مهندسی ارزش و هوش تجاری

 

بنام خدا

روز ۱۷ اردیبهشت، یعنی حدود ۵ روز قبل در حاشیه کنفرانس ملی تجارت و اقتصاد الکترونیکی کارگاه آموزش در خصوص مهندسی ارزش توسط جناب آقای دکتر قدمی برگزار شد که متاسفانه یا خوشبختانه از آنجایی که این کارگاه باعث شده بود کارگاه آموزش داده کاوی که مجری آن شرکت ما بود به روز ۱۸ اردیبهشت منتقل شود، بنده مجبور شدم در این کارگاه حضور داشته باشم !

دلیل اجبار هم این بود که به من اطلاع دادند که عده ای از علاقه مندان کارگاه داده کاوی به اشتباه در جلوی درب تالار فیض تجع کرده اند و نیاز به اطلاع رسانی در خصوص جابجایی برنامه دارند.

به هر حال بنده وقتی پایم را به داخل تالار گذاشتم و جمعیت ۵ یا ۶ نفری افراد حاضر در کارگاه را دیدم احساس کردم که اینجا باید یک خبر مهمی باشد!!!! چون معمولا ما از سخنان معمولی استقال میکنیم نه از سخنان سنجیده ...

خلاصه اینکه نشستم و گوش داده.

مطالبی که ایشان راجع به مهندسی ارزش میفرمودند از سخنانی که تا قبل از این شنیده بودم متفاوت بود و از بُعدی به قضیه نگاه میکردند که من حس کردم به دیدگاه های شخصی من بسیار بسیار نزدیک است.

مهندسی ارزش یعنی احصای ارزش های یک سازمان با توجه به چشم انداز،اهداف، استراتژی ها و ماموریت سازمان.

پیاده سازی آن چگونه است؟

با استفاده از ابزارها و مدل های تعین استراتژی مثل کارت امتیازی متوازن.

نکته جالب برای من چه بود ؟

تاکید استاد بر تعیین شاخص های اندازه گیری عملکرد و نظارت و رسیدن به سازمان هوشمند و زنده !

یعنی استقرار نظام هوش کسب و کار یا هوش تجاری !

بطور کلی در دنیای متلاطم امروز، از هر منظری که با بحث سازمان و مدیریت بهینه آن نگاه شود، به مقوله جذاب هوش کسب و کار میرسیم!

سازمان های هزاره سوم، سازمان های هوشمند هستند و این هوشمندی حاصل همکاری تمام دانش ها و علوم مختلف است.

از ریاضی و آمار و کامپیوتر و هوش مصنوعی و محاسبات عددی و داده کاوی و بانک های اطلاعاتی و مهندسی ارزش و بازمهندسی فرآینده ها ومدل های تعالی سازمانی و مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتریان و مدیریت زنجیره تامین و ادبیات و اقتصاد و حقوق و همه و همه گرفته تا فلسفه و عرفان !!!!

امیدوارم روزی برسد که تمام سازمان ها هوشمند شده باشند ....

 

 

 

دلایل شکست پروژه های هوش تجاری درسازمان

 

دلایل شکست پروژه های هوش تجاری درسازمان  

 

هوش کسب وکار یک رویکرد و استراتژی بر مبنای معماری مبتنی بر فناوری اطلاعات است. اما پیاده سازی و استقرار هوش تجاری در سازمان نیازمند دیدگاهی همه جانبه است. دلیل ۴۰ تا ۶۰ درصد شکست پروژه های هوش تجاری رویکرد مبتنی بر فناوری اطلاعات محض بوده است.

معیار هایی که برای سنجش پیاده سازی موفق هوش تجاری در سازمان ها میتوان در نظر گرفت عبارتند از :

ü      تصمیمات بهتر با سرعت و اثربخشی بیشتر

ü      عملیات ساده و موثر

ü      سیکل های کوتاهتر توسعه و عرضه محصول جدید به بازار

ü      درآمد بیشتر از کسب و کار موجود

ü      قابلیت بهره برداری از فرصت های جدید

ü      رضایت بیشتر مشتری و سطوح سرویس دهی بالاتر

ü      بهبود  بازاریابی و افزایش میزان فروش

و عواملی که برای شکست یک پروژه هوش تجاری میتوان در نظر گرفت عبارتند از:

1.      فقدان همکاری و درگیری سازمانی

سیستم هوشمندسازمانی دائما در حال استنتاج و بروز رسانی هستند و نیاز به درگیری کارکردی دارند. سیستم هوش تجاری یک سیستم مستقل نیست بلکه استراتژی سازمان ها باید بگونه ای باشد که تعهد همکاری از همه واحد های کسب و کار در‌ آن منعکس شود.

2      فقدان پشتیبانی از سوی  سازمان

پروزه هوش تجاری نیاز به پشتیبانی از بالا دارد. در غیر اینصورت مانند سایر پروژه های فناوری اطلاعات در سازمان به آن نگاه میشود و این مساله منجر به دور شدن هوش تجاری از اهداف کلان و تمرکز بر کسب کار خواهد شد.

.3      فقدان بخش های اجرایی مختص کسب و کار

پروژه های هوش تجاری نباید توسط ستاد فناوری اطلاعات اجرا شوند زیرا فاقد تیزهوشی و رهبری لازم برای کسب و کار هستند. دلیل این امر این است که بخش های کسب و کار دارای یک بینش برای دستیابی به موفقیت هستند. بنابراین باید مدیران بخش ها و واحد های مختلف سازمان را برای مشارکت در پروژه هوش تجاری تحریک کرد.

.4      فقدان کارشناس و آموزش

از آنجاییکه پروژه های هوش تجاری کاملا کارکردی هستند، مهارت های تجزیه و تحلیل بالایی در کارمندان را میطلبند و به دانش شاخصهای ارزیابی عملکرد مانند کارت امتیازی متوازن برای ستجش و محک موفقیت احتیاج دارند.از این رو نیاز به استخدام و آموزش کارشناسانی در همه بخش های مورد نیاز خواهد بود.

.5      فقدان برنامه ریزی دقیق

 

پروژه های هوش تجاری به دلیل ماهیت تکراری بودن، نیاز به برناه ریزی دارند. به منظور غلبه بر مشکلات آینده ، برآورده ساختن احتیاجات پروژه ای نظیر منابع داده،پایگاه داده ها، هزینه یابی، ارزیابی ریسک، برنامه ریزی تفصیلی پروژه، عوامل کلیدی موفقیت و محدودیت ها باید بصورت واضح طرح ریزی شوند.

.6      فقدان توسعه تکراری

.7      داده های چند تکه و فاقد استاندارد

نیاز به طراحی انبار داده های سازمانی، عدم استفاده از ابزارهایی که منجر به پیامدهای تبادل اطلاعاتی و افزایش پیچیدگی ها میگردند.

.8      عدم کیفیت داده های منبع و طراحی انبار داده ها

تعریف خوب از انبار داده ها زیرا انبار داده باید خودش بتواند خودش را تعریف کند و توصیف کند و فعالیت ها را در جهت فعالیت های کسب و کار هدایت کند. همچنین کیفیت داده ها و محل نگهداری آنها بسیار مهم است. مرحله پاک سازی داده ها بسیار مهم است.

 

منبع: کتاب هوشمندی کسب و کار و داده کاوی

 

 

ترجمه سندی از گارتنر - راه حل های موثر هوش تجاری برای دنیای تجاری امروز

Effective Business Intelligence Approaches for Today’s Business World


مترجم: سید محمود شجاعی کیاسری

شامل بخشهایی از این نوشته که در  محدوده ارزیابی آمادگی سازمان ها برای استقرار هوش تجاری است.

تاریخ:۱۴/۱۱/۱۳۹۰

راه حل های موثر هوش تجاری برای دنیای تجاری امروز

مدیران و مجریان برای مدیریت هر چه بهتر کسب و کار به راه حل های هوش تجاری نیازمندند. سازمانهایی که در پیاده سازی راه حل ها شکست خورد اند، از دستیابی یه مزایای رقابتی بازمانده اند. برای دستیابی به موفقیت در محیط تجاری امروز سازمان ها باید :

آمادگی خود را برای رویارویی با چالش هایی که از حقایق کسب و کار ایجاد میشوند ارزیابی کنند.

برای فعالیت های هوش تجاری راه حل های مناسب ایجاد کند.

بهترین تجربیات را بررسی نماید و هزینه های پنهان را تخمین بزند.

موضوعات کلیدی تحلیلی در این بخش عبارتند از:

-        چگونه یک سازمان میتواند سود سرمایه گذاری هوش تجاری را بیشینه کند؟

-        سازمان ها به کدام فعالیت های هوش تجاری نیاز دارند؟ و کدامها را مورد استفاده قرار میدهند؟

-        بعضی از هزینه های پنهان مرتبط با ایجاد هوش تجاری کدام اند ؟

 1uxbvj9jmsvv6mcvvg8.jpg

۳.۱. دستیابی به بهترین بازگشت از سرمایه گذاری هوش تجاری

۳.۱.۱. اهمیت وجود فریمورک هوش تجاری

موضوع کلیدی: سازمان چگونه میتواند سرمایه گذاری هوش تجاری را بیشینه کند؟

راهنمای تاکتیکی: موفقیت اجرای هوش تجاری و ارزش دریافتی بستگی به همسویی موثر و یکپارچگی موثر دارد.

بسیاری از سازمان هاهوش تجاری و انبارداده ها را به عنوان تجربیات تکنیکی برای سازمان های اطلاعاتی خود میدانند. این دیدگاه منتج به پیاده سازی فاقد ارزش های مهم کسب و کار میگردد و سازمان های اطلاعاتی را برای واکنش پیوسته و دائمی در برابر تغییرات مورد نیاز کسب و کار مجبور میکنند.

در یک پیوستار، سازمان هایی که به هوش تجاری نگرش استراتژیک دارند، و از آن به عنوان یک تسهیلگر برای تغییرات مورد نیاز کسب و کار استفاده میکنند و آن را برای تحقق اهداف کلیدی کسب و کار بنا میکنند، به بهره سودهای بالایی که از نگاه وسیع تر به کسب و کار بدست می آوردند دست خواهند یافت.

دستیابی به نقطه‌ای که هوش تجاری در جایگاه اجرایی و مشخص و استراتژیک قرار داشته باشد نیاز به درک نیازمندی های کسب و کار، برنامه ریزی دقیق و همسویی مشخص سازمانی دارد. فریمورک هوش تجاری گارتنر مدلی را برای همسویی و یکپارچگی هوش تجاری و دستیابی به نتایج بهینه مهیا میکند.(شکل ۳-۲)

جاییکه شکست یا موفقیت هوش تجاری نهایتا اندازه گیری میشود،اهداف استراتژیک و عملیاتی کسب و کار، درسطح کسب و کار نعریف شده اند. در سطح سازمانی سازمان نیاز به تعریف موارد زیر دارد :

1.   مهارت های در دسترس

2.   نیازهای کسب و کار

3.   “فعالان هوش تجاری”  - که سطح کاربران کسب و کار از نظر درک مفاهیم هوش تجاری

4.   فرهنگ سازمانی

5.   اشتراک گذاری و استفاده مجدد از روش ها، مفاهیم و داده ها


mxkgexa424c8x9f7h0.jpg


سطح فعالیتی جاییست که سازمان هاتکنولوژی ها، پلت فرم ها، ابزارها، و نرم افزارهای کابردی مشخص هوش تجاری برای رفع نیازهای کسب و کار و سازمان را انتخاب میکنند.

سطح فعالیتی روی زیرساخت ها بنا میشود،که تشکیل شده انتخاب هایی برای :

1.   انبارداده ها

2.   ذخیره سازی داده های عملیاتی

3.    ای تی ال

4.   تکنولوژی ها و ابزارهای یکپارچه سازی داده ها

آیتم عمملیاتی : فریمورک هوش تجاری را برای همسویی اجرای هوش تجاری و اهداف کسب و کار استفاده کنید و انتخاب های استراتژیک انجام دهید.

۳.۱.۲.  هوش تجاری نیازمند اهداف استراتژیک است

راهنمای تاکتیکی: اهداف کسب و کار باید خلاقیت و سرمایه گذاری هوش تجاری را راهبری کند.

موفقیت اجرا و خلاقیت هوش تجاری باید بوسیله چگونگی اثر گذاری آن بر اهداف کسب و کار در سطوح عملیاتی و استراتژیک اندازه گیری شود نه با این معیار که چه میزان از رکوردهای اطلاعاتی میتوانند بوسیله آن در انبارداده ظرف ۶ ساعت بارگذاری شوند! یا درجه ترکیب یک مدل داده توسعه داده شده. بنابراین، فقدان وجود تعریف اهداف کسب و کار ارزیابی موفقیت یا تاثیر  هوش تجاری را مشکل میکند.

انجام ارزیابی کسب و کار پیش از سرمایه گذاری در زمینه هوش تجاری، زمینه ایجاد یک اعتبارسنجی کم هزینه و سریع برای یک پروژه با مدیریت هدفمند و دست یافتنی را محیا میکند.همچنین این ارزیابی یک تمرکز و توجه خاصی را بین سازمان اطلاعاتی و کابران کسب و کار ایجاد میکند.

این ارزیابی یک گفتگو بین گروه های مجزا(سازمان اطلاعاتی و ) که باید :

1.   اهداف کسب و کار را شناسایی کنند

2.   چگونگی توانایی هوش تجاری برای موفقیت این اهداف را نشان دهند.

3.   تنظیم و تعیین محدوده و اندازه پروژه

4.   پیش بینی و تعیین میزان سرمایه گذاری مورد نیازس

حتی اگر ابتکارات هوش تجاری در حال حاضر در دست انجام است، این کار ممکن است باعث یک گام به عقب شود، ارزیابی زیربناها و کشف زمینه های دارای پتانسیل برای نفوذ پذیری بالاتر شود. پرسشنامه ها برای پرسش در این زمان میتواند شامل موارد زیر باشد:

1.   آیا سایر اهداف تجاری و فرصت های کسب و کار بطور نمایی توسط ایتکارات هوش تجاری نشان داده شده و وجوه آنها پوشش داده شده است ؟

2.   آیا اهداف کسب و کار بخوبی کورد بررسی قرار گرفته اند؟

3.   آیا شاخص های ارزیابی عملکرد تعریف شده اند ؟

4.   چند وقت به چند وقت و با چه دقتی باید شاخص های ارزیابی عملکرد سنجیده و مورد تحلیل قرار بگیرد؟

5.   آیا کاربران مناسب و شایسته به اطلاعات و تحلیل های میانجی دسترسی دارند؟

6.   تاثیر افزایش یا بهبود داده ها، دسترسی ها یا تحلیل ها چگونه خواهد بود؟

7.   تاثیر بلادرنگ بودن بیشتر داده ها و تحلیل ها چگونه خواهد بود؟

8.   آیا ضامن و حامی در دسترس وجود دارد؟

آیتم عملیاتی‌:

اهداف استراتژیک و تاکتیکی کسب و کار که پیش برنده ابتکارات هوش تجاری و حامی آن هستند را تحلیل کنید. این اهداف در نهایت موفقیش را تعریف میکنند.

۳.۱.۲.۱. مطالعه موردی: اهداف روشن، باعث تحقق موفقیت ابتکارات هوش تجاری میشوند.

۳.۱.۳. ابتکارات هوش تجاری ابتدا نیازمند سنجش آمادگی هستند.

راهنمای تاکتیکی: سنجش و ارزیابی سازمان اطلاعاتی و کاربران کسب و کار، سطح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی احتمال موفقیت سازمان در استقرار ابتکارات هوش تجاری را افزایش میدهد.

قبل از اینکه سازمان ایجاد انبار داده و ابتکارات هوش تجاری را به عنوام مبدا حرکت قرار دهد میبایست خود ارزیابی را برای سنجش میزان آمادگی اش کامل نماید.آنها باید بطور صادقانه مهارت های موجود، سطوح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی را محاسبه کنند، قبل از هزینه و تعیین مجموع پول و بودجه مورد نیاز متوجه چالش های پیش رو خواهند شد و میتوانند میزان موفقیت را تشخیص بدهند.

برای ارزیابی پتانسیل سازمانها برای موفقیت در هوش تجاری، سازمان ها باید  به سطح فعالان هوش تجاری جمع شده توسط کاربران هر دو گروه سازمان اطلاعاتی و کمیته کسب و کار نمره ای نسبت بدهند.

ابتدا،  باید نمره ای برای اینکه کدامیک از جملات زیر برای سازمان اطلاعاتی کاربردی ترند بدهند :

1.   سرویس اطلاعاتی نیاز به هوش تجاری و پتانسیل هپش تجاری را درک میکند.

2.    مهارت های مورد نیاز و منابع مورد نیاز را در اختیار دارد.

3.   مسئولیت لازم برای برپایی زیرساخت های انبارداده را پذیرفته است.

4.   به عنوان یک تسهیلگر برای بهبود فرآیند ها در سازمان عمل میکند.

5.   در سازمان از جایگاه بلند برخورداست و پیشینه موفقیت دارد.

سپس باید به موارد زیر در خصوص جامعه کاربران کسب و کار نمره ای اختصاص دهند:

1.   کاربران کسب و کار نیاز هوش تجاری و پتانسیل هوش تجاری را درک کرده اند.

2.   آنها پیشینه و سابقه هزینه و حمایت و قهرمانی در ابتکارات فناوری اطلاعات را دارند.

3.   آنها سرویس اطلاعاتی را برای انتشار و توزیع تکنولوژی های جدید راهبری  و حمایت میکنند.

4.   آنها به دنبال یک مشارکت فعال با سرویس اطلاعاتی هستند.

5.   جامعه کاربران کسب و کار مایل به مشارکت در انتخاب تکنولوژی و فرآیند توسعه آن هستند.

هر جمله باید نمره ای بصورت ۰ ( هرگز صدق نمیکند) ، ۱ (برخی اوقات صدق میکند) و ۲ (بسیار زیاد صدق میکند) داده شود و  نمرات هر گروه باید جمع زده شود. بر پایه ی این حاصلجمع ها، سازمان در یکی از ۴ ناحیه مشخص شده در شکل ۳-۳ خواهد افتاد. ویژگی های سازمان در هر یک از دسته ها و فعالیت های پیشنهاد شده برای هر یک از آنها برای اجرا بصورت زیر قابل تلخیص است:

 4f6bee8b8wsz5a5hvr7k.jpg

دسته A : - هوش تجاری چیست؟

سازمان و کاربران نهایی سطح فعالیت بسیار کمی دارند و هوش تجاری نمیتواند موفق باشد.این وضعیت از ابتکارات جدید مهم جلوگیری میکند زیرا کاربران علاقه ای به هوش تجاری ندارند و کسب و کار بدون بهره از دیدگاه کامل در حال اجراست. اگر ابزار هوش تجاری در جایی موجود باشد، احتمالا از کم قیمت ترین ابزارهای موجوپ در بازار است. فعالیت هایی که باید انجام شوند شامل موارد زیر است :

1.   سرمایه گذاری مهمی در زمینه هوش تجاری استراتژیک انجام نشود.

2.   سازمان اطلاعاتی و کسب و کار، روی مزایای پنهان و پتانسیل نهفته و ارزش های هوش تجاری آموزش داده شوند.

3.   اگر از وضعیت راضی هستید، روی دستیابی گزارشات مدیریتی ساده و موثر بصورت مورد به مورد متمرکز شوید.

دسته B – کاربران را بیدار کنید

سازمان اطلاعاتی در تلاش برای ارتقای هوش تجاری برای کاربران نهایی بی علاقه تنها هستند. هوش تجاری شکست خواهد خورد زیرا راه حل های شامل فناوری اطلاعات ممکن است نتوانند نیازهای کاربران را برآورده کنند. کاربران در استفاده از راه حل هایی که فناوری اطلاعات فراهم میکند شکست خواهند خورد و مزایای کسب و کار محدود شده یا درک نشده اند. اقداماتی که باید انجام شوند عبارتند از:

1.   ارزیابی شود که چرا این وضعیت وجود دارد و چرا سازمان اطلاعاتی “هر جایی که کاربران از راه منحرف میشوند آنها را گم میکنند”.

2.   تلاش برای ایجاد ارتباط بین هوش تجاری و اهداف استراتژیک کسب و کار.

3.   اجرا کردن پروژههای کوچک بصورت پایلوت برای بالا بردن آگاهی مدیران ارشد.

4.   پیدا کردن حامیان سطح بالا ای که ارزش های هوش تجاری را درک میکنند.

دسته C – سازمان اطلاعاتی کجاست؟

انگیزه در کاربران وجود دارد، ولی همکاری لازم از سوی سازمان اطلاعاتی وجود ندراد.کاربران نرم افزارهای کاربردیشان را خودشان خریداری مینمایند که در آینده مشکلات بسیاری را برای توسعه پذیری و رشد کسب و کار بوجود خواهد آورد. مسائل مربوط به هماهنگی، هزینه و استفاده مجدد به سبب تلاش سازمان برای حمایت متعدد و  توقف راه حل های مستقر شده توسط این کاربران رشد خواهد کرد. اقداماتی که باید انجام شود شامل :

1.   تمرکز بر زیرساخت هوش تجاری، نه فقط نرم افزارهای کاربردی، و کنترل شدید بر انتخاب ابزارها برای کمینه کردن سربارها.

2.   استفاده از نفوذ مدیران ارشد برای گنجاندن برنامه هوش تجاری در دستور کار CIO سازمان.

3.   اگر سازمان اطلاعات همچنان همکاری لازم را ندارد، برنامه برونسپاری هوش تجاری در دستور کار قرار گیرد.

 

بخش D -  بهشت هوش تجاری

سازمان شما بهترین تعادل برای استقرار هوش تجاری دارد. سازمان اطلاعاتی و کاربران کسب و کار به اندازه مساوی انگیزه و فعالیت دارند و با یکدیگر برای دستیابی به یک راه حل هوش تجاری ارزش آفرین و مناسب برای سازمان تلاش میکنند. اقدامات لازم عبارتند از:

1.   گسترش اخبار موفقیت ها و اشتراک اعتبار بین کسب و کار و سازمان اطلاعاتی

2.   راه اندازی یک مرکز مهارت هوش تجاری که فناوری اطلاعات و مهارت های کسب و کار را با هم می آمیزد.

3.   پیدا کردن راه حلی برای اتصال هوش تجاری به یک جریان سودآور – به عنوان مثال با اشتراک گذاری اطلاعات بین مشتریان و تامین کنندگان.

4.   قربانی موفقیت خود نشوید- به یک مجموعه کوچک از ابزارها تکیه کنید و پیاده سازی هوش تجاری را تحت کنترل خود درآورید تا همواره از ثبات و نفوذ هوش تجاری اطمینان داشته باشید.

۳.۱.۴. نقش مرکز مهارت هوش تجاری :

هنگامی که سازمان نشان دهنده ترکیبی مناسب از مهارت ها، سطح فعالیت هوش و فرهنگ است، باید مرکز مهارت های هوش تجاری را تعریف و  مورد حمایت مالی و سرمایه گذاری قرار داد.کارکنان مرکز صلاحیت هوش از واحد فناوری اطلاعات و واحد های کسب و کار  تشکیل میشوند که بصورت  تمام وقت یا پاره وقت مشغولند. هوش را درک کرده و به طور فعال کار می کند تا اطمینان از مزایای مستمر از ابتکارات هوش تجاری حاصل شود. توسط اقداماتی نظیر:

1.   نمایش چگونگی تاثیر هوش تجاری بر بهبود تصمیم گیری در کسب و کار به مدیران.

2.   برقراری ارتباط با سازمان اطلاعاتی، اهمیت نقش نرم افزارهای کاربردی هوش تجاری به عنوان بخشی از استراتژی هوش تجاری.

3.   تشویق سازمان اطلاعاتی برای همکاری نزدیک تر با کاربران کسب و کار.

4.   ساخت ارتباطات در سراسر خطوط کسب و کار برای اطمینان از تطابق برنامه های کاربردی جدید با معماری هوش تجاری به لحاظ یکپارچگی و تکامل.

5.   کمک به کاربران برای درک این مساله که استقرار موفق هوش تجاری نیازمند معماری قوی هوش تجاری است.

6.   جلب توجه سازمان اطلاعاتی به این نکته که کاربران کسب و کار برای تحقق اهدافشان به فناوری های چندگانه نیاز دارند تا به نیازهای تحلیلی مختلفشان دست پیدا کنند.

7.   اطمینان از اینکه کاربران کسب و کار نیز حمایت متقابلی از سازمان اطلاعاتی برای تهیه پلت فرمی که بتواند پیش نیازهای تغییرات کسب و کار را حمایت کند دارند.

مرکز مهارت های هوش تجاری نقش مهمی در تشویق سازمان اطلاعاتی به استفاده از ابزارهای جدید فناوری در رفع نیاز های کسب و کار با توجه به تغییرات نیازهای آنان خواهد داشت. بعلاوه، میتواند به بدست آوردن تعهد مناسب درسطح اجرایی برای حل موضوعاتی که  اهداف سازمان های مختلف در یک راستا قرار ندارند.

ارزیابی آمادگی سازمان ها برای استقرار هوش تجاری

سلام

در ادامه مسیر برای انجام پایان نامه، به یک مقاله مفید دست پیدا کردم و دارم ترجمش میکنم

تا اینجاش رو برای بهره برداری دوستان روی وبلاگ قرار میدم.

البته ترجمه به هیچ عنوان لفظی نیست!! مفهومیه بیشتر

ادامشم بزودی ....

 Implementing Business Intelligence – A Readiness Checklist

در این مقاله زیر بنای مورد نیاز برای استقرار هوش تجاری در سازمان در قالب یک چک لیست کاربری دسته بندی شده است.

این تحقیق در ۴ زمینه مهم به بررسی موضوع پرداخته است:

1.    آمادگی داده ها

2.   اطلاعات خروجی مورد نیاز

3.   معیارها و استانداردهای دسترسی به اطلاعات

4.   آمادگی کارمندان سازمان برای تغییر

 

مشکلات در پیاده سازی های هوش تجاری در سازمان های بزرگ شامل مشکلات کاربران کسب و کار سازمان و منابع اطلاعاتی است.

سنجش و ارزیابی آمادگی سازمان برای استقرار هوش تجاری نه تنها برخی از این مشکلات را کاهش میدهد بلکه به موارد زیر نیز کمک میکند :

-          ساده کردن تناسب معنی دار و با اهمیت ارزش منابع و کاهش زمان آسیب و ضرر در پیاده سازی

-          دستیابی به مزایای برنامه ریزی شده هوش تجاری در زمان کوتاهتر.

سازمان ها زمان پر اهمیتی را برای اندیشیدن و بررسی راه کارهای پیاده سازی میگذرانند.

بیگ بنگ، جدا سازی مراحل و فازها، ایجاد نقشه راه برای جایگزینی سیستم های قدیمی موجود در سازمان و مسائلی از این قبیل. اما سازمان ها فراموش میکنند زمینه های عملیاتی که باید قبل از ورود به فاز اجرا انجام شوند را بررسی کنند. این زمینه ها در سطوح بالای سازمان عبارتند از :

-          چه اطلاعاتی مورد نیاز است ؟ صف بندی و تنظیم داده ها

-          این اطلاعات باید چگونه بازیابی شوند؟ فرآیند های گزارش گیری و قالب دهی

-          چه کسانی باید به چه اطلاعاتی دسترسی داشته باشند؟شخصی سازی امنیت اطلاعات

-          چگونه کاربران سازمان بایدآماده استفاده از ابزارهای جدید شوند؟ آمادگی کاربران

 

این مرحله شامل کار کردن روی نیازمندی های دقیق هوش تجاری نیست، شامل تحلیل های عملیاتی هم نیست. این یک مرحله پیش فعال سازی برای درگیر کردن کاربران کسب و کار سازمان و استخراج و استنباط تحلیلی گزارش ها مورد نیاز است.زمانی که این مرحله قبل از طراحی داده ها یا ابزارهای پیاده سازی به اتمام برسد، یک نگاه و دیدگاه بدون تعصب از نیازهای گزارش گیری و آمادگی سازمانی برای استقرار هوش تجاری به سازمان ارائه میدهد.

 

1.   مرتب سازی و طبقه بندی داده ها

این مرحله به شنناسایی داده های مورد نیاز اشاره دارد و باید روی نیازهای کسب و کار در مراحل مختلف با توجه به داده های در دسترس تمرکز داشته باشد. زمانی که به تازگی وارد این مرحله میشوید، میتواند برای بازبینی فرآیند های کسب و کار برای منطقی کردن مفید باشد. بعضی از این مراحل عبارتند از:

-          آماده کردن یک چک لیست از گزارشات موجود مورد استفاده، عناصر داده ای و سیستم های پایه، که شامل این داده ها هستند.

-          شناسایی کارکردهای کسب و کار و شروع بررسی از پایین به بالا برای تعیین گزارش های مورد نیاز ذینفعان مختلف در هریک از بخش های کارکردی سازمان.

-          هم اندیشی با کاربران کسبو کار برای شناسایی اطلاعات گزارش ها شامل ۰ اجباری۰ و ۰مناسب برای ایجاد۰ . روش ۵ سوال، روش مناسبی برای سنجش در این مرحله است.

-          جداسازی گزارشات و عناصر داده ای، که در زمان مناسبی مورد استفاده قرار نمیگیرند وعلامت گذاری آنها برای عقلانی کردن و توجیه داده ها .

-          نشانه گذاری داده های اضافی برای نیازهای گزارشات درخواست شده.در حال حاضر  این داده ها ممکن است در نرم افزارهای کاربردی که با کاربران ارتباط مستقیم برقرار میکنند وجود داشته باشند نه در سیستم های تراکنشی اصلی سازمان. به عنوان مثال، سیستم های POS  شاید مشتریان را به عنوان یک مشتری پر تراکنش بر اساس جزئیات عضویت آنها شناسایی کند در حالی که ممکن است این اطلاعات بر مبنای یک سیستم گزارش ساز از تراکنش ها قابل استخراج نباشد.

-          شناسایی درجه تازگی مورد برای گزارش گیری ها. تمام اطلاعات نیازمند بروز رسانی لحظه ای نیستند. اغلب گزارشات میتوانند به صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه ذخیره سازی شوند.

-          ارزیابی دیدگاه بومی در مقابل دیدگاه متمرکز برای چرخه های تولید گزارشات. اگر یک سازمان در محل هایی گشترده شده است که به لحاظ منطقه زمانی متفاوتند، داده های باید بصورت بسته هایی برای گزارشات محلی اماده شوند و چرخه های بازیابی و تازه سازی خاص باید برای دستیابی به نیازهای گزارشاتی محلی مورد نیاز استفاده شوند.

-          ساخت داده های مرجع به ازای قالب های مورد نیاز ابزارهای جدید هوش تجاری. اغلب فقدان داده های مرجع درست و کامل میتواند در نتایج گزارشات اشتباه خودنمایی کند.ساخت داده های مرجع میتواند با سخت ترین و زمان بر ترین تلاش ها بدست آید ولی ایجاد آمادگی با ایجاد این داده ها، پیاده سازی هوش تجاری را ساده میکند و وسعت زیادی به آن میبخشد. این مرحله شامل جمع آوری داده ها یی که در مجموعه های کوچک در سیستم های جزیره ای متفاوت وجود دارند نیز میباشد.

-          شناسایی مجموعه های اطلاعاتی  با مینیمم و ماکزیمم دوره های زمانی برای اینکه کدام داده تاریخی باید نگهداری شوند؟

·         توسط ابزارهای جدید هوش تجاری ، قالب های گزارش تغییر خواهند کرد.این یک زمان مناسب برای سنجیدن موارد زیر است:

-          دسته بندی اطلاعات مورد نیاز برای تحلیل های آنلاین هستند  و اطلاعاتی که باید

گزارشات دوره ای بازیابی شوند.

-          نمایش داده ها – نیاز به چارت ها و گراف ها.

-          راه هایی برای هایلایت کردن استثنا ها در گزارش ها. این استثنا ها میتواند به عنوان هشدارهایی مقتضی برای کاربران کسب و کار بکار گرفته شوند.

 

شخصی سازی امنیت اطلاعات

این یک مرحله سریع شامل موارد زیر است :

-          شناسایی مجموعه داده هایی که باید دسترسی به آنها محدود شود.

-          نگاشت کمیته های کاربران به انواع گروه های دسترسی که باید به آنها داده شود.

آماده سازی کاربران

-          شناخت کمیته های بالقوه کاربری

-          شناخت قهرمان پروژه  برای هریک از کارکرد های پروژه. قهرمانان پروژه باید کاربران کلیدی بالقوه و ترجیحا اعضای معتبر سازمان باشند.

-          اگر در حال حاضر سازمان از یک راه حل برای گزارشات خود استفاده میکند، شناسایی الگوهای کاربردی و فراوانی آنها.

 

 

نقدی بر چند جمله دکتر نهاوندیان در ششمین همایش ملی تجارت الکترونیکی ایران

نقدی بر سخنان دکتر نهاوندیان در همایش تجارت الکترونیکی ایران

 

متاسفانه موضوع علم فناوری اطلاعات هنوز نتوانسته است از سوی کارشناسان و خبرگان این حوزه بصورت دقیق و روشن برای سایر دانشمندان فعال در حوزه های دیگر علمی تبیین شود و مسئولان و مدیران کشور هر یک به فراخور نیازها و الزامات مقطعی،به ابزارهایی که فناوری اطلاعات در اختیارشان میگذارد توجه کرده اند و  کمتر به تغییراتی که فناوری اطلاعات به صورت پایه ای بر فرآیندهای سازمانی و حتی نوع کسب و کارها میگذارد توجه میکنند و اگر هم توجهی صورت میگیرد به شکل بخشی و غیر تخصصی است که باعث ناکارآمدی فناوری اطلاعات در حد عالی و مورد نیاز جامعه امروز میشود.

در همایش سیاست ها و چشم اندازهای تجارت الکترونیکی ایران که به همت کارگروه فاوای کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت و انجمن علمی تحارت الکترونیکی ایران ۱۲ مهرماه در محل همایشهای صدا و سیما برگزار شد، مسائل بسیار مهم و تخصصی در حیطه های اقتصاد و فناوری اطلاعات توسط سخنرانان محترم ایراد شد،اما شاید نقطه اوج کلام، در سخنان بسیار دقیق و کارشناسانه دکتر نهاوندیان، مدیر کل محترم اتاق بازرگانی ایران که پس از وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات ایراد فرمودند به چشم خورد، جایی که ایشان دانش خود را با تجربیات ارزشمندشان در عرصه اقتصاد گره زدند و دست روی درد اصلی و مهم اقتصاد کشور گذاشتند. صحبت از رانت های موجود در سیستم عرضه و تقاضا، عدم وجود بازار رقابتی سالم، عدم وجود شفافیت در نظام پولی و بانکداری کشور و نیز اشاره به مدیریت بنگاه‌های ارائه‌کننده کالا و خدمات توسط  دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها  و نهاد های شبه دولتی که متاسفانه تعارض پنهان ماموریتی منجر میشود و نمیتواند منجر به ایجاد شرایط مناسب برای توسعه تجارت الکترونیکی شود و ... جان تازه ای به کسانی داد که هنوز امید به اصلاح و بهبود در امور تخصصی کشور دارند ایجاد نمود و این مساله در تایید حضار و خوشنودی آنها از سخنان دکتر نهاوندیان مشخص و واضح بود.

اما نقدی منصفانه و از سر دردمندی که به نظر وجه مشترک من با جناب آقای دکتر است، در رابطه با نکاتی که ایشان پیرامون حوزه فناوری اطلاعات که بنده اندک دانشی در این حیطه دارم است.

جناب آقای دکتر نهاوندیان

در روزگار امروزی فناوری اطلاعات و ارتباطات، تاثیر خود را به اشکال مختلفی بر ساختارهای سنتی میگذارد، این تاثیرات در محدوده وسیعی قابل بررسی است که این محدوده از ایجاد تغییرات در انجام کارهای سنتی  آغاز میشود و تا ایجاد تغییرات در تمام ابعاد زندگی بشر پایان مییابد!

ذکر مثال شاید به روشن تر شدن بحث کمک نماید :

ممکن است در یک سازمان فرآیند ارتباط مدیر با کارمندان از طریق صندوق های فیزیکی ارتباط مستقیم با مدیر سازمان وجود داشته باشد، اما امروزه با کمک ابزارهای فناوری اطلاعات دیگر نیازی به ایجاد صندوق فیزیکی نباشد و با استفاده از یک نرم افزار بتوان همان فرآیند را به نحو آسانتری پیاده سازی کرد، در بعضی مواقع، فناوری اطلاعات کل فرآیند ها را تحت تاثیر قرار میدهد به عنوان مثال فرآیندهای فیزیکی مربوط به سیستم حسابداری سازمان بطور کلی از بین میرود و یک سیستم نرم افزاری بطور کامل تمام عملیات فرآیند را در مدت زمان بسیار کوتاهتری انجام میدهد.

در بعضی موارد فناوری اطلاعات فرآیندهایی را بطور کل ابطال میکند و نیاز به انجام فرایندها را از بین میبرد، به عنوان مثال عملیات انبارداری با پیشرفت فناوری های حمل و نقل و مدیریت رنجیره تامین الکترونیکی و زنجیره ارزش، بطور کلی از بین خواهد رفت که جنابعالی هم بخوبی به این نکته اشاره کردید و آثار آن بر قیمت تمام شده را با ظرافت خاصی مورد اشاره قرار دادید.

اما تا اینجای بحث نگاه ما به فناوری اطلاعات به عنوان یک توانمندساز بوده است. جنابعالی در سخنان خود صراحتا به نقش برجسته فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی به عنوان یک توانمندساز در اقتصاد اشاره فرمودید.

بسیاری از مدیران و کارشناسان نیز همین نظر را دارند.

اما نقد من به عنوان یک کارشناس ارشد فناوری اطلاعات بر همین نکته معطوف است.

فناوری اطلاعات امروزه باید فراتر از یک توانمندساز عمل نمایند. فناوری اطلاعات میتواند مبناها را مورد تغییر قرار دهد، مبناهایی که بر اساس سیستم های سنتی و شرایط حاکمیتی سرمایه داری غربی  و با وجود محدودیت های بسیار زیاد اطلاعاتی و عملیاتی بنا نهاده شده اند.شما ملاحظه میکنید که فناوری اطلاعات در حال ناپدید کردن ساختمان های بانکی است و در حال احداث شعبه های اینترنتی و ترمینال های پرداخت در هر کجاست.

چیزی نمانده که بانک ها، بطور کلی تغییر ماموریت بدهند و شما به عنوان یک استاد آینده نگر این مساله را بهتر از من لمس میکنید! مردم در عصر فناوری اطلاعات بی نیاز از امانتدار خواهند بود !

پول نقد بطور کلی ناپدید خواهد شد! انتقال ارزش به راحتی میسر خواهد شد و این تغییرات جهشی و سریع تر از آنی خواهد بود که ما بتوانیم ساده از کنار آنها بگذریم!

وقت آن است که فناوری اطلاعات وارد عناصر اصلی مدیریتی در تبیین و تصویب چشم اندازهای سازمان شود نه اینکه بعد از تصویب و ترسیم آینده به عنوان یک توانمندساز به آن بنگریم و از آن به عنوان یک توانمندساز در جهت هموار کردن مسیر تجارت سنتی نام ببریم!

فناوری اطلاعات جاده های خاکی را آسفالت نمیکند، بلکه راه های جدید میسازد!

فناوری اطلاعات راه های کوچک خاکی قدیمی را مسدود میکند و بزرگراههای چند بانده بدون محدودیت و بدور از هر گونه فساد می آفریند که فرصت های برابر را به عدالت خواهان هدیه میکند!

امروز روزی نیست که بالاترین مقام های اقتصادی ما جهت بهره گیری از فناوری اطلاعات برای نظارت دقیق تر بر رفتار بانک ها از کارشناسان فناوری اطلاعات استمداد کنند ! امروز روزی است که باید کارشناسان فناوری اطلاعات دوشادوش مدیران، سیاستداران، نمایندگان مجلس، اقتصاد دانان و ... در ایجاد برنامه های بلند مدت شریک باشند و به آنها بگویند که آینده را میتوان آنطور که انتظار داریم بسازیم و از ابزارهای فناوری اطلاعات در جهت حذف ساختارها و سازمان های سنتی و ناکارآمد نظارتی بهره برد! از فناوری اطلاعات برای برچیدن مبناهای قدیمی و کهنه وارداتی از فرهنگ های بیگانه در ساختار اقتصادی به بن بست رسیده غرب بهره برد و هر چه زودتر و سریعتر روشهای بانکداری اسلامی را بر مبنای درست و بر مبنای عدالت و انسانیت و نه بر مبنای سود و تجارت پایه ریزی کرد.

ما خیلی عقب تر از آنیم که بخواهیم همچنان تجربیات دسته چندم غرب را تکرار کنیم و از فناوری اطلاعات نیز که بر مبنای جریان آزاد اطلاعات شکل گرفته، به شکل تقلیدی و منفعلانه استفاده کنیم.

به نظر میرسد مدیران عالی کشور باید نوع نگاه خود به مقوله فناوری اطلاعات را تغییر دهند و از آن در جهت  نوآوری و خلاقیت با رویکرد اسلامی و بر مبنای انسانیت و عدالت در سازمان ها و سیاستگذاری ها بهره ببرند و نگاه توانمدساز به فناوری اطلاعات را به نگاه انقلاب ساز تغییر دهند.

در نهایت کاملا با مشکلاتی که در راه تحقق تجارت الکترونیکی فرمودید موافقم اما راه حل اصلی این مشکلات را در استفاده موثرتر و و زیر بنایی از فناوری اطلاعات میدانم.

تجارت الکترونیک نیز  براي اینکه بتواند جایگزین روشهاي سنتی شود نیاز به وجود زیرساختارهاي قوي در این زمینه دارد. پیشرفت روزافزون فناوري اطلاعات از جمله در حوزه هوش مصنوعی،منجر به ایجاد الزام برای حرکت به سمت وب معنایی شده است و کنسرسیوم جهانی وب مسئول ایجاد و گسترش این حوزه گردیده.

استفاده از فناوری های اینترنت اشیاء برای ایجاد ارتباطات در ابعاد جدید در جهان و  خلق بازارهای جدید نیازمند مشارکت سازمان هایی نظیر سازمان هاي استاندارد، مراکز تحقیقات ملی، ارائه دهندگان خدمات، اپراتورهاي شبکه و مدیران و تصمیم سازان است. دولت موظف به خلق استراتژي ملی الکترونیک است که تضمین کننده دسترسی (MDGs) براي هماهنگ شدن با اهداف توسعه سند چشم انداز و توزیع وسیع و به اشتراك گذاري اطلاعات و دانش متناسب با این اهداف باشد.

این تعهدات بیش از تعهدات فنی است و باید افزایش پتانسیل هاي انسانی، توسعه همه جانبه فناوري هاي مخابراتی و سایر فناوري هاي جدید را مد نظر قرار دهد که از این طریق مزایاي زیادي پدید خواهد آمد        که شما استاد گرامی بهتر از هر کس بر این نکات واقفید.

از نظر کارشناسان فناوری اطلاعات، مدیران معتقد،مدیران عالی هستند که سازگاري خود با عصر اطلاعات را نشان داده اند، باور شهودي مشترکی دارند. آنان فناوري اطلاعات را عامل اصلی در تدوین راهبرد در سازمان می دانند نه عامل فرعی. این دسته از مدیران مجاب شده اند که فناوري اطلاعات توان تحول ساختارها، روندها و کسب و کارها را دارد و آنها را متحول خواهد کرد. آنان فرصتها و تهدیداتی که فناوري اطلاعات ایجاد می کند را به دقت مورد بررسی قرار می دهند.

باور به نقش کلیدي و مهم فناوري اطلاعات در کسب و کار، اعمال مدیران عالی معتقد را شکل داده و موجب شکل دهی جو حمایت از فناوري اطلاعات می گردد.

سیاستگذاران کلان در کشور و مدیران عالی معتقد براي ایجاد چشم انداز صحیح از آینده بر اساس مطالعات خاص ، باید تحولات فناوری از جمله فناوری اطلاعات را در نظر داشته باشند و نیز باید توجه داشته باشند که نگاه به فناوری به عنوان ورودی چهارم در کنار سه ورودی دیگر تحلیل روند صنعت، عوامل محیطی و توانمندیهاي سازمانی در تدوین چشم اندازها و راهبردها، میتواند مبنای جهش باشد. و ما باید بکوشیم هر چهار عامل را در نظر داشته باشیم نه اینکه با سه عامل سنتی به برنامه ریزی های بلند مدت اقدام کنیم و در نهایت از فناوری به عنوان یک عامل توانمدساز در جهت تحقق تصمیمات سنتی بهره بگیریم.

در نهایت لازم بذکر میدانم از آنجایی که جنابعالی را جزو مدیران دانشمند و دلسوز و معتقد شناخته ام اقدام به نوشتن این نقدنامه کردم و شاید اگر سخنان دیگران هم به اندازه سخنان شما حس امید را در من زنده میکرد، برای آنان نیز نقدها و نظراتم را مینوشتم.

 

والسلام

سید محمود شجاعی کیاسری

کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

 

 

کاربردهای داده کاوی روی سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی

سلام در حال حاضر داده کاوی، و فرآیندهای کشف دانش در سازمان ها گسترش یافته اند و برای سازمان ها صرفه جویی و سود آوری بسیار خوبی داشته اند و به مدیران کمک های بسیار زیادی برای اتخاذ بهترین تصمیم ها نموده اند. معمولا سازمان ها یا شرکت های تجاری به سمت استفاده از این ابزارها رفته اند. به عنوان مثال شرکت های صنعتی و تولیدی خدماتی که در طول یک زنجیره تامین و یا زنجیره ارزش قرار دارند و دسترسی به داده های مرتبط و حجیم دارند. اما در کشور ما، با توجه به اینکه هنوز دیدگاه زنجیره ارزش و شراکتهای استراتژیک، به صورت عملی جا نیافتاده است و هنوز رقابت ها میان سازمان ها و شرکت ها وجود دارد در حالی که این رقابت باید میان زنجیره های ارزش ایجاد شود و همکاری های مبتنی بر اعتماد از بالاترین مرحله تامین کنندگان اولیه تا مشتریان نهایی شکل بگیرد. اتفاقی که در کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا افتاده است. اما مشکل به اینجا ختم نمیشود. ما باید سیستم های اطلاعاتی غیر تجاری را نیز یکپارچه کنیم و از اطلاعات آنها بهره برداری استراتژیک کنیم. یک مثال می آورم : تصور کنید که سیستم اطلاعات بانک های کشور با سیستم اطلاعات قوه قضائیه کشور یکپارچه شود. به این ترتیب در سطح معمولی این قدرت به بانک ها داده میشود که به راحتی وضعیت سوابق تخلفات و جرائم یک مشتری را قبل از اعطاء وام بررسی نمایند. اما در سطح تصمیم سازی و آینده نگری و پیش بینی و تخمین رفتارهای مشتریان، میتوان توسط داده کاوی به اطلاعات و دانش ارزشمندتری نسبت به مشتریان دست یافت. به عنوان مثال، برای مشتریانی که هیچ سابقه تخلفی ندارند، میتوان با استفاده از تکنینک های داده کاوی، احتمال مجرم بودن فرد در آینده را با توجه به اطلاعات مشتریان مجرم که در گذشته در سیستم اطلاعاتی وجود دارد، پیش بینی کرد و از بسیاری از جرم ها پیشگیری کرد. این کار با استفاده از تکنیک های خوشه بندی، کلاسه بندی ، ایجاد درخت تصمیم یا شبکه های عصبی، قابل پیاده سازی است. در آینده مثال های بیشتری را بررسی میکنیم.

مدیریت دانش

 

سلام

همانطور که میدانیم مباحث مربوط به مدیریت دانش که این روزها بسیار مورد اقبال سازمان ها قرار گرفته اند، بیشتر در حوزه درون سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته اند و اگر نگاهی به محیط سازمان داشته باشند، نوع نگاه چندان استراتژیک نیست و به دنبال کسب بهبود در حوزه فعالیت سازمان است.

در اینجا به نظر میرسد، مدیر عالی دانش در سطح دولت بتواند پیوند خوب و رابطه معنا داری میان دانش های پراکنده بین سازمانی ایجاد کند.

چه در حوزه خلق دانش، چه ذخیره دانش، چه تسهیم دانش و چه کاربرد دانش

ولی آنچه که بیش از پیش نوآورانه مینماید، استفاده از مدیریت دانش در حوزه کاربرد دانش و بین سازمانی است.

نظر شما چیست؟ آیا راجع به این بحث ایده ای دارید ؟

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک - استاد دکتر هومن تصدیقی 3

۸- شرح طرحها و اقدامات:

در اين مرحله بايد بر اساس چشم انداز ، ماموريت ، تحليل هاي صورت گرفته و در نهايت استراتژيهاي

توليد شده ، تعدادي از طرحها و اقدامات را انتخاب و اجرايي نماييم.

استراتژي

Action

افزایش سهم مخاطبان

SEO ,mult.,cont ,Link building

افزایش

brand awar

Brand monitor,Cont

افزایش محبوبیت

PR Management link bulding

پس از تعیین استراتژهای سازمات و بیان طرحها و اقدامات لازم برای هر استراتژی باید به دنبال مشخص کردن جزئیات طرحها و اقدامات باشیم.

۹- تنظیم دورنمای سازمان برای آینده:

فرض کنید در چشم انداز یک سازمان آمده:

یکی از ده شرکت برتر منطقه در حوزه امنیت اطلاعات

پس از طراحی eStrategy ممكن است به اين اطلاعات رسيده باشيم:

1- تعداد نو آوري لازم :(20 در سال)

2- ميزان وسعت شبكه فروش (100نمايندگي)

3- نحوه فروش: پنج درصد Online و بقيه نود و پنج درصد Offline.

در اين بخش بايد دور نماي سازمان در قالب تعدادي عدد مشخص بيانگر اهداف سازمان باشد.

در حوزه الكترنيك اين اعداد ميتواند به شكل و توجه به زمينه هاي الكترونيك اعلام شود:

دورنماي سايت :

1- 100خبر در هفته.

2- 200 لينك ورودي در ماه.

3- 500000 بازديد كننده در روز.

4- 100000000 ميزان فروش فصلي بر اساس اعداد تعيين شده (ناشي از الگو برداري ، ناشي از تحليل ،

ناشي از شبيه سازي، ناشي از آمار گيري و 000) بايد عملكرد دقيقتر سازمان به شكل شفاف تدوين

گردد.

۱۰- تدوين برنامه عملياتي (يكساله)

فرض كنيد در دورنماي يك سازمان ارتباط به ۸۰ درصد مشتريان در سال ذكر شده است .

ليكن وضعيت فعلي در عدد ۱۰ درصد ميباشد.

براي آنكه بتوانيم به اين شاخص دقيق برسيم ، بايد مدت زماني صرف شود.

برنامه عملياتي يكساله به گامها و فعاليتهاي لازم جهت رسيدن به اهداف سال بعد (منشعب از دورنما)

اشاره دارد.

BSC: Balanced Scorecard

بر اساس ديدگاه كاپلان و نورتن ، علت نرسيدن به اهداف استراتژيك و پوشش آنها ، ضعف در چهار جزء

زير است:

1- رشد يادگيري نامناسب.

2- عدم توجه به مسائل مالي و

3- عدم توجه به فرآيندها و باز تعريف آنها.

4- عدم توجه در تمركز بر روي خواسته مشتريان.

پيشنهادگرديد كه حركت استراتژي توسط 4 جزء فوق مورد ارزيابي قرار گيرد(بشكل متوازن)

 

 

منبع : http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک - استاد دکتر هومن تصدیقی 2

 

بکارگیری مدل برایسون برای تدوینeStrategy

نمونه موردی:Uniqe Living site

بخشهای مدل برایسون عبارتند از :

    ۰۱توافق اولیه

    ۰۲تعیین وظایف

    ۰۳تحلیل ذینفعان

    ۰۴تنظیم بیانیه ماموریت سازمان

    ۰۵شناخت محیط سازمان

    ۰۶تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان

    ۰۷تعیین استراتژیها

    ۰۸شرح طرح ها و اقدامات

    ۰۹تنظیم دورنمای سازمان برای آینده

   ۰۱۰برنامه عملیاتی یکساله.

 

1-توافق اولیه.

شرکت انجام دهنده فرآیند با شرکت کافرما جلسات مشترک دارند, در این جلسه هدف , ایجاد توافق اولیه مابین کلیه تصمیم گیرندگان کارفرما است. دو نوع توافق :

Phase & Total

Phase:

این توافق برای هنگامی است که نوع تصمیمگیری غیر ساخت یافته و یا نیم ساخت یافته است در این حالت امکان تعیین وضعیت کلیه گامها مشخص نیست.

Total:

برای هنگامی است که پیمانکار یا کارفرما بسیار با تجربه بوده و این پروژه قبلا" انجام شده است.

نمونه از این توافقها :

 ۰۱کاهش میزان استعلام و  ۰۲افزایش کیفیت  Lead ورودی به وب سایت.

احتمالا" چند مدیر این شرکت در کنار هم اقدام به بررسی نموده اند.

2- در بخش  تعیین وظایف موارد زیر در این شرکت انجام شده است:

 1- شناسایی نقاط قوت و ضعف.

2-شناسایی و پایبندی به استراتژی.

3- فرهنگ استفاده از مکانیزمهای الکترونیکی.

4- بکارگیری یک مشاور در حوزه

eStrategy.

5- ارزش آفرینی برای تمام ذینفعان.

 3- در بخش تحلیل ذینفعان از یک مدل مناسب مثلا مدل

Freeman

اقدام به شناسایی ذینفعان شده است.

برای این سایت و حوزه الکترونیکی از تحلیل ذینفعان مثبت اثر گذار و اثر پذیر خارجی استفاده میکنیم.

 هدف از شناسایی و تحلیل ذینفعان , تمرکز بر روی ارزش یا نیاز مرتبط با آنها میباشد.

این نیاز و یا ارزش در گامهای بعدی مدل برایسون بکار میرود.

نیاز سنجی ارزش سنجی:

همیشه عنوان نیاز سنجی در کسب و کار شنیده شده است. طی این فرآیند نیازهای (قابل پاسخ یا غیر قابل پاسخ یک ذینفع شناسایی میشود.

در مقابل ارزش سنجی که کمتر شنیده میشود به تمرکز برروی ارزش قابل تولید یک کسب و کار توجه دارد.

در شرکت Uni living دو ذینفع طراح سایت (اثر گذار) و مشتری/ مخاطب (اثر پذیر) انتخاب شده است.

تحلیل مرتبط نیاز سنجی مشتری/ مخاطب :

۰۱استفاده از اینترفیس ساده.

۰۲سهولت در دسترسی با سایت.

۰۳به روز بودن اطلاعا ت و محتوا.

۰۴اعتبار و خوشنامی.

ارزش سنجی طرح سایت:

۰۱توانایی خلق اینترفیس ساده.

۰۲درج و ثبت سایت در مکانهای مختلف (ایجاد ورودی های گوناگون برای سایت)

۰۳توانایی ارتقاء سطح برند.

۰۴توانایی ارتقاء رتبه سایت.

 هسته اصلی (1و2و3)(Pre-setup)بشکل مشترک توسط مدیران استراتریک و مدیران میانی تولید میشود.

دایره میانی (4و5و6و7)(Setup)باید توسط استراتژیستها و مدیران استراتژیک صورت پذیرد.

دایره بیرونی (8و9و10)(Post-Setup)باید توسط مدیران میانی و اجرایی دنبال شود.

 4-تنظیم بیانیه ماموریت سازمان:

درمرحله چهارم یعنی بیانیه ماموریت سازمان با توجه به توافقهای انجام شده و ذینفعان شناسایی شده , یک بیانیه تولید مینماییم.

در واقع در مرحله توافق اولیه , خلق چشم انداز صورت میپذیرد:

تنظیم بیانیه ماموریت سازمان:

دراین بخش میتوان برای شرکت مورد نظر بر اساس چشم انداز تدوین شده , اقدام به اعلام بیانیه نمود.

یک بیانیه ماموریت برای این شرکت میتواند چنین باشد:

این شرکت از طریق راه اندازی سایت اینترنتی , تلاش میکند تا همواره نیاز مشتریان خود و ارزشهای قابل ارائه توسط دیگران را به شکل Proactiveشناسایی کرده و برای تحقیق اقدام نماید.

موارد  زیر میتوانست جزء ماموریت های این سازمان باشد:

-ارائه املاک لوکس در سراسر دنیا با حداقل هزینه مطابق خواسته مشتری از طریق اینترنت.

-ارائه بهترین خدمات در حوزه املاک لوکس , با بالاترین کیفیت از طریق اینترنت.

-نوآوری در ارائه خدمات املاک لوکس از طریق اینترنت.

 5- شناخت محیط سازمان (الکترونیکی):

در بخش شناسایی محیط سازمان باید محیط داخلی و بیرونی شناسایی شود منظور از محیط در حوزه

eStrategy محیط الکترونیکی میباشد.

محیط :

۱- داخلی :SWOT

2- بیرونی :PEST

بنابر این برای محیط داخلی سازمان از:

SW

و برای تحلیل محیط بیرونی سازمان از:

PEST  &  O T

 میتوانیم برای تحلیل محیط بیرونی از ابزار نیروهای پنج گانه پرتر نیز استفاده کنیم.

نیروهای پنج گانه پورتر:

تامین کنندگان اینترنتی:

در این بخش قدرت تامین کنندگان (اینترنتی) مورد بررسی قرار میگیرد.

 تامین کنندگان:

سایت اینترنتی – تولیدکنندگان محتوا اینترنتی – طرح بانک و سیستم پرداخت – سایت گواهینامه الکترونیکی.

 قدرت خریداران:

خریداران از یک سایت , چه قدر در برابر این کسب و کار قدرت دارند.

به راحتی مقایسه میکنند , به راحتی جایگزینی پیدا میکنند , به راحتی سوئیچ میکنند , به راحتی اعتراض میکنند.

 تهدید ورودیهای جدید:

آیا دیگران میتوانند به سادگی مشابه سایت ما و فرآیندهای مارا ایجاد کنند.

تهدید جایگزین:

آیا محصول / خدمتی وجود دارد که بتواند جایگزین محصول / خدمت ما باشد.

 شناسایی و تحلیل محیط بیرونی (محیط مستعد)

برای راه اندازی سایت شرکت , مجوز و محدودیت خاصی نداریم , مشتریان شرکت, با اینترنت و بکارگیری آن آشنا هستند ولی گاهی به راحتی به این سایت دسترسی پیدا نمیکنند.

در این زمینه رقیب کم بوده و خریدارا قدرت متوسط دارند.

امکان حضور رقیب جدید وجود دارد و محصول جایگزین برای مشتریان به راحتی ایجاد نمیشود (تهدید ها ...)

6-تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان:

در این محل با بررسی مشتریان و تلاقی آن با ارزش های قابل تولید متوسط اثر گذاران میتواند به موضوعات استراتژیک نزدیک شود موضوع استراتژیک موضوعی است که محل توجه بسیاری از رقبا , صنعت و ... باشد و تسلط بر موضوع , میتواند امکان و سه منشاء بسیاری از موفقیت ها باشد.

مثلا: امروزه توجه موضوع استراتزیک است .

برای تعیین موضوعات استراتژیک ( در حوزه الکترونیکی) میتوان ار ماتریس استراتژیهای کلان پورتر پیروی کنید.

برای سایت مورد نظر میتوان موضوعات استراتژیک زیر را شناسایی کرد: ا- سهولت 2- محتوا.

 7- در این مرحله باید استراتزیها تدوین شود.

این استراتژیها باید حول محور موضوع استراتژیک باشند.

استراتژیها باید به گونه ای باشد که از قوتها و فرصتها جهت غلبه بر ضعفها و تهدید ها استفاده نماید.

هر استراتزی دارای الویت CSF میباشد.هر استراتژی باید اجرایی پذیر شود

 

 

منبع : http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

مدیریت استراتژیک الکترونیک -  استاد دکتر هومن تصدیقی 1

عریف eStrategy  فرآیند تدوین ارزیابی و اجرایی پذیر کردن استراتژیهای یک بنگاه اقتصادی الکترونیکی و یا بنگاهی که در آن ابزار فناوری استفاده میشود را eStrategy Design گويند.

رابطه هدف ‌، ضعف و قوت ، CSF ،استراتژي :

-هدف ، خواسته يك نهاد است كه در راستاي آن شروع به تلاش ميكند.

-هدف از روي چشم انداز استخراج ميشود.

GOAL    ----->     SMART

(S(specipic), M(measurable), A(acheivable), R(realistic),T(timly bound

ضعف - قوت :  Internal  

فرصت - تهدید :  External  

ازروی چشم انداز هدف تولید میشود.

برای رسیدن به هدف استراتژی تدوین میگردد.

به هنگام تدوین استراتژی به فرصتها و تهدیدها و قوتها و ضعفها توجه کنیم.

برای آنکه استراتژی تدوین شده به موفقیت برسد باید CSF آن شناسايي و براي حصول موفقيت در اجرا استراتژي CSFها محقق گردد.

سئوال : يك كسب و كار بر اساس ‌‌BP خود قصد دارد ، اقدام به راه اندازي يك سايت الكترونيكي جهت اطلاع رساني نمايد.استراتژيهاي ممكن كدام هستند؟

ابتدا بايد مدل برنامه ريزي استراتژيك الكترونيكي انتخاب شود و سپس بر اساس گامها و اجزاء اين مدل عمل ميكنيم.

-چند نمونه استراتژي محتمل براي راه اندازي  سايت عبارتند از:

1- ازطريق Out Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت ایستا  مینماییم.

۲- ازطريق In Sorcing اقدام به راه اندازی یک  پورتال جامع مینماییم.

۳- ازطريق Co Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت پويا مینماییم.

eStrategy در يك كسب و كار در حال راه اندازي بعنوان يكي از اجزاء بخش هشتم BP تدوين ميشود.

در يك كسب و كار موجود  eStrategy  از روي استراتژي اصلي سازمان توليد ميگردد.

گامهاي ساده ميتوانند موارد زير باشد:

۱- چشم انداز   ۲-هدف  ۳-قوت و ضعف   ۴- استراتژي   ۵- CSF.

روشهاي ساده eStrategy داراي تعدادي ضعف ميباشد:

مثلا" در اين مدل ساده استراتژيهاي زيادي پيشنهاد ميشوند ولي ارزيابي نميشوند همچنين در اين مدل ساده گامهاي اجرايي تعيين نميشوند.الويت بندي وجود ندارد.اجرايي پذير كردن نيز وجود ندارد.

* توسعه از ديدگاه جك ولش:

 از ديد جك ولش ، توسعه ، انتخاب يك مدل موفق از قبل آزموده شده و پايبندي به اجراي آن ميباشد. 

- اگر به دنبال توسعه اقتصادي هستيم   ------------> مدل توسعه اقتصادي

- اگر به دنبال برنامه ريزي   eStrategy    ------------> مدل برنامه ريزي استراتژيك.

معرفي برنامه ريزي:

برنامه ريزي عبارت است از فرآيندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات.

تفاوت برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي استراتژيك:

                                                          برنامه عقلايي

        اهداف <--------------------------------------------------  منابع

                                             برنامه ريزي عادي (تفكر همگرا)

 

                                            برنامه ريزي استراتژيك

          منابع <-------------------------------------------------- اهداف  

                                                 (تفكر واگرا)

تفاوت برنامه ريزي استراتژيك عادي و برنامه ريزي eStrategy:

 برنامه ريزي استراتژيك عادي يا كلان

         منابع <-------------------------------------------------- اهداف

                                             

                                            برنامه ريزي eStrategy

  منابع الكترونيكي <------------------------------------------- اهداف

برنامه ريزي استراتژيك انسانی

         منابع انسانی<------------------------------------------ اهداف

 

برنامه ريزي استراتژيك بازار

         منابع حضور و رشد در بازار<------------------------------ اهداف

 

                                      برنامه ريزي استراتژيك مالی

           منابع مالی<------------------------------------------ اهداف

یکی از مدلهای مناسب برای برنامه ریزی eStrategy مدل برايسون است.سال ۲۰۱۰ يك چارچوب براي

eStrategy بنام eStrategy Framwork توليد شد.توسط اين مدل برنامه eStrategy یک کسب وکار را تدوین و تحلیل و اصلاح نمود.

 

 

منبع :http://greenebusiness.blogfa.com/