EABK1-Samadi Evansar- Final.rar 11.41 MB

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)  >>> WinRAR archiver

 

فونت مربوط به دريافت كتاب ها.rar

 

 

 

 

1.53 MB

فونت مربوط

 

منبع

عضویت در انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران

 

 

سرور گرامی، جناب آقای سید محمود شجاعی کیاسری
با سلام و احترام


خوشحالیم به اطلاع برسانیم که درخواست عضویت شما در انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران پذیرفته شده است. بر اساس چشم انداز انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران، به منظور ارتقای سطح علمی جامعه در  زمینه تجارت الکترونیکی، سعی در گردآوری مستندات علمی اعضا و نشر آن از طریق سایت انجمن در دستور کار قرار گرفته ­است. در این راستا از شما اندیشمند محترم درخواست می­ شود تا آثار علمی خود را در زمینه­ های مرتبط با این مقوله برای انجمن ارسال فرمایید.
شما می­ توانید آثار خود را به آدرس info@ieca.ir ارسال نمایید.

با تشکر

دبیرخانه انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران

 

 

قبولی در آزمون مشاوران رتبه ۳ نظام صنفی رایانه کشور سال 89

آزمون مشاوران رتبه ۳ نظام صنفی رایانه کشور برگزار شد و بنده نیز در ۲ رشته در آن شرکت کردم.

رشته اولم، مدیریت و مشاوره فناوری اطلاعات بود و رشته دومم نرم افزار و پرتال بود.

در مجموع طبق آماری که نظام صنفی منتشر کرده   ۴۲۰ نفر  در استان تهران در این آزمون شرکت کرده بودند که اکثرا از مدیران و متخصصان فنناوری اطلاعات سازمان ها و شرکت های خصوصی و دولتی بودند.

 

 

 

http://irannsr.org/rendermodule.aspx?SelectedSingleViewItemID=35048&ModuleID=254&rendertype=print

 

 

آزمون بسیار سختی بود و سختی آن نه از بابت تخصصی بودن مطالب، بلکه گنگ بودن منابع آن بود.

به عنوان مثال سوالاتی راجع به آئین نامه نظام صنفی نیز داشت که منبع آن در اینترنت موجود نبود و بسیار دچار مشکل شدیم .

در نهایت چند روز پیش نتایج آزمون مشخص شد .

بنده و ۵ نفر دیگر در رشته مدیریت و مشاوره قبول شدیم .

بنده و ۱۲ نفر دیگر هم در رشته نرم افزار و پرتال قبول شدیم .

اینکه در این آزمون قبول شدم برام خیلی جالب بود ولی  اینکه از کل استان تهران تنها ۱۸ نفر قبول شدند جالب تر بود .(که ۲ تاش من بودم !)

 

 

 

راهكارهاي ايجاد هماهنگي ميان استراتژي كسب و كار و استراتژي IT

.ايجاد يک مدل کارآمد جهت پياده‌سازي برنامه‌هاي IT 1
سازمان مي تواند از مدلهاي مختلفي (متمرکز، غيرمتمرکز و گاهي ترکيبي از هر دو) براي مديريت و اداره
بهره گيرند. امروزه معمولترين روش، مدل غيرمتمرکز يا فدراليست (FEDERALIST MODEL) است. اين مدل به واحدهاي کسب و کار خودگردان، ادارات و شعبات، آزادي عمل خوبي براي انتخاب تکنولوژي موردنياز مي دهد و آنها را مسئول تخصيص منابع خود نگاه مي دارد. واحدهاي کاري و ادارات هــرکدام به طور جداگانه بودجـــــه اي جهت IT دريافت مي دارند و مي توانند سيستم‌هاي موردنيازشان را تهيه کنند. تا زماني که واحدها و ادارات نرخ بازگشت سرمايه مناسبي را نشان دهند، سازمان رويکرد عدم مداخله و آزادي عمل را در مقابل اين واحدها برمي گزيند.
يکي از دغدغه هاي کليدي در محيط متغير کسب و کار امروزي انعطاف پذيري سازمان است. اگــرچه اين روش، سطح بالايي از انعطاف پذيري را به ارمغان مي آورد، وليکن چالشهايي را نيز به همراه دارد.
مشکلي که معمولاً ســازمانها با آن روبرو مي شوند عدم توانايي در يکپارچه سازي تمامي سيستم ها است. اين يک مشکل قديمي است از مردمي که درختها را مي بينند ولي متوجه جنگل نيستند». ديگر اينکه در اين مدل، واحدهاي کاري مستقل ممکن است بـــه هزينه کردن بر سيستم هايي تمايل داشته باشند که لزوماً بيشترين بازده و سود را براي کل شرکت به همراه ندارد.
شرکتهاي موفق بايد چگونگي تاثير سناريوهاي مختلف را بر کسب و کار محوري و تناسب آن با برنامه هاي
IT را در سازمان درک کنند. براي مديريتIT ، به عواملي بيش از يک کميته هادي که درخصوص تامين اعتبار پروژه ها و زمان اجراي آنها تصميم مي گيرد، احتياج است. اين بدان معني است که در هر سطحي از سازمان بايــــــد اهداف کسب و کــــــار و ابتکارات ناشي از IT که مي توانند درجهت نيل به اين اهداف به کارکنان سازمان کمک کنند، مورد بازنگري و توجه قرارگيرد.
استراتژي هاي ديگر در مديريت
IT مدلهاي متمرکز يا ترکيبي هستند. مدل متمرکز برپايه رويکرد دستوري و کنترل بنا شده است؛ در اين مدل معمولاً رهبران سازمان به تنهايي ماموريت، ارزشها و اهداف سازمان را تعريف مي کنند و مرکز سازمان ارائه دهنده پاره اي خدمات اجباري است و تخصيص منابع را دراختيار خود دارد؛ بدين ترتيب يکپارچگي کامل را بر ادارات و واحدهاي کاري تابعه تحميل مي کند.
معمولاً مدل ترکيبي، در سازمانهايي به کار گرفته مي شود که حداقل از چهار کسب و کار غيرمرتبط تشکيل شده باشند، هيچيک از اين واحدها سهمي بيش از 50% کل فروش شرکت را ندارند. هريک از اين واحدهاي کسب و کار خودگردان فرهنگها، ارزشها و اهداف خاص خود را دارند و هرکدام مسئول تخصيص منابع خويش هستند. سازمان نيز انتظار همکاري وسيعي را ميان واحدهاي مختلف ندارد. بنابراين، هرکدام از اين واحدها نظامهاي اطلاعاتي و سيستم هاي خاص خود را براي ادارات و واحدهاي تابعه تهيه مي کنند. درحالي که درون واحدهاي کسب و کار خودگردان مدل متمرکز پياده مي شود، درکل سازمان و بيرون واحدهاي کسب و کار خودگردان، از مدل فدراليست استفاده شده است.

2. ايجاد استاندارد براي فناوري
اگرچه يک مدل
IT غيرمتمرکز به منظور پياده سازي نرم افزارها و سخت افزارهاي کاربردي سازمان خوب کار مي کند، ليکن مشکلات هنگام مديريت زيرساختهاي IT در سازمان بروز مي کند. زماني که يک شرکت از فناوريهاي متفاوتي در رويکرد غيرمتمرکز بهره مي بـرد نه تنها هزينه هاي IT خود را افزايش مي‌دهد بلکه توانايي سازمان در استفاده بهينه از سيستم‌ها و اطلاعات را دچار مشکل مي سازد. از ديدگاه عملي، کنار هم گذاشتن هر تکه ازجايي و استفاده از تکنولوژي هاي متفاوت مي تواند حتي زبده‌ترين سازمان‌ها در زمينه IT را دچار دردسر کند. در واقع اين احتمال وجود دارد که بخش قابل توجهي از منابع سازمان براي يکپارچه کردن تمامي سيستم‌ها هزينه گردد.راهيابي و قبول گسترده اينترنت و فناوريهاي پروتکل اينترنت روياي استانداردسازي را به يک واقعيت بدل کرده است.
به علاوه، امروزه بسياري از سازمانها براي همگون کردن از الگوبرداري يا بازنگري استانداردها استفاده مي‌کنند. اين فرايند به ايجاد فهرستي از فروشندگان و سيستم‌هاي تاييد شده منجر مي شود و به طرزي موثر، گوناگوني سيستم هاي مورداستفاده واحدهاي کاري و بخشهاي سازماني را محدود مي سازد. با ايجاد مجموعه اي از استانداردهـا، نه تنها يک سازمان مي تواند برنامه هاي
IT خود را به شکل موثرتري کنترل کند بلکه مي تواند کليه فرايندهاي کسب و کار خود را تحت يک سيستم موثر نظارت و بازرسي قرار دهد. نتيجه نهايي معمولاً باعث صرفه جويي در هزينه ها، بهره وري بيشتر، نرخ بازگشت سرمايه بالاتر و کاهش هزينه هاي مالکيت و نگهداري خواهدبود.
اين رويکــرد مي تواندحتي درکاهش هزينه هاي اداري و سربارهاي
IT سازمان نيز، نقشي موثر داشته، در ساختن زيرساختي منعطف به ياري سازمان بشتابد. با يک زيرساخت پروتکل اينترنت شرکتها مي توانند به سرعت سيستم هاي ويدئو کنفرانس، ساير ابزارهاي همکاري و ارتباطاتي از طريق وب، خدمات تلفني برپايه پروتکل اينترنت ارسال همزمان داده ها و معبرهاي سازماني را در شرکت پياده و اجرا کنند. اين نرم افزارهاي کاربردي مانند طبقات يک ساختمان در بالاتـــــــرين
طبقه هرم شبکه سازمان قرار مي گيرند.
با توسل به بنيان مناسب شبکه در شرکت فعاليتهــاي سازماني سريعتر و ساده تر انجام مي پذيرد.
پرواضح است که استانداردها، چالشهايي را نيز بر سر راه شرکتهاي جهاني متشکل از کارکناني با ترجيحات و فرهنگهاي متفاوت يا احتياجات قانوني مختلف در کشورهاي گوناگون، قرار مي دهد. به عنوان مثال، يک واحد کاري در سنگاپور خواهان نرم افزار کاربردي يا سيستمي است که واحد کاري ديگر در فرانسه بلادرنگ آن را رد مي کند. اين مورد مي تواند به سادگي نحوه نشان دادن اطلاعات در نرم افزار يا به پيچيدگي چگونگي محاسبه ماليات برمبناي قوانين هر کشور باشد.
درنهايت مي توان گفت که انتخاب استاندارد در سطح زيرساخت بايد با حداقل آزادي در انتخاب مجموعــه‌اي مشخص از نرم افزارها و سخت افزارهاي کاربردي پيوند بخورد تا سازماني چابک و منعطف را به همراه بياورد.


3. ايجاد همسويي ميان مدير ارشد اطلاعاتي و مدير ارشد
در برخي شرکتها مدير ارشد اجرايي نسبت به موارد تکنولوژيکي که توسعه کسب و کار او را امکان پذير يا ناممکن مي سازد توجه و درک کافي ندارد و مدير ارشد اطلاعاتي بر مواردي که مزاياي استراتژيک را براي کسب و کار سازمان به همراه دارد متمرکز نمي شود. مدير ارشد اجرايي بايد به درستي درک کند که فناوري چگونه و چه تاثيراتي را بر سازمان او خواهد داشت. در بسياري از موارد تحقق اين امر نيازمند تغيير نگرش مدير ارشد اجرايي و توانايي‌هاي مدير ارشد اطلاعاتي است. تا زماني که هريک به ديگري به عنوان يک شريک با اهداف دوسويه و مشترک نگاه نکنند، امکان حصول نتايج موفقيت آميز کم است.
مديران ارشد اطلاعاتي موفق معمولاً بايستي چهار نقش را جهت حصول اطمينان از هماهنگي کاري با مديران ارشد سازمان ايفا کنند:
نقش راهبردي که در تعريف چارچوب اصلي کسب و کار دخالت دارد؛نقش مشاور و واسطي ميان رهبران واحدهاي کاري (زبان کسب و کار و تکنولوژي را به يکديگر ترجمه کند)؛ نقش رهبر
IT که مسئول مهارتها، آموزش و دارائيها در دپارتمان IT باشد؛ نقش معمــار ارشد براي محيط مشترک کسب وکار و IT کـــــــه به بهينه شدن سرمايه گذاريها و رشد منابع سازمان بينجامد.

4. ايجاد حس مالکيت نسبت به استراتژي‌هاي سازمان در مديران ارشد طلاعاتي
يکي از مشکلاتي که بسياري از سازمانها با آن روبرو هستند اين است که مديران ارشد اطلاعاتي فقط در بخشهايي از تصميم گيريهاي استراتژيک مشارکت مي کنند يا به طورکل از اين فرايند کنارگذاشته مي شوند. مي توان بلافاصله اين مشکل را به عدم حس تعلق و نبود رهبري مناسب در سازمان مرتبط دانست.
بهترين حالت زماني است که مدير ارشد اطلاعاتي در جريان فرايند تصميم گيري قرار مي گيرد و از موقعيت خود جهت پيوند دادن فنــــاوري با استراتژي هاي سازمان استفاده مي کند. درچنين محيطي، مدير ارشد اطلاعاتي نه تنها درموقعيت بهتري جهت درک موردهاي کسب و کار و عقلايي تر عمل کردن براي پروژه هاي گوناگون است، بلکه در اين شرايط مي تواند مفاهيم کليدي
IT را با ديگر مديران ارشد مطرح کند و حمايت آنان را به دست آورد. رويکرد مي تواند نمودار سازمان را به ترتيبي تغيير دهد که مدير ارشد اطلاعاتي را هم رده ساير مديران ارشد گرداند.مدير ارشد اطلاعاتي بيشتر تبديل به يک استراتژيست کسب و کار مي شود تا تنها يک استراتژيست فناوري».اغلب، در سازمانها تغييرات، از بالا به پايين شروع مي شود. مديريت ارشد بايد براي به نتيجه رسيدن پروژه هاي IT ، سازوکارها و نظامي را توسعه دهد تا حس تعلق ميان کارکنان واحدها ايجاد شود. مديريت برمبناي ارزيابي عملکرد، معمولاً نقطه شروع مناسبي است، و گام بعدي تفويض اختيارات در مقابل قبول مسئوليت و پاسخگويي درمورد فعاليتهاي چالش برانگيز است. اگر شرکتي سعي مي کند تا مدل متمرکز IT خود را با قبول رويکرد غيرمتمرکز کنار بگذارد، مديران بايد تعهد قوي و التزام عملي خود را در اين خصوص به نمايش بگذارند. آنان بايد کارکنان را براي تصميم گيري تقويت و حمــــايت کنند و زماني که اشتباهاتي رخ مي دهد، در مواجهه با آن اشتباهات، رفتاري به مثابه تجاربي آموزنده داشته باشند. گذشته از اين رهبران بايد به واحدهاي کاري و ادارات، تا جايي که متناسب با رويکرد کلي سازمان و مطابق استانداردهاي موجود باشد، اجازه تصميم گيريهاي مالي براي انتخاب فناوري خود را بدهند.

5.ارزيابي فرايندهاي کسب و کار و فرهنگ سازماني
يادآوري اين نکته حياتــي است که کاربرد فناوري به تنهايي هزينه ها را کـاهش نمي دهد، باعث افزايش بهره وري نمي شود و هوشمندي و زيرکي در کسب و کار را زياد نمي کند! ايجاد تغييرات در فرايندهاي پايين دستي کسب و کار، طرف ديگـــــر اين معادله است که سازمان را به بهره وري و کسب مزيت رقابتي پايدار رهنمون مي شود.
سازمانها بايد بر مقاومتهاي اوليه کارکنان در بـرابر تغيير غلبه کنند. «سيفونيس» هشدار مي دهد «اگر شما اين امکان را به کارکنان بدهيد تا کارها را به روش آشنا و قديمي خود انجام دهند، بسياري از آنها به همان روشهاي قديم خود مي چسبند اگر شما تغييرات را اجباري نکنيد ممکن است شرکت شما خود را با سيستم هاي
IT مفيد و مشهوري بيابد که نتايجي حاشيه اي دارند و از نتايج اصلي بازمانده اند».
علاوه بر انجــــام رويه هاي سنتي در پياده سازي سيستم ها، سازمانها بايد آموزش را نيز تدارک ببينند. کارکنان نه تنها بايد درک کنند که چگونه سيستم هاي جديد را به کار گيرند بلکه بايد به چرايي مطلوبيت تکنولوژي هاي مبتني بر اينترنت نيز واقف شوند. در برخي موارد، برپايي يک نظام انگيزشي مناسب شامل پرداخت کارانه درقبال رسيدن واحد به اهداف از پيش تعيين شده تا پاداشهاي فوري و، تقدير و قدرداني مي تواند روند تغييرات را تسريع کند.
همين طور تغييراتي که خود سيستم بر فرايندهاي کسب و کار و نحوه انجام کارها توسط کارکنان نيز بايد مطالعه و بررسي شود. «پارک» مي گـــــويد «اگر فاصله اي ميان برنامه هاي
IT سازمان و برنامه هاي کاري سازمان وجود داشته باشد، بسياري از نتايج نامطلوب و غيرقابل پيش بيني محتمل به نظر مي رسند. پرسيدن اين سوال مهم است که «پياده سازي اين سيستم جديد به چه تغييراتي در کسب و کـــــار، شغلها و فرايندها منجر مي شود؟»

6.ارتباطات را در سطوح مديريت تحکيم کنيد

اين مهم که IT ادبيات خاص خود را دارد بر کسي پوشيده نيست؛ تلاش درجهت کشف پيچيدگيهاي آن مي تواند حتي هوشيارترين رهبران سازمان را سردرگم کند. چرا که زبان و نوع تفکري که به همراه IT وارد مي شود، مي تواند بسياري از مديراني را که از تقابل با پديده IT طفره مي روند به چالش کشاند. بخشــي از تقصيرها به رهبران سازمان برمي گردد، آنان که تعامل اندکي با IT دارند و از ارزشها و امکاناتي که IT براي سازمان به ارمغان مي آورد و محدوديتهايي که پيش رو مي گذارد، اطلاعي ندارند. رهبران بدون درک تاثيرات کاربرد يک فناوري بر فرايندهاي کسب و کار و جــــريان کار سازمان، نمي توانند اقدام به پيش بيني نتايج کنند. به نظر «سيفونيس» به واسطه همين مسئله مديران عالي سازمانها در برخورد با امور مرتبط به IT معمولاً تصميماتي يکسان و همانند يکديگر مي گيرند.
اگرچه بايد اذعان کرد تنها مديران عالي و مديران واحدهاي کاري مقصر نيستند. ارتباطات سازماني يک خيابان دوطرفه است و براي بسياري از متخصصان و مهندسان پرکردن فاصله ميان
IT و کسب و کار اصلي سازمان مشکل است.
ساختن يک پل (ايجاد زبان و اهداف مشترک) نياز به تلاش مداوم همه رهبران واحدهاي مختلف سازمان و رهبر
IT دارد. به منظور تحقق چنين هدفي بايد يک کميته راهبري يا گروه کاري در سازمان تشکيل شود؛ همين طور ممکن است موقعيت سازماني مدير ارشد اطلاعاتي را در سطح هيئت مديره قرارداد يا تدوين برنامه جامع IT به صورت رسمي براي ارائه به هيئت مديره در دستور کار وي قرار گيرد.
صرف نظر از آنکه سازمان از کدام رويکرد جهت پياده سازي
IT استفاده مي کند، دانش، اطلاعات و ايده ها بايد در تمامي جهات ساختار سازماني به سهولت جريان يابند. در اين صورت رهبران سازمان احساس خوبي نسبت به مصاديق IT در سازمان خويش پيدا مي کنند و در اين ضمن مدير ارشد اطلاعاتي نيز ميزان مناسبي از حقايق کاري را دريافت مي کند.
از برخي ابعاد، هماهنگي ميان استراتژي کسب و کار و استراتژي
IT کمي شبيه به بازي شطرنج سه بعدي است؛ هميشه پيش بيني تاثير حرکات بر نتيجه بازي آسان نيست. امروزه نيز در صحنه پيکار براي پيروزي تجاري نيز سازمانها براي هماهنگي و اجرايي کردن يک برنامه جهت تبديل ايده اي نوين بـــه نوآوري، کاهش هزينه ها، بهبود بهره وري، و دستيابي به حداکثر نرخ بازگشت سرمايه تلاش مي کنند. در عين حال که هماهنگي ذاتاً پيچيده و هميشه چالش برانگيز است، اما دقيقاً همان چيزي است که شرکتهاي مطـرح در مقياس جهاني را از ديگران متمايز مي کند.


راهبرد سلول گرايي

سلول گرايي، راهبردي براي سازماندهي فراگردهاي پيچيده ارائه خدمت و توليد محصول كارآمد است. يك سيستم سلولي، از واحدها يا سلولهايي تشكيل شده است كه به طور مستقل طراحي گرديده اند ولي به عنوان يك كل منسجم عمل مي كنند.

“سلول گرايي” بيش از پردازش سريع اطلاعات و ارتباطات يا هر فناوري ديگر، موجب شتاب بيشتر تغييراتي ميشود كه اكنون مديران در صنعت رايانه با آن مواجهند و راهبردهاي كه مبتني بر “سلول گرايي” مي باشند، بهترين شيوه براي برخورد با تغييرات ياد شده به شمار مي آيند.

 

 

قواعد آشكار و پنهان راهبرد سلول گرايي :

قواعد آشكار

قواعد آشكار طراحي (كه “اطلاعات‌آشكار” نيز خوانده مي شود) تصميمهاي هستند كه بر تصميمهاي بعدي طراحي اثر دارند. در فراگرد طراحي، مطلوب است كه نخست “قواعد آشكار طراحي” مشخص و تدوين گردند و آنگاه به طور گسترده به افراد دست اندركار منتقل شوند. “قواعد آشار طراحي” در سه دسته قرار مي گيرند.

1.       آرايش دروني، كه به طور دقيق مشخص مي‌كند چه سلول‌هايي جزو سيستم‌خواهند بود و كاركرد هر يك چيست؟

2.       تعاملها، كه تفصيل چگونگي تعامل سلولها را، از جمله اين كه چگونه با هم هماهنگ يا به هم وصل خواهند شد و ارتباط برقرار خواهند كرد، شرح مي دهند.

3.       شاخصها، براي آزمايش انطباق هر سلول با قواعد طراحي “آيا سلول X  مي توان در سيستم كار كند”  وبراي سنجش عملكرد يك سلول در برابر سلولهاي ديگر (سلول X در مقايسه با سلول y چقدر خوب عمل مي كند) به كار مي روند.

عوامل پنهان

عوامل پنهان طراحي (كه “اطلاعات پنهان” نيز خوانده مي شود) تصميمهاي هستند كه بر طراحي فراتر از “سلول محلي” اثر ندارند. عوامل پنهان را مي توان بعدها انتخاب كرد و با بارها آن را تغيير داد، و نبايد اطلاعات مربوط به آن را به كسي، بجز گروه طراح سلول داد (نوينز و وينتي،1989،ص90).

 

 

 

 

تشريح كامل يك سلول، بايد مشتمل بر توضيح موارد ذيل باشد :

*       وظيفه

*       ورودي

*       خروجي

*       نحوه پردازش

*       اطلاعات دروني

 

ساده سازي در طراحي برنامه :

تاكيد بر هدف “ساده سازي در طراحي برنامه” قانون مهمي را به طراحان سلول ديكته مي كند اين قانون عبارت است از اينكه “هر سلول برنامه بايد فقط يك نقطه ورودي و يك نقطه خروجي داشته باشد”؛ يعني عمليات هر سلول، همواره فقط به يك شكل اجرا مي شود.

اتصال سلول ها :

سلولهاي برنامه از يكديگر مجزا نيستند و بايد با هم مرتبط باشند تا بتوانند وظيفه كلي برنامه را به انجام برسانند. نمودار ساخت، سلسله مراتبي از سلولهاي مرتبط به هم را تشريح مي كند كه آن را سلسله مراتب فراخواني مي نامند.

 

دو نوع اطلاعات ميان سلولها مبادله مي شود كه عبارتند از:

*       اطلاعات كنترلي

*       اطلاعات خام

 

 

زبان تعريف برنامه :

زبان تعريف برنامه (PDL) براي بيان و تشريح دقيق ساختار مكانيكي و اطلاعات داخلي يك سلول به كار مي رود؛ يعني جملات پردازش يك سلول را مشخص مي كند. “زبان تعريف برنامه” با “زبان انگليسي ساختار يافته اي” كه قادر است فراگردهاي سطوح پايينتر يك نمودار جريان اطلاعات را به دقت معرفي كند، شباهت دارد.

لایه ها و دیدگاههای مختلف سازمان

لایه ها و دیدگاههای مختلف سازمان


در هر سازمانی افراد مختلفی با جایگاههای مختلف وجود دارند که بسته به موقعیت سازمانی شان
دارای دیدگاههای مختلفی هستند. بسته به دیدگاه افراد نیز دید آنها نسبت به جنبه های مختلف سازمان فرق
می کند. بعنوان مثال دیدگاه مدیرعامل یک سازمان نسبت به اطلاعات، فرایندهای کاری، مکانها، واحدهای
سازمانی و غیره با دیدگاه یک سرپرست خط تولید یا مهندس سیستم فرق می کند . هرچه از سطوح
مدیریتی به سطوح عملیاتی نزدیک تر می شویم، دیدگاه افراد جزئی تر و عملیاتی تر می شود . با توجه به این
موضوع می توان دید که سه لایه مهم در هر سازمان قابل تشخیص هستند:

لایه راهبردی : لایه راهبردی به بخشهایی ا ز سازمان اطلاق می شوند که موظف به
سیاست گذاری، تعیین اهداف درازمدت، ارزشها، سیاست ها، راهبردها، و نیز
برنامه ریزی کلان سازمان بوده و چشم اندازها و نیز معیارهای سنجش کارایی و
اثربخشی لایه های پایین تر را تعیین می کنند . در همین راستا معمولاً هر سازمان دارای
و « برنامه توسعه پنج ساله » ،« برنامه راهبردی توسعه » برنامه هایی تحت عناوینی نظیر
غیره است که نتیجه فعالیت های این لایه از سازمان به حساب می آیند . این لایه
یک سازمان بوده و موقعیت آنرا نسبت به سازمانهای دیگر « شخصیت » تعریف کننده
مشخص می کند . معمولاً مباحث مربوط به این لایه از سازمان خارج از بحث های
معماری سازمانی قرار گرفته و اسناد مربوط به آن جزو ورودیهای فرایند معماری
سازمانی به حساب می آیند.

لایه ماموریتی : این لایه شامل بخشهای ماموریتی سازمان است که خود دارای سطوح
مختلفی چون مدیریت عالی، مدیریت میانی و عملیات است. عملاً کلیه فعالیت های سازمان
در این لایه انجام می شود . بسته به نوع سازمان، نتیجه فعالیت های این لایه می تواند تولید
سازمان را ایجاد « قابلیت های » محصول یا ارائه خدمات باشد . فرایندهای جاری در این لایه
می کنند.
لایه فناوری اطلاعات و ارتباطات : این لایه بصورت خاص شامل کلیه فناوری های
اطلاعاتی و ارتباطی است که سازمان در راستای انجام فعالیتهای لایه ماموریتی از آنها
استفاده می کند .


مزایای معماری سازمانی

مزایای معماری سازمانی

معماری سازمانی مزایای بسیار زیادی در پی دارد که در ادامه به تشریح برخی از مهمترین این مزایا

می پردازیم.

1.فراهم سازی انعطاف پذیری لازم در برابر تغییرات محیطی

سازمانها در برابر « لزوم انعطاف پذیری » شاید بتوان گفت مهمترین دلیل برای معماری سازمانی

تغییرات محیطی است . در فصل قبلی اشاره شد که هر سازمان پیوسته از طرف عاملهای بیرونی تحت فشار

.« فشارهای ناشی از تغییرات فناوری » و « فشارهای ناشی از تغییرات حوزه کسب و کار » : است که عبارتند از

سوال اصلی این است که یک سازمان چگونه می تواند به انعطاف پذیری لازم در برابر این تغییرات برسد؟

تجربه نشان داده اس ت که انعطاف پذیری در برابر تغییرات محیطی منوط به استفاده از اجزائی است

که قابلیت استفاده مجدد داشته و جایگزینی یکی از اجزاء تاثیر زیادی در اجزاء دیگر نداشته باشد. به همین

دلیل معماری سازمانی از مدلها و روشهایی استفاده می کند که به تدریج اطلاعات، فرایندها، مکانها، افراد،

رویدادها، و اهداف سازمان را از حالت غیرنرمال خارج ساخته و با استفاده از مدلهایی نرمال اقدام به

توصیف آنها می نماید . با اینکار کم کم زمینه استفاده مجدد از اجزاء تشکیل دهنده یک سازمان فراهم شده

و انعطاف پذیری لازم فراهم می گردد . بهترین مثالی ک ه در این مورد می توان به کار برد ، اسباب بازی های  موسوم به (خانه سازی  ) است که برای تقویت خلاقیت بچه ها طراحی شده اند.

در این مورد معمولاً با اجزاء محدودی مواجه هستیم که با ترکیب آ نها می توان اقدام به ساخت خانه،

پل، هواپیما، و غیره نمود . هر چه که اجزاء فوق عمومی تر و محدودتر باشند، به همان اندازه انعطاف

پذیری آنها بیشتر می شود . هر چه که این اجزاء، به اجزاء اصلی سازه مورد نظر نزدیک تر باشند، سازه

حاصل شباهت بیشتری به نمونه واقعی پیدا خواهد کرد . به عنوان مثال، با توجه به شباهتی که اجزاء اصلی این اسباب بازی ها به  آجر دارند، ساختن دیوار یا خانه ساده تر از ساختن سازه های دیگری چون  کشتی  , هواپیما , غیره است .

 

 

2. تطبیق نیازمندی های لایه های ماموریتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات

لایه ماموریتی یک سازمان مصرف کننده و کاربر امکانات و خدماتی است که از طریق لایه فناوری

اطلاعات و ارتباطات سازمان فراهم می شود . این امکانات باید در تطابق کامل با نیازمندیها ی لایه ماموریتی

باشند در غیراینصورت فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی فو ق نه تنها منجر به افزایش بهره وری و کارایی

سازمان نخواهند شد بلکه چه بسا موجب کاهش آن نیز می شوند.

در واقع می توان گفت   معماری لایه فناوری اطلاعات و ارتباطات  باید در ادامه و برگرفته از   معماری لایه ماموریتی

سازمان باشد . این موضوع شامل کلیه جنبه های معمار ی سازمانی اعم از اطلاعات ،

فرایندها، مکانها، افراد، رویدادها و اهداف خواهد بود . مورد اخیر یعنی اهداف حائز اهمیت بیشتری است .

به نحویکه لازم است   مطابق با  سند راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان باشد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

3. کاهش میزان ریسک پروژه های فناوری اطلاعات و ارتباطات

مهمترین عوامل شکست پروژه های فناوری اطلاع ات عبارتند از :

 

 

عدم دخالت دادن کاربران نهایی

عدم حمایت کافی از طرف  مدیران ارشد سازمانی

انتخاب فناوری نامناسب

کمبود منابع

پیش بینی های غیرو اقع بینانۀ هزینه ومنابع

اهداف نامشخص

پیش بینی های غیرواقع بینانۀ زمانی

استفاده از فناوری های نوظهور

 

معماری سازمانی می تواند به کاهش تاثیرات عوامل فوق کمک شایانی نماید . بعنوان مثال با ایجاد

زبان مشترک بین افراد لایه ماموریتی سازمان امکان اشتراک بیشتر این افراد در پروژه ها فراهم می شود .

علاوه برآن معماری سازمانی تحلیل نیازمندیهای لایه ماموریتی را تسهیل کرده و می تواند نتایج تغییرات

نیازمندیها را در مشخصات سیستمها مشخص نماید . از طرف دیگر، همانطور که در فصول آتی خواهیم

دید، یکی از مهمترین مراحل فرا یند معماری سازمانی جلب حمایت مدیران ارشد سازمان است . با اینکار

مزایای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مدیران ارشد سازمان نیز ملموس تر شده و عملاً

حمایت بیشتری از طرحها و پروژه ها به عمل خواهند آورد.

 

4. فراهم شدن امکان کنترل و هدایت موثر سازمان

هر سازمان به منظور انجام ماموریتها و اهداف خاصی ایجاد می شود . در واقع مهمترین وظایف

مدیران ارشد سازمانها نظارت بر ماموریتها و اهداف فوق و حفظ سازمان در راستای انجام ماموریتهای خود

است. برای انجام اینکار لازم است توصیف دقیقی از جنبه های مختلف سازمان در ا ختیار مدیران ارشد

باشد تا از طریق شاخص هایی قادر به مقایسه وضعیت موجود با وضعیت مورد نظرشان باشند . از طرف دیگر

هدایت و کنترل یک سازمان منوط به داشتن دیدگاهی روشن از وضعیت مطلوب سازمان است . در اینمورد نیز معماری سازمانی می تواند با ارائه معماری وضع مطلو ب  به مدیران سازمانها کمک نماید تا پیوسته فاصله سازمان را از وضع مطلوب سنجیده و در رابطه با عملکرد آتی سازمان تصمیم گیری نمایند.

 

 

5. فراهم شدن زمینه های ارزیابی تغییرات سازمانی

توصیف های معماری سازمانی این امکان را فراهم می نمای ند که مدیران سازمان قادر به تحلیل

جنبه های مختلف سازمان اعم از فرایندها، اطلاعات، واحدهای سازمانی و غیره بوده و تاثیراتی که ممکن

است ایجاد یک تغییر سازمانی در یک جنبه از سازمان در کل سازمان برجای گذارد را بررسی نمایند.

6. کاهش هزینه ها و زمان توسعه سیستمهای اطلاعاتی

یکی از وقت گیرترین بخشهای طراحی و ایجاد سیستمهای اطلاعاتی اختصاص به شناخت حوزه

ماموریتی سیستم و نیازمندیهای آن دارد . معماری سازمانی اسناد و اطلاعات لازم را در اختیار تحلیل گران

و طراحان سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی جدید قرار داده و سبب کاهش هزینه ها و زمان خواهد شد.

7. امکان استفاده از مولفه های سیستمی مشترک در سطح سازمان

معماری سازمانی زمینه تحلیل فرایندها و اطلاعات سازمان را در لایه های ماموریتی و فناوری

اطلاعات و ارتباطات سازمان فراهم می نماید . اینکار می تواند به تشخیص فرایندهای مشابه و ادغام آنها

کمک زیادی نماید . درنتیجه امکان استفاده از اجزاء و مولفه های سیستمی مشترک در بخشهای مختلف

سازمان فراهم شده و در نهایت هزینه های توسعه، نصب، آموزش، و پشتیبانی سیستمها کاهش پیدا خواهد

کرد.

 

 

 

 

8. همگرایی به سمت دولت الکترونیک

با انجام معماری سازمانی در بخشهای مختلف سازمان این امکان فراهم می شود که براساس آنها

اقدام به ادغام معماری ها و تهیه معماری مادر سازمانها نمود . این موضوع بویژه در مورد سازمانهای بزرگ

که انجام معماری سازم انی در کل سازمان در مرحله اول برای آنها عملی نبوده و مجبورند از روش

معماری زیرحوزه های ماموریتی استفاده نمایند، از اهمیت زیاد تری برخوردار است.

در نگرشی کلان تر می توان دید که اگر سازمانهای دولتی براساس الگوهای معینی اقدام به معماری

سازمانی نمایند، امکان استخراج معماری سازمانی ملی فراهم شده و با تحلیل آن می توان نسبت به استخراج مدلهای مرجعی نظیر مدل مرجع خدمات و سیستمهای دولتی  ، مدل مرجع داده ها  ، مدل مرجع فناوری اطلاعات و ارتباطات ، استانداردهای ملی فناوری اطلاعات و ارتباطات و مدل مرجع خدمات و سیستمهای دولتی و غیره اقدام نمود .  نمونه اینکار در سطح دولت آمریکا در حال اجراست که پیش بینی شده در نتیجه این کار اغلب سیستمهای اطلاعاتی مورد استفاده در سطح دولت آمریکا با مولفه های مشترکی جایگزین شوند . نتیجه اینکار آمادگی بیشتر سازمانها جهت رسیدن به یک دولت الکترونیک کامل خواهد بود.

 

9.امکان تعریف استانداردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات

یکی از مزایای معماری سازمانی تعریف استانداردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در سطح

سازمان است که در نهایت به همسانی فناوری اطلاعات و ارتباطات و اجزاء تشکیل دهنده آن کمک

زیادی خواهد نمود. همین موضوع باعث کاهش هزینه های نگهداری و آموزش سیستمها خواهد شد.

چارچوب های معماری سازمانی

 

چارچوب معماری سازمانی


بطور كلي "چارچوب " وسيله اي براي طبقه بندي اشياء است و از آنجاكه موضوع ما مربوط به سازمان است، اشياء مورد نظر نيز توصيفاتي از جنبه ها و حوزه هاي سازمان هستند. اين توصيفات(مدل ها) توسط هر فردي كه به آنها احتياج داشته باشد، قابل استفاده است به شرطي كه اجازه دسترسي بدانها داشته باشد. تهيه كننده چنين توصيفاتي، متخصصان در زمينه مربوط به آن مدل هستند. مي‌توان سازمان را به ساختمان تشبيه كرد، اگر ساخت يك ملك را به عنوان مثال در نظر بگيريم، مالك آنچه را در ذهن خود دارد (توصيف كلي از شكل و خصوصيات ساختمان) به معمار ساختمان مي‌گويد تا اين توصيفات را بصورت "اشكال و نقشه هاي" ساختماني درآورد. حال تصورات مالك از ساختمان به گونه اي تبديل شده كه قابل ساخت توسط سازنده مي‌باشد، به اين ترتيب فرآيند معماري ساختماني منجر به توليد ساختمان مي‌شود.‌
براي هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، يكي چارچوبي از مدل هاي پايه كه توصيف كننده "وضعيت فعلي " سازمان است و به آن چارچوب معماري موجود گويند و ديگري كه "وضعيت آينده "(پس از اعمال معماري سازماني) را مشخص مي‌كند و آنرا چارچوب معماري مطلوب مي‌نامند. نكته مهم اين است كه اگر از "مدل هاي پايه " براي توصيف يك سازمان استفاده شود، تا زمانيكه تغييري در حرفه سازمان بوجود نيامده، نيازي به تغيير مدل ها نيست.

تفاوت چارچوب و معماري سازماني:
معماري با چارچوب تفاوت دارد، اگرچه در خيلي جاها اين دو مفهوم با هم تركيب شده اند. چارچوب يك ساختار منطقي براي دسته بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده است، بنابراين چارچوب معماري سازماني يك ساختار سازماندهي شده از اطلاعاتي است كه براي توصيف معماري سازمان استفاده مي شود. بسياري از سازمانها از يك چارچوب استفاده مي كنند در حاليكه محصولات معماري سازماني هر كدام با يكديگر متفاوت و مخصوص خودشان است. {FEEF Practical Guide 2001}
در اغاز تاكيد معماري سازماني بيشتر بر روي چارچوب، مفاهيم، متدهاي مدلسازي و ابزارها بوده درحاليكه امروز بر اجرا و پياده سازي متمركز شده و پيش بيني مي شود به زودي تاكيد اصلي بر روي ارزيابي ، بهينه سازي و استفاده از بهترين تجارب باشد.

در يك نگاه جامع مي توان چارچوب معماري سازماني را اينگونه تعريف نمود:

  • تعيين نوع مدل هائي كه براي توصيف معماري سازماني لازم است
  • سازماندهي نوع مدل ها در يك ساختار منطقي
  • تشريح ارتباط بين مدل ها
  • قوانين و استانداردهاي حاكم بر توصيف و مدلسازي محصولات

 

 

 

چارچوب زكمن

چارچوب C4ISR

چارچوب معماری سازمانی فدرال FEAF

چارچوب خزانه داری TEAF

 

 

 

 

چارچوب زكمن
چارچوب معماری زکمن که به نوعی جدول مندلیف مدل های معماری به حساب می‌آید، چارچوب مرجعی است که شش جنبه اطلاعات، فرآیند ها، مکانها، افراد، رویدادها و اهداف را تحت پوشش قرار می‌دهد. چارچوب زکمن نقشی کلیدی در ایجاد چارچوبهای دیگر، مانند "چارچوب معماری فدرال" داشته است. جان زکمن، ارائه کننده چارچوب فوق، كه از پیشكسوتان "معماری سازمانی"به حساب آمده و امروزه او را بعنوان پدر این علم می‌دانند، معماری سازمانی را ضرورتی غیرقابل اجتناب برای سازمانهای بزرگ می‌داند.
چارچوب زکمن، یک چارچوب جامع و عمومی است که با ویژگی های انعطاف پذیرخود در حوزه های کاربردی زیادی قابل استفاده است. این چارچوب یک مدل پایه برای توسعه متدولوژی برنامه ریزی معماری سازمانی درسال 1992 بود و مجموعه این دو خود بوجود آورنده چارچوب های فدرال (1999) و به دنبال آن چارچوب خزانه داری (2000) می باشند.
اگرچه امروزه چارچوب زكمن قدری قدیمی شده و مطابق با نیازهای روز نمی باشد اما هنوز به عنوان مرجع و منبعی برای معماری سازمانی به حساب می آید، بدین صورت كه مفاهیم و چارچوبهای جدید كه با توجه به نیازهای روز و دانش جدید توسعه یافته اند، ایده های اولیه خود را از این چارچوب مادر گرفته و آن را مطابق نیازها و شرایط خاص خود شكل داده اند.
امروزه جان زكمن معتقد است چارچوب وی نقش "یك ابزار تفكر" را بازی می كند، بطوریكه به معماران و مدیریان كمك می كند حوزه ها و جنبه ها را جداسازی و مرتب كنند. چارچوب معماری زكمن تاثیر مستقیمی بر اكثر چارچوب های بعدی و مفاهیم معماری داشته است.
نقاط مثبت چارچوب زكمن:
    - فراگیری و كار با آن ساده است.
    -
جامع و هم جانبه است، همه دیدگاه ها و جنبه ها را پوشش می دهد
    -
مبتنی بر مجموعه ای از توصیفات پایه با نام مدل های معماری است
كمبودهای چارچوب زكمن:
    - بحثی در خصوص امنیت نشده است، زكمن تنها یك یادداشت در این مورد نوشته و شرحی در این خصوص وجود ندارد.
    -
بحثی در خصوص استانداردها، قوانین و راهبرد های انتقال انجام نشده. ستون انگیزه را شاید بتوان با برنامه های انتقالی و نگاه راهبردی به نوعی تركیب كرد.
    -
برخی ستونها مانند زمان و انگیزه به اندازه دیگر ستونها كاربرد و استفاده ندارند
    -
چارچوب دارای متدولوژی و ابزار مشخصی نیست.
    -
چگونگی همراستا نمودن فناوری اطلاعات با كسب و كار مشخص نشده است.
    -
عدم توجه به ارتباط بین جنبه ها با یكدیگر، موضوعی كه بعدها با معرفی ماتریس های نگاشتی بین عناصر ستون ها با یكدیگر توسط روش های معماری مورد توجه قرار گرفت.
    -
چارچوب (و مدل ها) فاقد قانون هستند.

 

 

 

چارچوب C4ISR

 

با وجود اينكه در اكثر متون به چارچوب زكمن به عنوان اولین چارچوب معماري سامانه هاي اطلاعاتي اشاره مي‌شود، ولي بايد گفت كه تلاشي كه در وزارت دفاع آمريكا در جهت معماري سامانه هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي صورت گرفت، مستقل از چارچوب زكمن و مسائل مطروحه در آن بود.
C4ISR 
كه در ابتدا براي معماري سامانه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در صحنة عمليات نظامي‌تدوين شده بود، رفته رفته جاي خود را به عنوان يك راه حل ممتاز براي پرداختن به معماري در حوزه هاي ديگر نيز باز كرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زكمن كه شامل شش ديدگاه مي‌شد از سه ديدگاه تشكيل شده كه با هم تفاوت عمده دارند. اين سه ديدگاه عبارتند از :

ديدگاه عملياتي : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات نظامي‌است. با استفاده از نمادهاي گرافيكي مي‌توان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.

ديدگاه سيستمي : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني يك عمليات نظامي‌است. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي نظامي‌بوده، در اينجا توصيف مي‌شود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستمي‌وارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين مي‌شوند.

ديدگاه تكنيكي : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست.

 

چارچوب معماری سازمانی فدرال FEAF

در سال 1996 قانوني موسوم به كلينگر كوهن در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه مطابق آن، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات خود را ايجاد كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري فناوري اطلاعات يكپارچه در هر سازمان بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي آن سازمان قرار گرفت. در سال 1998 بر اساس همين قانون شوراي مديران ارشد اطلاعاتي موظف شدند كه جهت توسعه، پشتيباني و تسهيل پياده سازي معماري اطلاعات سيستمهاي دولتي، راهكار واحدي را ارائه دهد. چارچوب معماري سازمان فدرال در سپتامبر سال 1999 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد.

اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح مي‌شود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت مي‌كنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد مي‌كنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برمي‌خوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است  FEAF برخلاف زكمن تنها به معرفي چارچوب و محصولات نمي‌پردازد، بلكه روش و چگونگي برپاسازي معماري را نيز مشخص مي‌كند. در مستندات FEAF ، از متدولوژي "برنامه ريزي معماري سازماني " آقاي اسپيواك به عنوان راهنماي انجام معماري، نام برده شده است.

همانطور كه گفته شد اين چارچوب داراي هشت مولفه است كه عبارتند از:
پيشرانهاي معماري: نمايانگر دو نوع محرك يا عامل تغيير معماري سازماني هستند:

پيشرانهاي حرفه كه مي‌توانند قوانين جديد، تصميمات جديد مديريتي، افزايش ناگهاني بودجة حوزه ها و فشارهاي بازار باشند.
پيشرانهاي طراحي كه شامل نرم افزار، سخت افزار و بستر ارتباطي(شبكه) جديد و كارامدتر هستند.

جهت گيري راهبردي: توسعة معماري مقصد را هدايت كرده و شامل چشم انداز، اصول و اهداف مي‌شود.
معماري موجود: معماري سازماني را آنطور كه هست تعريف كرده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و اطلاعات (داده ها، كاربردها و فناوري ).
معماري مطلوب: معماري سازماني را آنطور كه بايد باشد، تعريف نموده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و معماري اطلاعات. اين معماري برآوردي است از قابليتها و فناوريهاي آينده كه نتيجه بهبود سيستم ها و فناوري هاي فعلي در جهت پشتيباني از تغيير در نيازمنديهاي حرفه است.
فرآيندهاي انتقالي: مهاجرت از معماري فعلي به مقصد را پشتيباني مي‌كنند . فرآيندهاي انتقالي حياتي براي سازمان فدرال شامل طرح كلان سرمايه گذاري فناوري اطلاعات، برنامة انتقال، مديريت پيكربندي و كنترل تغييرات مي‌گردد.
بخشهاي معماري: تلاشهاي معماري متمركز بر حوزه هاي اصلي حرفه مانند سيستمهاي مديريتي رايج، حوزه هاي برنامه ريزي مانند بازرگاني و سرمايه يا خريدهاي كوچك از طريق تجارت الكترونيكي است. هر بخش، تكه اي از كليت معماري سازماني فدرال است و يك سازمان درون سازمان اصلي فرض مي‌گردد.
مدل هاي معماري: مدل هاي حرفه و اطلاعات كه نشان دهنده اجزاء و رفتار سازمان هستند، را توصيف مي‌نمايند.
استانداردها : همة استانداردها (كه بعضي از آنها ممكن است اجباري باشند)، رهنمودها و بهترين تجربيات را در برمي‌گيرند.


نقاط ضعف چارچوب فدرال:

  • اگرچه چارچوب فدرال از استانداردها و طرح هاي انتقالي به عنوان بخشي از معماري بهره برده ولي مشخص نكرده كه اين استانداردها چگونه مي بايست سازماندهي و بكار برده شود.
  • در مورد طرح انتقالي هيچ راهنمائي ارائه نشده است
  • اگرچه در مستندات چارچوب فدرال نياز به مخزن مدل ها مطرح شده ولي توضيح يا پيشنهادي داده نشده است.
  • راهنمائي درخوصوص امنيت وجود ندارد.
  • چارچوب معماري سازماني فدرال به عنوان "راهنما" براي سازمانهاي فدرال ارائه شده و جنبه "اجباري" ندارد.

نقاط قوت چارچوب فدرال:

  • اين چارچوب گامي مهم در راستاي تعريف عناصر و اجزاء معماري سازماني است. برخلاف زكمن كه تنها به خود چارچوب محصولات و مدل ها مي پردازد در اينجا به اهداف استراتژيك و نيازهاي گذار(تحول) نيز پرداخته شده است.
  • از متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك به عنوان روش برپاسازي نام برده شده و لايه هاي معماري تشريح شده اند.

 

چارچوب خزانه داری TEAF

 

چارچوب خزانه داري بر اساس چارچوب هاي زكمن، فدرال و C4ISR ساخته شده و تحت عنوان راهنمائي بر معماري وزارت خزانه داري و ادارات آن در سال 2000 ارائه شد.
چارچوب معماري سازماني خزانه داري تركيبي است از چارچوب معماري فدرال با چارچوب C4ISR كه محصولات آن شباهت زيادي به محصولات C4ISR دارند اگرچه چارچوب و ماتريس محصولات آن بيشتر شبيه چارچوب فدرال است.

برنامه راهبردي فناوري اطلاعات وزارتخانه خزانه داري ايالات متحده بر پايه هدفي است مبني بر " بسط ، نگهداشت و تهيه راهنماي پياده سازي معماري فناوري اطلاعات براي اين وزارتخانه". در راستاي اين برنامه، در ژوئيه 2000 ، وزارت خزانه داري آمريكا، چارچوب مرجع معماري خود به نام TEAF را تعريف نمود. هدف اين چارچوب عبارتست از:

  • هدايت ادارات و بخش هاي مختلف خزانه داري براي توليد معماري سيستمهاي اطلاعاتي
  • ارائه مفاهيم، قوانين، فناوري و استانداردهاي يكپارچه و مشترك براي توليد سيستم هاي وزارت خزانه داري
  • ارائه قالبي استاندارد براي توصيف معماري سازماني.

ماتريس TEAF كه جهت تدوين يك ساختار ساده و يكسان براي كل چارچوب استفاده مي‌شود، شامل 4 جنبه (عملكرد، اطلاعات، سازمان و زيربنا) به عنوان ستون و 4 ديدگاه (برنامه ريز، مالك، طراح و سازنده) به عنوان سطرهاي ماتريس مي‌باشد. نقطه قابل توجه در اين چارچوب را بايد استفاده از بهترين تجارب موفق دانست بطوريكه ماتريس محصولات اين چارچوب با چارچوب مرجع زكمن و FEAF همخواني دارد.
محصولات كاري كه طي فرآيند تاسيس معماري، توليد و توسعه مي‌يابند بايد مورد اولويت بندي قرار گيرند. محصولات كاري پايه كه براي هر سازمان مهم هستند، به عنوان محصولات كاري "ضروري" شناخته مي‌شوند ومحصولات كاري ديگري كه ممكن است در بعضي سازمانها لازم شوند، محصولات كاري "پشتيبان" خوانده مي‌شوند.

متدولوژی های معماري سازماني

متدولوژی های معماري سازماني

در پاسخ به سئوال چگونگي انجام معماري، جواب يكتائي موجود نيست و گروهي معتقدند فرايند انجام معماري براي هر سازماني بايد متناسب با آن تطبيق داده شود، اكثر مولفان نيز در اين زمينه به ارائه راهنمائي هاي عمومي و گام هاي كلان پرداخته اند. معماري سازماني شامل دو وضعيت موجود و مطلوب بوده و بنابراين فرايند معماري را بايد چگونگي حركت از وضع موجود به مطلوب دانست، البته تعريف و تعيين وضع موجود و مطلوب نيز مي بايست جزو فرايند معماري به حساب آيد.

متدولوژي مربوط به DODAF
فرايند 6  مرحله اي DODAF شامل موارد زير است:

  • تعيين مقصود استفاده از معماري
  • تعيين حوزه معماري
  • تعيين خصوصياتي كه بايد مد نظر قرار گيرد
  • تعيين ديدگاهها و محصولاتي كه مي بايست ايجاد شود
  • تعيين محصولات ضروري
  • استفاده از معماري بر اساس منظور مورد نظر


متدولوژي برنامه ریزی معماری سازمانی یا EAP
آقای اسپیواک، متدولوژی پیشنهادی خود را اینگونه تعریف می کند:
"
برنامه ریزی معماری سازمانی، فرایندی است در جهت تعریف معماری برای استفاده اطلاعات به منظور پشتیبانی از حرفه و شامل یک برنامه برای اجرا است"
آقای اسپیواک حوزه متدولوژی خود را دو سطر اول چارچوب زکمن معرفی نموده است. البته منظور ایشان، چارچوب اولیه زکمن است که شامل سه ستون بوده و در سال 1987 ارائه شد. وی طراحی سیستمها که در سطر سه می باشد را خارج از حوزه برنامه ریزی معماری خوانده است.

اسپیواک اجزاء متدولوژی خود را در 4 لایه و شامل 7 مولفه دسته بندی نموده است. این شکل بصورت یک کیک تولد چهار طبقه می باشد.
لایه ها و مولفه های این کیک به قرار زیر است:

  • لایه اول: دارای یک مولفه با نام "برنامه ریزی اغازین" می باشد.
  • لایه دوم: دارای دو مولفه به نام های "مدلسازی حرفه" و "سیستمها و تکنولوژی موجود" می باشد.
  • لایه سوم: شامل سه مولفه به نام های "معماری داده"، "معماری سیستم" و "معماری تکنولوژی" می باشد.
  • لایه چارم: شامل یک مولفه به نام "برنامه گذار/ اجرائی" می باشد.

 

متدولوژي راهنماي كاربردي براي معماري سازماني فدرال:
اين متد فرايندي را جهت توسعه معماري سازماني مشخص مي كند، گامها و اجزاي اين فرايند همپوشاني زيادي با متدولوژي اسپيواك دارند. به طور مشخص اين متد مباحث بيشتري نسبت به متدولوژي EAP در حوزه ابزارها، انتقال، بازاريابي معماري سازماني و موضوعات مربوط به دولت و حكومت دارد.
اين فرايند شامل مراحل زير است:

  • كسب حمايت هيات رئيسه
  • استقرار مديريت
  • تعيين محصولات و فعاليت هاي معماري سازماني
  • تعريف فرايند معماري سازماني
  • توسعه معماري سازماني
  • استفاده از معماري سازماني
  • نگهداشت معماري سازماني
  • كنترل و سركشي برنامه معماري سازماني

متدولوژي ADM
چارچوب معماري سازماني TOGAF  جهت توسعه معماري سازماني اقدام به معرفي متدلوژي اختصاصي خود تحت عنوان "متد توسعه معماري" نمود. مراحل اين متدولوژي به قرار ذيل است:

  • ديدگاه معماري
  • معماري كسب و كار
  • معماري سيستمهاي اطلاعاتي
  • معماري تكنولوژي
  • فرصتها و راه حل ها
  • طرح مهاجرت(گذار(
  • اجراي دولت الكترونيك
  • مديريت تغييرات معماري

متدولوژي Levis
الكساندر ليوايز فرايندي هفت مرحله اي براي توسعه معماري سازماني بر مبناي چارچوب  C4ISR ارائه نموده است كه در دانشگاه George Mason تدريس مي شود. مراحل اين متدولوژي به قرار زير است:

  • تعريف مساله و جمع اوري اطلاعات دامنه مساله
  • تعيين مفهوم عملياتي و نيازمندي ها
  • تعيين كاركردها و واحدهاي سازماني
  • تعيين عناصر عملياتي و اطلاعاتي و نيز گره هاي سيستمي
  • تعيين عناصر سيستمي، خطوط مورد نياز و كاركردها
  • تهيه مدل فعاليت، مدل داده منطقي و اختصاص وظايف
  • تهيه قوانين عملياتي و واسط ها