مدیریت دانش

 

سلام

همانطور که میدانیم مباحث مربوط به مدیریت دانش که این روزها بسیار مورد اقبال سازمان ها قرار گرفته اند، بیشتر در حوزه درون سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته اند و اگر نگاهی به محیط سازمان داشته باشند، نوع نگاه چندان استراتژیک نیست و به دنبال کسب بهبود در حوزه فعالیت سازمان است.

در اینجا به نظر میرسد، مدیر عالی دانش در سطح دولت بتواند پیوند خوب و رابطه معنا داری میان دانش های پراکنده بین سازمانی ایجاد کند.

چه در حوزه خلق دانش، چه ذخیره دانش، چه تسهیم دانش و چه کاربرد دانش

ولی آنچه که بیش از پیش نوآورانه مینماید، استفاده از مدیریت دانش در حوزه کاربرد دانش و بین سازمانی است.

نظر شما چیست؟ آیا راجع به این بحث ایده ای دارید ؟

 

ارائه مقاله در دومین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات در زنجان

۴ شنبه، ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۰ ، در دومین کنفرانس بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات در زنجان مقاله خودم رو بصورت شفاهی ارائه کردم.

"استفاده غیر تجاری از هوش تجاری، کلید تحقق کامل دولت الکترونیکی"

"Noncommercial usage of business intelligence  as the key to achieve complete e-government"

کنفرانس خیلی خوبی بود و به نظرم سال آینده خیلی خیلی بهتر هم خواهد شد.

فایل پاورپوینت ارائه ام رو اینجا منتشر میکنم تا اگر کسی مایل بود بتونه ببینه.

 دانلود ارائه

مدیریت استراتژیک الکترونیک -  استاد دکتر هومن تصدیقی 1

عریف eStrategy  فرآیند تدوین ارزیابی و اجرایی پذیر کردن استراتژیهای یک بنگاه اقتصادی الکترونیکی و یا بنگاهی که در آن ابزار فناوری استفاده میشود را eStrategy Design گويند.

رابطه هدف ‌، ضعف و قوت ، CSF ،استراتژي :

-هدف ، خواسته يك نهاد است كه در راستاي آن شروع به تلاش ميكند.

-هدف از روي چشم انداز استخراج ميشود.

GOAL    ----->     SMART

(S(specipic), M(measurable), A(acheivable), R(realistic),T(timly bound

ضعف - قوت :  Internal  

فرصت - تهدید :  External  

ازروی چشم انداز هدف تولید میشود.

برای رسیدن به هدف استراتژی تدوین میگردد.

به هنگام تدوین استراتژی به فرصتها و تهدیدها و قوتها و ضعفها توجه کنیم.

برای آنکه استراتژی تدوین شده به موفقیت برسد باید CSF آن شناسايي و براي حصول موفقيت در اجرا استراتژي CSFها محقق گردد.

سئوال : يك كسب و كار بر اساس ‌‌BP خود قصد دارد ، اقدام به راه اندازي يك سايت الكترونيكي جهت اطلاع رساني نمايد.استراتژيهاي ممكن كدام هستند؟

ابتدا بايد مدل برنامه ريزي استراتژيك الكترونيكي انتخاب شود و سپس بر اساس گامها و اجزاء اين مدل عمل ميكنيم.

-چند نمونه استراتژي محتمل براي راه اندازي  سايت عبارتند از:

1- ازطريق Out Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت ایستا  مینماییم.

۲- ازطريق In Sorcing اقدام به راه اندازی یک  پورتال جامع مینماییم.

۳- ازطريق Co Sorcing اقدام به راه اندازی یک  سایت پويا مینماییم.

eStrategy در يك كسب و كار در حال راه اندازي بعنوان يكي از اجزاء بخش هشتم BP تدوين ميشود.

در يك كسب و كار موجود  eStrategy  از روي استراتژي اصلي سازمان توليد ميگردد.

گامهاي ساده ميتوانند موارد زير باشد:

۱- چشم انداز   ۲-هدف  ۳-قوت و ضعف   ۴- استراتژي   ۵- CSF.

روشهاي ساده eStrategy داراي تعدادي ضعف ميباشد:

مثلا" در اين مدل ساده استراتژيهاي زيادي پيشنهاد ميشوند ولي ارزيابي نميشوند همچنين در اين مدل ساده گامهاي اجرايي تعيين نميشوند.الويت بندي وجود ندارد.اجرايي پذير كردن نيز وجود ندارد.

* توسعه از ديدگاه جك ولش:

 از ديد جك ولش ، توسعه ، انتخاب يك مدل موفق از قبل آزموده شده و پايبندي به اجراي آن ميباشد. 

- اگر به دنبال توسعه اقتصادي هستيم   ------------> مدل توسعه اقتصادي

- اگر به دنبال برنامه ريزي   eStrategy    ------------> مدل برنامه ريزي استراتژيك.

معرفي برنامه ريزي:

برنامه ريزي عبارت است از فرآيندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات.

تفاوت برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي عادي و برنامه ريزي استراتژيك:

                                                          برنامه عقلايي

        اهداف <--------------------------------------------------  منابع

                                             برنامه ريزي عادي (تفكر همگرا)

 

                                            برنامه ريزي استراتژيك

          منابع <-------------------------------------------------- اهداف  

                                                 (تفكر واگرا)

تفاوت برنامه ريزي استراتژيك عادي و برنامه ريزي eStrategy:

 برنامه ريزي استراتژيك عادي يا كلان

         منابع <-------------------------------------------------- اهداف

                                             

                                            برنامه ريزي eStrategy

  منابع الكترونيكي <------------------------------------------- اهداف

برنامه ريزي استراتژيك انسانی

         منابع انسانی<------------------------------------------ اهداف

 

برنامه ريزي استراتژيك بازار

         منابع حضور و رشد در بازار<------------------------------ اهداف

 

                                      برنامه ريزي استراتژيك مالی

           منابع مالی<------------------------------------------ اهداف

یکی از مدلهای مناسب برای برنامه ریزی eStrategy مدل برايسون است.سال ۲۰۱۰ يك چارچوب براي

eStrategy بنام eStrategy Framwork توليد شد.توسط اين مدل برنامه eStrategy یک کسب وکار را تدوین و تحلیل و اصلاح نمود.

 

 

منبع :http://greenebusiness.blogfa.com/

 

 

 

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)

 

معرفی کتاب مفید

 

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)

نويسنده: عسگر صمدي اوانسر
ويراستار: عسگر صمدي اوانسر
ناشر: دبيرخانه شوراي عالي اطلاع رساني
تعداد صفحات: 139
نوبت و سال انتشار: اول 1384
شابك: 964-8846-24-3
 
 
چكيده:

«معماري سازماني» رويكرد تقريباً جديدي است كه امروزه بعنوان روشي موثر در تطبيق اهداف راهبردي سازمانها با فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آنها شناخته شده است. مبحث فوق كه تقريبا از اواخر دهه هشتاد و به موازات پيشرفتهاي چشم‌گير در حوزه فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آغاز شده است روز به روز كاربردهاي بيشتري يافته و روشها و ابزارهاي مربوط به آن در حال تكامل هستند. در حال حاضر اين روش در اغلب كشورهاي دنيا مورد استفاده بوده و تقريباً مزاياي آن براي مديران اغلب سازمانها شناخته شده است. با توجه به نقش محوري مباحث «معماري سازماني» در برنامه‌ريزي‌هاي كلان فناوري اطلاعات و ارتباطات و نيز پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته در رابطه با جايگاه آتي آن در سازمانهاي مدرن دنيا، آشنايي مديران بخشهاي دولتي و خصوصي با مفاهيم پايه، مزايا، و نيز كليات فرايند اجراي معماري سازماني، مي‌تواند كمك شاياني به همگرايي فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي راهبردي و نيز هدايت تغييرات سازماني نمايد.
 
 

فايلها
EABK.pdf 4.71 MB مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)
  EABK1-Samadi Evansar- Final.rar 11.41 MB

مقدمه اي بر معماري سازماني (ويژه مديران)  >>> WinRAR archiver

 

فونت مربوط به دريافت كتاب ها.rar

 

 

 

 

1.53 MB

فونت مربوط

 

منبع

لایه ها و دیدگاههای مختلف سازمان

لایه ها و دیدگاههای مختلف سازمان


در هر سازمانی افراد مختلفی با جایگاههای مختلف وجود دارند که بسته به موقعیت سازمانی شان
دارای دیدگاههای مختلفی هستند. بسته به دیدگاه افراد نیز دید آنها نسبت به جنبه های مختلف سازمان فرق
می کند. بعنوان مثال دیدگاه مدیرعامل یک سازمان نسبت به اطلاعات، فرایندهای کاری، مکانها، واحدهای
سازمانی و غیره با دیدگاه یک سرپرست خط تولید یا مهندس سیستم فرق می کند . هرچه از سطوح
مدیریتی به سطوح عملیاتی نزدیک تر می شویم، دیدگاه افراد جزئی تر و عملیاتی تر می شود . با توجه به این
موضوع می توان دید که سه لایه مهم در هر سازمان قابل تشخیص هستند:

لایه راهبردی : لایه راهبردی به بخشهایی ا ز سازمان اطلاق می شوند که موظف به
سیاست گذاری، تعیین اهداف درازمدت، ارزشها، سیاست ها، راهبردها، و نیز
برنامه ریزی کلان سازمان بوده و چشم اندازها و نیز معیارهای سنجش کارایی و
اثربخشی لایه های پایین تر را تعیین می کنند . در همین راستا معمولاً هر سازمان دارای
و « برنامه توسعه پنج ساله » ،« برنامه راهبردی توسعه » برنامه هایی تحت عناوینی نظیر
غیره است که نتیجه فعالیت های این لایه از سازمان به حساب می آیند . این لایه
یک سازمان بوده و موقعیت آنرا نسبت به سازمانهای دیگر « شخصیت » تعریف کننده
مشخص می کند . معمولاً مباحث مربوط به این لایه از سازمان خارج از بحث های
معماری سازمانی قرار گرفته و اسناد مربوط به آن جزو ورودیهای فرایند معماری
سازمانی به حساب می آیند.

لایه ماموریتی : این لایه شامل بخشهای ماموریتی سازمان است که خود دارای سطوح
مختلفی چون مدیریت عالی، مدیریت میانی و عملیات است. عملاً کلیه فعالیت های سازمان
در این لایه انجام می شود . بسته به نوع سازمان، نتیجه فعالیت های این لایه می تواند تولید
سازمان را ایجاد « قابلیت های » محصول یا ارائه خدمات باشد . فرایندهای جاری در این لایه
می کنند.
لایه فناوری اطلاعات و ارتباطات : این لایه بصورت خاص شامل کلیه فناوری های
اطلاعاتی و ارتباطی است که سازمان در راستای انجام فعالیتهای لایه ماموریتی از آنها
استفاده می کند .


مزایای معماری سازمانی

مزایای معماری سازمانی

معماری سازمانی مزایای بسیار زیادی در پی دارد که در ادامه به تشریح برخی از مهمترین این مزایا

می پردازیم.

1.فراهم سازی انعطاف پذیری لازم در برابر تغییرات محیطی

سازمانها در برابر « لزوم انعطاف پذیری » شاید بتوان گفت مهمترین دلیل برای معماری سازمانی

تغییرات محیطی است . در فصل قبلی اشاره شد که هر سازمان پیوسته از طرف عاملهای بیرونی تحت فشار

.« فشارهای ناشی از تغییرات فناوری » و « فشارهای ناشی از تغییرات حوزه کسب و کار » : است که عبارتند از

سوال اصلی این است که یک سازمان چگونه می تواند به انعطاف پذیری لازم در برابر این تغییرات برسد؟

تجربه نشان داده اس ت که انعطاف پذیری در برابر تغییرات محیطی منوط به استفاده از اجزائی است

که قابلیت استفاده مجدد داشته و جایگزینی یکی از اجزاء تاثیر زیادی در اجزاء دیگر نداشته باشد. به همین

دلیل معماری سازمانی از مدلها و روشهایی استفاده می کند که به تدریج اطلاعات، فرایندها، مکانها، افراد،

رویدادها، و اهداف سازمان را از حالت غیرنرمال خارج ساخته و با استفاده از مدلهایی نرمال اقدام به

توصیف آنها می نماید . با اینکار کم کم زمینه استفاده مجدد از اجزاء تشکیل دهنده یک سازمان فراهم شده

و انعطاف پذیری لازم فراهم می گردد . بهترین مثالی ک ه در این مورد می توان به کار برد ، اسباب بازی های  موسوم به (خانه سازی  ) است که برای تقویت خلاقیت بچه ها طراحی شده اند.

در این مورد معمولاً با اجزاء محدودی مواجه هستیم که با ترکیب آ نها می توان اقدام به ساخت خانه،

پل، هواپیما، و غیره نمود . هر چه که اجزاء فوق عمومی تر و محدودتر باشند، به همان اندازه انعطاف

پذیری آنها بیشتر می شود . هر چه که این اجزاء، به اجزاء اصلی سازه مورد نظر نزدیک تر باشند، سازه

حاصل شباهت بیشتری به نمونه واقعی پیدا خواهد کرد . به عنوان مثال، با توجه به شباهتی که اجزاء اصلی این اسباب بازی ها به  آجر دارند، ساختن دیوار یا خانه ساده تر از ساختن سازه های دیگری چون  کشتی  , هواپیما , غیره است .

 

 

2. تطبیق نیازمندی های لایه های ماموریتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات

لایه ماموریتی یک سازمان مصرف کننده و کاربر امکانات و خدماتی است که از طریق لایه فناوری

اطلاعات و ارتباطات سازمان فراهم می شود . این امکانات باید در تطابق کامل با نیازمندیها ی لایه ماموریتی

باشند در غیراینصورت فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی فو ق نه تنها منجر به افزایش بهره وری و کارایی

سازمان نخواهند شد بلکه چه بسا موجب کاهش آن نیز می شوند.

در واقع می توان گفت   معماری لایه فناوری اطلاعات و ارتباطات  باید در ادامه و برگرفته از   معماری لایه ماموریتی

سازمان باشد . این موضوع شامل کلیه جنبه های معمار ی سازمانی اعم از اطلاعات ،

فرایندها، مکانها، افراد، رویدادها و اهداف خواهد بود . مورد اخیر یعنی اهداف حائز اهمیت بیشتری است .

به نحویکه لازم است   مطابق با  سند راهبردی فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان باشد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

3. کاهش میزان ریسک پروژه های فناوری اطلاعات و ارتباطات

مهمترین عوامل شکست پروژه های فناوری اطلاع ات عبارتند از :

 

 

عدم دخالت دادن کاربران نهایی

عدم حمایت کافی از طرف  مدیران ارشد سازمانی

انتخاب فناوری نامناسب

کمبود منابع

پیش بینی های غیرو اقع بینانۀ هزینه ومنابع

اهداف نامشخص

پیش بینی های غیرواقع بینانۀ زمانی

استفاده از فناوری های نوظهور

 

معماری سازمانی می تواند به کاهش تاثیرات عوامل فوق کمک شایانی نماید . بعنوان مثال با ایجاد

زبان مشترک بین افراد لایه ماموریتی سازمان امکان اشتراک بیشتر این افراد در پروژه ها فراهم می شود .

علاوه برآن معماری سازمانی تحلیل نیازمندیهای لایه ماموریتی را تسهیل کرده و می تواند نتایج تغییرات

نیازمندیها را در مشخصات سیستمها مشخص نماید . از طرف دیگر، همانطور که در فصول آتی خواهیم

دید، یکی از مهمترین مراحل فرا یند معماری سازمانی جلب حمایت مدیران ارشد سازمان است . با اینکار

مزایای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مدیران ارشد سازمان نیز ملموس تر شده و عملاً

حمایت بیشتری از طرحها و پروژه ها به عمل خواهند آورد.

 

4. فراهم شدن امکان کنترل و هدایت موثر سازمان

هر سازمان به منظور انجام ماموریتها و اهداف خاصی ایجاد می شود . در واقع مهمترین وظایف

مدیران ارشد سازمانها نظارت بر ماموریتها و اهداف فوق و حفظ سازمان در راستای انجام ماموریتهای خود

است. برای انجام اینکار لازم است توصیف دقیقی از جنبه های مختلف سازمان در ا ختیار مدیران ارشد

باشد تا از طریق شاخص هایی قادر به مقایسه وضعیت موجود با وضعیت مورد نظرشان باشند . از طرف دیگر

هدایت و کنترل یک سازمان منوط به داشتن دیدگاهی روشن از وضعیت مطلوب سازمان است . در اینمورد نیز معماری سازمانی می تواند با ارائه معماری وضع مطلو ب  به مدیران سازمانها کمک نماید تا پیوسته فاصله سازمان را از وضع مطلوب سنجیده و در رابطه با عملکرد آتی سازمان تصمیم گیری نمایند.

 

 

5. فراهم شدن زمینه های ارزیابی تغییرات سازمانی

توصیف های معماری سازمانی این امکان را فراهم می نمای ند که مدیران سازمان قادر به تحلیل

جنبه های مختلف سازمان اعم از فرایندها، اطلاعات، واحدهای سازمانی و غیره بوده و تاثیراتی که ممکن

است ایجاد یک تغییر سازمانی در یک جنبه از سازمان در کل سازمان برجای گذارد را بررسی نمایند.

6. کاهش هزینه ها و زمان توسعه سیستمهای اطلاعاتی

یکی از وقت گیرترین بخشهای طراحی و ایجاد سیستمهای اطلاعاتی اختصاص به شناخت حوزه

ماموریتی سیستم و نیازمندیهای آن دارد . معماری سازمانی اسناد و اطلاعات لازم را در اختیار تحلیل گران

و طراحان سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی جدید قرار داده و سبب کاهش هزینه ها و زمان خواهد شد.

7. امکان استفاده از مولفه های سیستمی مشترک در سطح سازمان

معماری سازمانی زمینه تحلیل فرایندها و اطلاعات سازمان را در لایه های ماموریتی و فناوری

اطلاعات و ارتباطات سازمان فراهم می نماید . اینکار می تواند به تشخیص فرایندهای مشابه و ادغام آنها

کمک زیادی نماید . درنتیجه امکان استفاده از اجزاء و مولفه های سیستمی مشترک در بخشهای مختلف

سازمان فراهم شده و در نهایت هزینه های توسعه، نصب، آموزش، و پشتیبانی سیستمها کاهش پیدا خواهد

کرد.

 

 

 

 

8. همگرایی به سمت دولت الکترونیک

با انجام معماری سازمانی در بخشهای مختلف سازمان این امکان فراهم می شود که براساس آنها

اقدام به ادغام معماری ها و تهیه معماری مادر سازمانها نمود . این موضوع بویژه در مورد سازمانهای بزرگ

که انجام معماری سازم انی در کل سازمان در مرحله اول برای آنها عملی نبوده و مجبورند از روش

معماری زیرحوزه های ماموریتی استفاده نمایند، از اهمیت زیاد تری برخوردار است.

در نگرشی کلان تر می توان دید که اگر سازمانهای دولتی براساس الگوهای معینی اقدام به معماری

سازمانی نمایند، امکان استخراج معماری سازمانی ملی فراهم شده و با تحلیل آن می توان نسبت به استخراج مدلهای مرجعی نظیر مدل مرجع خدمات و سیستمهای دولتی  ، مدل مرجع داده ها  ، مدل مرجع فناوری اطلاعات و ارتباطات ، استانداردهای ملی فناوری اطلاعات و ارتباطات و مدل مرجع خدمات و سیستمهای دولتی و غیره اقدام نمود .  نمونه اینکار در سطح دولت آمریکا در حال اجراست که پیش بینی شده در نتیجه این کار اغلب سیستمهای اطلاعاتی مورد استفاده در سطح دولت آمریکا با مولفه های مشترکی جایگزین شوند . نتیجه اینکار آمادگی بیشتر سازمانها جهت رسیدن به یک دولت الکترونیک کامل خواهد بود.

 

9.امکان تعریف استانداردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات

یکی از مزایای معماری سازمانی تعریف استانداردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در سطح

سازمان است که در نهایت به همسانی فناوری اطلاعات و ارتباطات و اجزاء تشکیل دهنده آن کمک

زیادی خواهد نمود. همین موضوع باعث کاهش هزینه های نگهداری و آموزش سیستمها خواهد شد.

چارچوب های معماری سازمانی

 

چارچوب معماری سازمانی


بطور كلي "چارچوب " وسيله اي براي طبقه بندي اشياء است و از آنجاكه موضوع ما مربوط به سازمان است، اشياء مورد نظر نيز توصيفاتي از جنبه ها و حوزه هاي سازمان هستند. اين توصيفات(مدل ها) توسط هر فردي كه به آنها احتياج داشته باشد، قابل استفاده است به شرطي كه اجازه دسترسي بدانها داشته باشد. تهيه كننده چنين توصيفاتي، متخصصان در زمينه مربوط به آن مدل هستند. مي‌توان سازمان را به ساختمان تشبيه كرد، اگر ساخت يك ملك را به عنوان مثال در نظر بگيريم، مالك آنچه را در ذهن خود دارد (توصيف كلي از شكل و خصوصيات ساختمان) به معمار ساختمان مي‌گويد تا اين توصيفات را بصورت "اشكال و نقشه هاي" ساختماني درآورد. حال تصورات مالك از ساختمان به گونه اي تبديل شده كه قابل ساخت توسط سازنده مي‌باشد، به اين ترتيب فرآيند معماري ساختماني منجر به توليد ساختمان مي‌شود.‌
براي هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، يكي چارچوبي از مدل هاي پايه كه توصيف كننده "وضعيت فعلي " سازمان است و به آن چارچوب معماري موجود گويند و ديگري كه "وضعيت آينده "(پس از اعمال معماري سازماني) را مشخص مي‌كند و آنرا چارچوب معماري مطلوب مي‌نامند. نكته مهم اين است كه اگر از "مدل هاي پايه " براي توصيف يك سازمان استفاده شود، تا زمانيكه تغييري در حرفه سازمان بوجود نيامده، نيازي به تغيير مدل ها نيست.

تفاوت چارچوب و معماري سازماني:
معماري با چارچوب تفاوت دارد، اگرچه در خيلي جاها اين دو مفهوم با هم تركيب شده اند. چارچوب يك ساختار منطقي براي دسته بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده است، بنابراين چارچوب معماري سازماني يك ساختار سازماندهي شده از اطلاعاتي است كه براي توصيف معماري سازمان استفاده مي شود. بسياري از سازمانها از يك چارچوب استفاده مي كنند در حاليكه محصولات معماري سازماني هر كدام با يكديگر متفاوت و مخصوص خودشان است. {FEEF Practical Guide 2001}
در اغاز تاكيد معماري سازماني بيشتر بر روي چارچوب، مفاهيم، متدهاي مدلسازي و ابزارها بوده درحاليكه امروز بر اجرا و پياده سازي متمركز شده و پيش بيني مي شود به زودي تاكيد اصلي بر روي ارزيابي ، بهينه سازي و استفاده از بهترين تجارب باشد.

در يك نگاه جامع مي توان چارچوب معماري سازماني را اينگونه تعريف نمود:

  • تعيين نوع مدل هائي كه براي توصيف معماري سازماني لازم است
  • سازماندهي نوع مدل ها در يك ساختار منطقي
  • تشريح ارتباط بين مدل ها
  • قوانين و استانداردهاي حاكم بر توصيف و مدلسازي محصولات

 

 

 

چارچوب زكمن

چارچوب C4ISR

چارچوب معماری سازمانی فدرال FEAF

چارچوب خزانه داری TEAF

 

 

 

 

چارچوب زكمن
چارچوب معماری زکمن که به نوعی جدول مندلیف مدل های معماری به حساب می‌آید، چارچوب مرجعی است که شش جنبه اطلاعات، فرآیند ها، مکانها، افراد، رویدادها و اهداف را تحت پوشش قرار می‌دهد. چارچوب زکمن نقشی کلیدی در ایجاد چارچوبهای دیگر، مانند "چارچوب معماری فدرال" داشته است. جان زکمن، ارائه کننده چارچوب فوق، كه از پیشكسوتان "معماری سازمانی"به حساب آمده و امروزه او را بعنوان پدر این علم می‌دانند، معماری سازمانی را ضرورتی غیرقابل اجتناب برای سازمانهای بزرگ می‌داند.
چارچوب زکمن، یک چارچوب جامع و عمومی است که با ویژگی های انعطاف پذیرخود در حوزه های کاربردی زیادی قابل استفاده است. این چارچوب یک مدل پایه برای توسعه متدولوژی برنامه ریزی معماری سازمانی درسال 1992 بود و مجموعه این دو خود بوجود آورنده چارچوب های فدرال (1999) و به دنبال آن چارچوب خزانه داری (2000) می باشند.
اگرچه امروزه چارچوب زكمن قدری قدیمی شده و مطابق با نیازهای روز نمی باشد اما هنوز به عنوان مرجع و منبعی برای معماری سازمانی به حساب می آید، بدین صورت كه مفاهیم و چارچوبهای جدید كه با توجه به نیازهای روز و دانش جدید توسعه یافته اند، ایده های اولیه خود را از این چارچوب مادر گرفته و آن را مطابق نیازها و شرایط خاص خود شكل داده اند.
امروزه جان زكمن معتقد است چارچوب وی نقش "یك ابزار تفكر" را بازی می كند، بطوریكه به معماران و مدیریان كمك می كند حوزه ها و جنبه ها را جداسازی و مرتب كنند. چارچوب معماری زكمن تاثیر مستقیمی بر اكثر چارچوب های بعدی و مفاهیم معماری داشته است.
نقاط مثبت چارچوب زكمن:
    - فراگیری و كار با آن ساده است.
    -
جامع و هم جانبه است، همه دیدگاه ها و جنبه ها را پوشش می دهد
    -
مبتنی بر مجموعه ای از توصیفات پایه با نام مدل های معماری است
كمبودهای چارچوب زكمن:
    - بحثی در خصوص امنیت نشده است، زكمن تنها یك یادداشت در این مورد نوشته و شرحی در این خصوص وجود ندارد.
    -
بحثی در خصوص استانداردها، قوانین و راهبرد های انتقال انجام نشده. ستون انگیزه را شاید بتوان با برنامه های انتقالی و نگاه راهبردی به نوعی تركیب كرد.
    -
برخی ستونها مانند زمان و انگیزه به اندازه دیگر ستونها كاربرد و استفاده ندارند
    -
چارچوب دارای متدولوژی و ابزار مشخصی نیست.
    -
چگونگی همراستا نمودن فناوری اطلاعات با كسب و كار مشخص نشده است.
    -
عدم توجه به ارتباط بین جنبه ها با یكدیگر، موضوعی كه بعدها با معرفی ماتریس های نگاشتی بین عناصر ستون ها با یكدیگر توسط روش های معماری مورد توجه قرار گرفت.
    -
چارچوب (و مدل ها) فاقد قانون هستند.

 

 

 

چارچوب C4ISR

 

با وجود اينكه در اكثر متون به چارچوب زكمن به عنوان اولین چارچوب معماري سامانه هاي اطلاعاتي اشاره مي‌شود، ولي بايد گفت كه تلاشي كه در وزارت دفاع آمريكا در جهت معماري سامانه هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي صورت گرفت، مستقل از چارچوب زكمن و مسائل مطروحه در آن بود.
C4ISR 
كه در ابتدا براي معماري سامانه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در صحنة عمليات نظامي‌تدوين شده بود، رفته رفته جاي خود را به عنوان يك راه حل ممتاز براي پرداختن به معماري در حوزه هاي ديگر نيز باز كرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زكمن كه شامل شش ديدگاه مي‌شد از سه ديدگاه تشكيل شده كه با هم تفاوت عمده دارند. اين سه ديدگاه عبارتند از :

ديدگاه عملياتي : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات نظامي‌است. با استفاده از نمادهاي گرافيكي مي‌توان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.

ديدگاه سيستمي : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني يك عمليات نظامي‌است. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي نظامي‌بوده، در اينجا توصيف مي‌شود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستمي‌وارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين مي‌شوند.

ديدگاه تكنيكي : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست.

 

چارچوب معماری سازمانی فدرال FEAF

در سال 1996 قانوني موسوم به كلينگر كوهن در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه مطابق آن، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات خود را ايجاد كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري فناوري اطلاعات يكپارچه در هر سازمان بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي آن سازمان قرار گرفت. در سال 1998 بر اساس همين قانون شوراي مديران ارشد اطلاعاتي موظف شدند كه جهت توسعه، پشتيباني و تسهيل پياده سازي معماري اطلاعات سيستمهاي دولتي، راهكار واحدي را ارائه دهد. چارچوب معماري سازمان فدرال در سپتامبر سال 1999 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد.

اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح مي‌شود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت مي‌كنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد مي‌كنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برمي‌خوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است  FEAF برخلاف زكمن تنها به معرفي چارچوب و محصولات نمي‌پردازد، بلكه روش و چگونگي برپاسازي معماري را نيز مشخص مي‌كند. در مستندات FEAF ، از متدولوژي "برنامه ريزي معماري سازماني " آقاي اسپيواك به عنوان راهنماي انجام معماري، نام برده شده است.

همانطور كه گفته شد اين چارچوب داراي هشت مولفه است كه عبارتند از:
پيشرانهاي معماري: نمايانگر دو نوع محرك يا عامل تغيير معماري سازماني هستند:

پيشرانهاي حرفه كه مي‌توانند قوانين جديد، تصميمات جديد مديريتي، افزايش ناگهاني بودجة حوزه ها و فشارهاي بازار باشند.
پيشرانهاي طراحي كه شامل نرم افزار، سخت افزار و بستر ارتباطي(شبكه) جديد و كارامدتر هستند.

جهت گيري راهبردي: توسعة معماري مقصد را هدايت كرده و شامل چشم انداز، اصول و اهداف مي‌شود.
معماري موجود: معماري سازماني را آنطور كه هست تعريف كرده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و اطلاعات (داده ها، كاربردها و فناوري ).
معماري مطلوب: معماري سازماني را آنطور كه بايد باشد، تعريف نموده و شامل دو بخش مي‌شود: معماري حرفه و معماري اطلاعات. اين معماري برآوردي است از قابليتها و فناوريهاي آينده كه نتيجه بهبود سيستم ها و فناوري هاي فعلي در جهت پشتيباني از تغيير در نيازمنديهاي حرفه است.
فرآيندهاي انتقالي: مهاجرت از معماري فعلي به مقصد را پشتيباني مي‌كنند . فرآيندهاي انتقالي حياتي براي سازمان فدرال شامل طرح كلان سرمايه گذاري فناوري اطلاعات، برنامة انتقال، مديريت پيكربندي و كنترل تغييرات مي‌گردد.
بخشهاي معماري: تلاشهاي معماري متمركز بر حوزه هاي اصلي حرفه مانند سيستمهاي مديريتي رايج، حوزه هاي برنامه ريزي مانند بازرگاني و سرمايه يا خريدهاي كوچك از طريق تجارت الكترونيكي است. هر بخش، تكه اي از كليت معماري سازماني فدرال است و يك سازمان درون سازمان اصلي فرض مي‌گردد.
مدل هاي معماري: مدل هاي حرفه و اطلاعات كه نشان دهنده اجزاء و رفتار سازمان هستند، را توصيف مي‌نمايند.
استانداردها : همة استانداردها (كه بعضي از آنها ممكن است اجباري باشند)، رهنمودها و بهترين تجربيات را در برمي‌گيرند.


نقاط ضعف چارچوب فدرال:

  • اگرچه چارچوب فدرال از استانداردها و طرح هاي انتقالي به عنوان بخشي از معماري بهره برده ولي مشخص نكرده كه اين استانداردها چگونه مي بايست سازماندهي و بكار برده شود.
  • در مورد طرح انتقالي هيچ راهنمائي ارائه نشده است
  • اگرچه در مستندات چارچوب فدرال نياز به مخزن مدل ها مطرح شده ولي توضيح يا پيشنهادي داده نشده است.
  • راهنمائي درخوصوص امنيت وجود ندارد.
  • چارچوب معماري سازماني فدرال به عنوان "راهنما" براي سازمانهاي فدرال ارائه شده و جنبه "اجباري" ندارد.

نقاط قوت چارچوب فدرال:

  • اين چارچوب گامي مهم در راستاي تعريف عناصر و اجزاء معماري سازماني است. برخلاف زكمن كه تنها به خود چارچوب محصولات و مدل ها مي پردازد در اينجا به اهداف استراتژيك و نيازهاي گذار(تحول) نيز پرداخته شده است.
  • از متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك به عنوان روش برپاسازي نام برده شده و لايه هاي معماري تشريح شده اند.

 

چارچوب خزانه داری TEAF

 

چارچوب خزانه داري بر اساس چارچوب هاي زكمن، فدرال و C4ISR ساخته شده و تحت عنوان راهنمائي بر معماري وزارت خزانه داري و ادارات آن در سال 2000 ارائه شد.
چارچوب معماري سازماني خزانه داري تركيبي است از چارچوب معماري فدرال با چارچوب C4ISR كه محصولات آن شباهت زيادي به محصولات C4ISR دارند اگرچه چارچوب و ماتريس محصولات آن بيشتر شبيه چارچوب فدرال است.

برنامه راهبردي فناوري اطلاعات وزارتخانه خزانه داري ايالات متحده بر پايه هدفي است مبني بر " بسط ، نگهداشت و تهيه راهنماي پياده سازي معماري فناوري اطلاعات براي اين وزارتخانه". در راستاي اين برنامه، در ژوئيه 2000 ، وزارت خزانه داري آمريكا، چارچوب مرجع معماري خود به نام TEAF را تعريف نمود. هدف اين چارچوب عبارتست از:

  • هدايت ادارات و بخش هاي مختلف خزانه داري براي توليد معماري سيستمهاي اطلاعاتي
  • ارائه مفاهيم، قوانين، فناوري و استانداردهاي يكپارچه و مشترك براي توليد سيستم هاي وزارت خزانه داري
  • ارائه قالبي استاندارد براي توصيف معماري سازماني.

ماتريس TEAF كه جهت تدوين يك ساختار ساده و يكسان براي كل چارچوب استفاده مي‌شود، شامل 4 جنبه (عملكرد، اطلاعات، سازمان و زيربنا) به عنوان ستون و 4 ديدگاه (برنامه ريز، مالك، طراح و سازنده) به عنوان سطرهاي ماتريس مي‌باشد. نقطه قابل توجه در اين چارچوب را بايد استفاده از بهترين تجارب موفق دانست بطوريكه ماتريس محصولات اين چارچوب با چارچوب مرجع زكمن و FEAF همخواني دارد.
محصولات كاري كه طي فرآيند تاسيس معماري، توليد و توسعه مي‌يابند بايد مورد اولويت بندي قرار گيرند. محصولات كاري پايه كه براي هر سازمان مهم هستند، به عنوان محصولات كاري "ضروري" شناخته مي‌شوند ومحصولات كاري ديگري كه ممكن است در بعضي سازمانها لازم شوند، محصولات كاري "پشتيبان" خوانده مي‌شوند.

معماری سازمانی

معماری سازمانی

یك سازمان عبارتست از مجموعه هائی كه دارای محدوده كاری متنوع و توزیع شده باشند و تحقق ماموریت از پیش تعریف شده ای را دنبال نمایند. در این صورت سازمان شامل منابع متعددی نظیر نیروی انسانی، تشكیلات مرتبط و فناوری است كه می‌بایست این امور را هماهنگ كرده و اطلاعات مشترك جهت تحقق ماموریت های مشترك را منتشر نماید. زكمن، "معماری سازمانی " را بصورت زیر تعریف نموده است:

مجموعه ای از ارائه های توصیفی (مدل ها) در ارتباط با تشریح یك سازمان چندان كه بتواند منطبق بر نیازمندی های مدیریت (كیفیت)، تولید شده باشد و در دورة حیات مفیدش قابل نگهداشت باشد(تغییركند).

لزوم معماری سازمانی را می‌توان در ظهور سازمانهای بزرگ، نیاز به طراحی و توسعة سیستمهای اطلاعاتی پیچیده، ظهور سیستمهای اطلاعاتی با منظورهای خاص و اهمیت انعطاف پذیری سازمانها در برابر فشارهای بیرونی نظیر تغییر كسب و كار، تغییر مأموریتها و ساختارهای سازمانی و تغییرات سریع فناوری ارزیابی كرد.
تعریف معماری سازمانی در طول سالهای اخیر دچار تغییر و تكامل شده است. قانون دولت الكترونیك امریكا در سال 2002 معنای معماری سازمانی را اینگونه تشریح می كند:
    - یك پایگاه از اطلاعات راهبردی كه ماموریت را تعیین می كند
    - اطلاعاتی كه برای انجام ماموریت لازم است
    - فناوری هایی كه برای انجام ماموریت مورد احتیاج است
    - فرآیندهای انتقالی كه برای پیاده سازی فناوری های جدید در پاسخگویی به تغییر نیازها لازم است و شامل سه قسمت كلیدی می شود:
    - معماری موجود
    - معماری مطلوب
    - یك برنامه انتقالی

راهنمای كاربردی معماری سازمانی فدرال نیز از همین تعریف استفاده كرده، مضاف بر اینكه معماری را اینگونه تشریح كرده است: "ساختار مولفه ها، روابط بین آنها و قوانین و راهنمائی هائی كه حاكم بر روند طراحی و تكامل آنها می باشد"
امروزه برداشت حداقلی بر روی كلیات معماری سازمانی وجود دارد به این گونه كه معماری سازمانی شامل مدل های كسب و كار، فرآیندها ، داده ها، سیستم های پشتیبانی كننده حرفه و همچنین زیرساختارهای فناوری برای هر دوی معماری موجود و مطلوب تعریف می شود، همچنین در معماری سازمانی نیاز به استانداردها، ملاحظات امنیتی و یك طرح انتقال می باشد.


انواع معماری سازمانی


برای معماری سازمانی فقط یك تعریف مشخص وجود ندارد، یكی از دلایل این امر برداشت های مختلفی است كه از این مفهوم شده است. سه گروه عمده با مقوله معماری سازمانی سروكار دارند و بنابراین باید سه دسته تعریف متفاوت برای معماری سازمانی ارائه داد، هر تعریف شامل اهداف، دلایل و دیدگاهها و ذینفعان خاص خود است.

1.معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات
در این مورد هدف از معماری سازمانی همراستا نمودن فناوری اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائی و بازدهی است. تاكید این رهیافت بر لایه های پائین بوده و یكپارچگی سیستم های اطلاعاتی و موثر بودن زیرساخت های فناوری مورد هدف است، بدین ترتیب با سازماندهی منظم فناوری اطلاعات، كارائی بهبود یافته و هزینه های سازمان كاهش می پذیرد. معماری حرفه در حد مدلسازی فرآیندها و نیازهای اطلاعاتی انجام می شود تا سیستم های اطلاعاتی با توجه به این نیازها طراحی یا تكمیل شوند. اكثر پروژه های معماری سازمانی از این جنس هستند و معمولا توسط اداره(معاونت) فناوری اطلاعات سازمان ها مدیریت و اجرا می شوند.
این رهیافت معمولا با ساختاری چند لایه از زیر معماریهای حرفه، اطلاعات، سیستم، داده و فناوری نمایش داده می شود. هر لایه نیازهای خود را به لایه پائین تر منتقل می كند و از طرفی دیگر مسئول برآورده سازی نیازهای لایه های بالاتر خود است. لایه های بالائی مستقیما با اهداف و ماموریت سازمان در ارتباط بوده و به دنبال برآورده سازی رضایت ذینفعان هستند درحالیكه لایه های پائین تر پشتیبانی كننده لایه های بالائی از طریق فناوری اطلاعات هستند.
توجه اصلی این رهیافت بر معماری سیستم های اطلاعاتی و زیرساخت های فناوری است، به كسب وكار در حد شناسائی نیازها و انتقال آنها به لایه های پائین تر توجه می شود و خبری از مهندسی مجدد فرآیندها نیست.
2.معماری سازمانی فرآیند محور
این نوع معماری سازمانی با هدف مدیریت و بهبود فرآیندها صورت می پذیرد، اهداف حرفه با رویكردی بالا به پائین به عملیات و فعالیت ها نگاشت می شود تا نهایتا كلیه فرآیندهای حرفه به روشی كه گفته خواهد شد، سازماندهی شوند، این نوع پروژه های معماری سازمانی توسط مدیران ارشد حرفه اجرا شده و زیر نظر مستقیم ریاست سازمان می باشند.
    - ابتدا فرآیندها بهینه سازی می شوند و سپس هر فعالیت به یك نقش یا سیستم اطلاعاتی اختصاص داده می شود. بهینه سازی فرآیندها بدون در نظر گرفتن فناوری اطلاعات انجام می شود، اما نتیجه كار در مرحله بعد به فناوری اطلاعات سازمان متصل می شود.
    - فرآیندها طراحی مجدد می شوند تا حداكثر استفاده از قابلیت های انسانی و ماشینی محقق شود.
    - در سطح فناوری اطلاعات طراحی یا پیاده سازی انجام نمی شود، بلكه از امكانات موجود در جهت بهره وری حداكثری استفاده می شود.
فرآیندهای موجود درهر سازمان را می توان به سه دسته كلان تقسیم بندی نمود:
    - فرآیندهای تولیدی(اولیه): این فرآیندها محصول یا خدمات سازمان را برای مشتریان ارائه می كنند.
    - فرآیندهای پشتیبانی: پشتیبانی كننده فرآیندهای نوع اول هستند و هدف آنها تهیه منابع و مواد مورد نیاز برای تولید(ارائه خدمت) است.
    - فرآیندهای مدیریتی: هدایت كننده و هماهنگ كننده فرآیندهای تولیدی و پشتیبان هستند، اهداف و شرایط را در نظر می گیرند و به دنبال جلب رضایت مشتری و محقق نمودن اهداف سازمان هستند.
هر سه دسته این فرآیندها در حوزه معماری سازمانی فرآیند محور قرار دارند.
3. معماری سازمانی دولت محور
در این رهیافت كه مخصوص سازمانهای ستادی است، هماهنگی و هدایت بین اجزاء و حوزه هائی كه خود نوعی سازمان محسوب می شوند، مورد توجه است. دربحث مدیریت سازمانی و به هنگام مواجهه با پیچیدگی دو راهبرد كلان مورد توجه معماران قرار دارد، اول مدیریت و كنترل یكپارچه و مركزی سازمان در حوزه های مختلف است كه بصورت جامع و متمركز انجام می شود و دوم تقسیم سازمان به زیر مجموعه هائی است كه هر كدام دارای مدیریت مخصوص خود بوده ولی هماهنگی های بین این مجموعه ها بصورت فدرالی و ستادی انجام می شود، معماری سازمانی دولت محور بر پایه این راهبرد است.
در این روش همانطور كه گفته شده سازمان به اجزائی با نام حوزه های كسب و كار تقسیم می شود، هر حوزه تصمیم گیریها و مدیریت داخلی خود را داراست، درحالیكه اهداف سازمان و وظایف كلی توسط ستاد هماهنگ و مدیریت می شود. هر حوزه به دنبال افزایش كارائی و بهره وری در بخش خود بوده و می توان آن را نوعی سازمان كوچك در نظر گرفت، مجموعه این حوزه ها با همدیگر تشكیل سازمان مركزی را داده كه وظیفه نظارت و همراستا نمودن حوزه ها را بعهده دارد.
دراین نوع معماری فعالیت های داخلی هر حوزه كنترل و مدیریت نمی شود بلكه نتیجه و ما حصل این فعالیت ها در قالب شاخص های كارائی و جهت گیریهای رقابتی با دیگر حوزه ها هماهنگ و همراستا می شود، لذا مدیریت و بهبود فرآیندهای داخلی هر حوزه یا طراحی و یكپارچه سازی سیستمهای اطلاعاتی خارج از موضوع معماری سازمانی دولت محور بوده و مربوط به معماری داخلی هر حوزه می شود.
مجموعه عناصری كه در این رهیافت مورد توجه هستند به این قرار می باشد:
    - ماموریت سازمان
    - راهبردهای سازمان
    - فروش و داد و ستد
    - رقبای تجاری
    - محصولات و سرویسها
    - منابع كلیدی
    - روش های عملیاتی
    - مشتریان
    - محیط
    - ذینفعان
 


ضرورت و نتایج معماری سازمانی



جان زكمن انگیزه اصلی خود از ارائه معماری سازمانی را "حل مشكل مربوط به پیچیدگی سیستم های اطلاعاتی و بهبود مدیریت بر آن" می داند. وی پیچیدگی را نه فقط از جنبه بزرگ شدن سیستم ها بلكه مربوط به عوامل متعددی نظیر توزیع شدگی جغرافیائی سیستم ها، نیاز به تغییرات سریع سیستم ها به دلیل رشد سریع بازار تجارت، نیازمندیهای خاص و كلیدی شدن جایگاه فناوری اطلاعات در سازمانها می داند.
امروزه فواید و دلایل استفاده از معماری سازمانی را شامل این موارد می دانند:
    - كاهش هزینه های فناوری اطلاعات
    - كاهش هزینه مدیریت پیچیدگی ها
    - حذف افزونگی
    - گسترش سیستم های فناوری اطلاعات
    - پاسخ به نرخ تغییرات حرفه
    - نیاز به اشتراك گذاری اطلاعات
    - برون سپاری
    - دلایل مربوط به شرایط آینده
مهمترین نتایج معماری سازمانی را باید بهبود روشها و فرآیندها در ماموریت های سازمانی، ایجاد نظامی یكدست و قابل مقایسه در توصیف سیستم ها و یكپارچگی دانست.