مقالات جدید

 

سلام

اخیرا با همه مشغله هایی که برام پیش اومده ۲ تا کار پژوهشی مروری انجام دادم که تقریبا یک سالی میشد که ذهنم درگیرشون بود.

یکی تحت عنوان :

ضرورت ها، پیش نیازها، چالشها و مراحل  استقرار هوش تجاری درسازمانها

که خلاصه اون به شرح ذیل است :

مدیران شرکت های خصوصی و سازمان های دولتی برای استقرار هوش تجاری اعلام نیاز میکنند، چراکه از طرق مختلف با ابزارها و فواید استقرار هوش تجاری در سازمانشان آگاه  گشته اند و درک خوبی از میزان تاثیر این سیستم ها بر رشد، بقاء، مدیریت بیهینه و دستیابی به اهداف سازمانی و بدست آوردن مزیت های رقابتی در بازار متلاطم موجود سازمان بدست آورده اند. اما بررسی وشناخت مزایای استقرار هوش تجاری در سازمان به تنهایی نمیتوند منجر به استقرار موفق و استفاده کامل از هوش تجاری در سازمان ها شود و مطالعات هنوز نشان دهنده ضعف هایی در شناخت،استقرار و استفاده صحیح از هوش تجاری در سازمان ها است.آنچه در این مقاله به بررسی آن پرداخته شده است، بررسی ضرورت های موجود برای استقرار هوش تجاری، پیش نیازهای استقرار هوش تجاری از بعد فنی و زیرساخت ها و از بُعد نیروی انسانی متخصص و روش سنجش میزان آمادگی سازمان برای استقرار هوش تجاری، بررسی چالش های پیش روی سازمان ها دراستقرار هوش تجاری و آشنایی با مراحل استقرار هوش تجاری در سازمان هاست. نتایج این تحقیق میتواند اطلاعات بسیار مفیدی را دراختیار تصمیم گیرندگان و مدیران فناوری اطلاعات در سازمان ها قرار دهد تا شناخت کامل تری نسبت به ابعاد هوش تجاری پیدا کنند تا هزینه ها و احتمال شکست در استقرار هوش تجاری را کاهش دهند. در بخش پایانی، به بررسی دلایل عمده شکست پروژه های هوش تجاری پرداخته شده است.

 

 

و دومی که بنظرم خیلی جالب تر و آینده دار تر هست :

مدیریت دانش در دولت الکترونیکی

چكيده

در این پژوهش ابتدا به بررسی دلایل توجه به مدیریت دانش و ضرورت مدیریت دانش در دولت الکترونیکی پرداخته شده است و پس از ارائه نتایج تحقیقات پیشین در خصوص میزان آمادگی دولت جمهوری اسلامی ایران برای بکارگیری مدیریت دانش، ضرورت توجه بیشتربه این مقوله مطرح شده است. در بخش اصلی مقاله پس از تحلیل چهارچوب دانشی دولت الکترونیکی که شامل ۲ زیرسیستم و ۳ لایه دانشی است، نتایج بررسی های صورت گرفته در خصوص مدلهای مفهومی استقرار مدیریت دانش بر مبنای دولت الکترونیکی به صورت یک سیستم که شامل ۳ زیر سیستم جمع‌آوری دانش، سازماندهی دانش و کاربرد دانش است ارائه شده است. در بخش پایانی نیز سازمانی به عنوان سازمان مدیریت دانش دولت الکترونیکی به عنوان متولی استقرار نظام مدیرت دانش در سطح دولت الکترونیکی پیشنهاد شده است.

 

 

امیدوارم بتونم بزودی متن کامل مقاله ها رو روی وبلاگ قرار بدم تا دوستان بتونن مطالعه کنن و نظرات تکمیلی رو به من ارائه کنند.

 

 

نقدی بر چند جمله دکتر نهاوندیان در ششمین همایش ملی تجارت الکترونیکی ایران

نقدی بر سخنان دکتر نهاوندیان در همایش تجارت الکترونیکی ایران

 

متاسفانه موضوع علم فناوری اطلاعات هنوز نتوانسته است از سوی کارشناسان و خبرگان این حوزه بصورت دقیق و روشن برای سایر دانشمندان فعال در حوزه های دیگر علمی تبیین شود و مسئولان و مدیران کشور هر یک به فراخور نیازها و الزامات مقطعی،به ابزارهایی که فناوری اطلاعات در اختیارشان میگذارد توجه کرده اند و  کمتر به تغییراتی که فناوری اطلاعات به صورت پایه ای بر فرآیندهای سازمانی و حتی نوع کسب و کارها میگذارد توجه میکنند و اگر هم توجهی صورت میگیرد به شکل بخشی و غیر تخصصی است که باعث ناکارآمدی فناوری اطلاعات در حد عالی و مورد نیاز جامعه امروز میشود.

در همایش سیاست ها و چشم اندازهای تجارت الکترونیکی ایران که به همت کارگروه فاوای کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت و انجمن علمی تحارت الکترونیکی ایران ۱۲ مهرماه در محل همایشهای صدا و سیما برگزار شد، مسائل بسیار مهم و تخصصی در حیطه های اقتصاد و فناوری اطلاعات توسط سخنرانان محترم ایراد شد،اما شاید نقطه اوج کلام، در سخنان بسیار دقیق و کارشناسانه دکتر نهاوندیان، مدیر کل محترم اتاق بازرگانی ایران که پس از وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات ایراد فرمودند به چشم خورد، جایی که ایشان دانش خود را با تجربیات ارزشمندشان در عرصه اقتصاد گره زدند و دست روی درد اصلی و مهم اقتصاد کشور گذاشتند. صحبت از رانت های موجود در سیستم عرضه و تقاضا، عدم وجود بازار رقابتی سالم، عدم وجود شفافیت در نظام پولی و بانکداری کشور و نیز اشاره به مدیریت بنگاه‌های ارائه‌کننده کالا و خدمات توسط  دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها  و نهاد های شبه دولتی که متاسفانه تعارض پنهان ماموریتی منجر میشود و نمیتواند منجر به ایجاد شرایط مناسب برای توسعه تجارت الکترونیکی شود و ... جان تازه ای به کسانی داد که هنوز امید به اصلاح و بهبود در امور تخصصی کشور دارند ایجاد نمود و این مساله در تایید حضار و خوشنودی آنها از سخنان دکتر نهاوندیان مشخص و واضح بود.

اما نقدی منصفانه و از سر دردمندی که به نظر وجه مشترک من با جناب آقای دکتر است، در رابطه با نکاتی که ایشان پیرامون حوزه فناوری اطلاعات که بنده اندک دانشی در این حیطه دارم است.

جناب آقای دکتر نهاوندیان

در روزگار امروزی فناوری اطلاعات و ارتباطات، تاثیر خود را به اشکال مختلفی بر ساختارهای سنتی میگذارد، این تاثیرات در محدوده وسیعی قابل بررسی است که این محدوده از ایجاد تغییرات در انجام کارهای سنتی  آغاز میشود و تا ایجاد تغییرات در تمام ابعاد زندگی بشر پایان مییابد!

ذکر مثال شاید به روشن تر شدن بحث کمک نماید :

ممکن است در یک سازمان فرآیند ارتباط مدیر با کارمندان از طریق صندوق های فیزیکی ارتباط مستقیم با مدیر سازمان وجود داشته باشد، اما امروزه با کمک ابزارهای فناوری اطلاعات دیگر نیازی به ایجاد صندوق فیزیکی نباشد و با استفاده از یک نرم افزار بتوان همان فرآیند را به نحو آسانتری پیاده سازی کرد، در بعضی مواقع، فناوری اطلاعات کل فرآیند ها را تحت تاثیر قرار میدهد به عنوان مثال فرآیندهای فیزیکی مربوط به سیستم حسابداری سازمان بطور کلی از بین میرود و یک سیستم نرم افزاری بطور کامل تمام عملیات فرآیند را در مدت زمان بسیار کوتاهتری انجام میدهد.

در بعضی موارد فناوری اطلاعات فرآیندهایی را بطور کل ابطال میکند و نیاز به انجام فرایندها را از بین میبرد، به عنوان مثال عملیات انبارداری با پیشرفت فناوری های حمل و نقل و مدیریت رنجیره تامین الکترونیکی و زنجیره ارزش، بطور کلی از بین خواهد رفت که جنابعالی هم بخوبی به این نکته اشاره کردید و آثار آن بر قیمت تمام شده را با ظرافت خاصی مورد اشاره قرار دادید.

اما تا اینجای بحث نگاه ما به فناوری اطلاعات به عنوان یک توانمندساز بوده است. جنابعالی در سخنان خود صراحتا به نقش برجسته فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی به عنوان یک توانمندساز در اقتصاد اشاره فرمودید.

بسیاری از مدیران و کارشناسان نیز همین نظر را دارند.

اما نقد من به عنوان یک کارشناس ارشد فناوری اطلاعات بر همین نکته معطوف است.

فناوری اطلاعات امروزه باید فراتر از یک توانمندساز عمل نمایند. فناوری اطلاعات میتواند مبناها را مورد تغییر قرار دهد، مبناهایی که بر اساس سیستم های سنتی و شرایط حاکمیتی سرمایه داری غربی  و با وجود محدودیت های بسیار زیاد اطلاعاتی و عملیاتی بنا نهاده شده اند.شما ملاحظه میکنید که فناوری اطلاعات در حال ناپدید کردن ساختمان های بانکی است و در حال احداث شعبه های اینترنتی و ترمینال های پرداخت در هر کجاست.

چیزی نمانده که بانک ها، بطور کلی تغییر ماموریت بدهند و شما به عنوان یک استاد آینده نگر این مساله را بهتر از من لمس میکنید! مردم در عصر فناوری اطلاعات بی نیاز از امانتدار خواهند بود !

پول نقد بطور کلی ناپدید خواهد شد! انتقال ارزش به راحتی میسر خواهد شد و این تغییرات جهشی و سریع تر از آنی خواهد بود که ما بتوانیم ساده از کنار آنها بگذریم!

وقت آن است که فناوری اطلاعات وارد عناصر اصلی مدیریتی در تبیین و تصویب چشم اندازهای سازمان شود نه اینکه بعد از تصویب و ترسیم آینده به عنوان یک توانمندساز به آن بنگریم و از آن به عنوان یک توانمندساز در جهت هموار کردن مسیر تجارت سنتی نام ببریم!

فناوری اطلاعات جاده های خاکی را آسفالت نمیکند، بلکه راه های جدید میسازد!

فناوری اطلاعات راه های کوچک خاکی قدیمی را مسدود میکند و بزرگراههای چند بانده بدون محدودیت و بدور از هر گونه فساد می آفریند که فرصت های برابر را به عدالت خواهان هدیه میکند!

امروز روزی نیست که بالاترین مقام های اقتصادی ما جهت بهره گیری از فناوری اطلاعات برای نظارت دقیق تر بر رفتار بانک ها از کارشناسان فناوری اطلاعات استمداد کنند ! امروز روزی است که باید کارشناسان فناوری اطلاعات دوشادوش مدیران، سیاستداران، نمایندگان مجلس، اقتصاد دانان و ... در ایجاد برنامه های بلند مدت شریک باشند و به آنها بگویند که آینده را میتوان آنطور که انتظار داریم بسازیم و از ابزارهای فناوری اطلاعات در جهت حذف ساختارها و سازمان های سنتی و ناکارآمد نظارتی بهره برد! از فناوری اطلاعات برای برچیدن مبناهای قدیمی و کهنه وارداتی از فرهنگ های بیگانه در ساختار اقتصادی به بن بست رسیده غرب بهره برد و هر چه زودتر و سریعتر روشهای بانکداری اسلامی را بر مبنای درست و بر مبنای عدالت و انسانیت و نه بر مبنای سود و تجارت پایه ریزی کرد.

ما خیلی عقب تر از آنیم که بخواهیم همچنان تجربیات دسته چندم غرب را تکرار کنیم و از فناوری اطلاعات نیز که بر مبنای جریان آزاد اطلاعات شکل گرفته، به شکل تقلیدی و منفعلانه استفاده کنیم.

به نظر میرسد مدیران عالی کشور باید نوع نگاه خود به مقوله فناوری اطلاعات را تغییر دهند و از آن در جهت  نوآوری و خلاقیت با رویکرد اسلامی و بر مبنای انسانیت و عدالت در سازمان ها و سیاستگذاری ها بهره ببرند و نگاه توانمدساز به فناوری اطلاعات را به نگاه انقلاب ساز تغییر دهند.

در نهایت کاملا با مشکلاتی که در راه تحقق تجارت الکترونیکی فرمودید موافقم اما راه حل اصلی این مشکلات را در استفاده موثرتر و و زیر بنایی از فناوری اطلاعات میدانم.

تجارت الکترونیک نیز  براي اینکه بتواند جایگزین روشهاي سنتی شود نیاز به وجود زیرساختارهاي قوي در این زمینه دارد. پیشرفت روزافزون فناوري اطلاعات از جمله در حوزه هوش مصنوعی،منجر به ایجاد الزام برای حرکت به سمت وب معنایی شده است و کنسرسیوم جهانی وب مسئول ایجاد و گسترش این حوزه گردیده.

استفاده از فناوری های اینترنت اشیاء برای ایجاد ارتباطات در ابعاد جدید در جهان و  خلق بازارهای جدید نیازمند مشارکت سازمان هایی نظیر سازمان هاي استاندارد، مراکز تحقیقات ملی، ارائه دهندگان خدمات، اپراتورهاي شبکه و مدیران و تصمیم سازان است. دولت موظف به خلق استراتژي ملی الکترونیک است که تضمین کننده دسترسی (MDGs) براي هماهنگ شدن با اهداف توسعه سند چشم انداز و توزیع وسیع و به اشتراك گذاري اطلاعات و دانش متناسب با این اهداف باشد.

این تعهدات بیش از تعهدات فنی است و باید افزایش پتانسیل هاي انسانی، توسعه همه جانبه فناوري هاي مخابراتی و سایر فناوري هاي جدید را مد نظر قرار دهد که از این طریق مزایاي زیادي پدید خواهد آمد        که شما استاد گرامی بهتر از هر کس بر این نکات واقفید.

از نظر کارشناسان فناوری اطلاعات، مدیران معتقد،مدیران عالی هستند که سازگاري خود با عصر اطلاعات را نشان داده اند، باور شهودي مشترکی دارند. آنان فناوري اطلاعات را عامل اصلی در تدوین راهبرد در سازمان می دانند نه عامل فرعی. این دسته از مدیران مجاب شده اند که فناوري اطلاعات توان تحول ساختارها، روندها و کسب و کارها را دارد و آنها را متحول خواهد کرد. آنان فرصتها و تهدیداتی که فناوري اطلاعات ایجاد می کند را به دقت مورد بررسی قرار می دهند.

باور به نقش کلیدي و مهم فناوري اطلاعات در کسب و کار، اعمال مدیران عالی معتقد را شکل داده و موجب شکل دهی جو حمایت از فناوري اطلاعات می گردد.

سیاستگذاران کلان در کشور و مدیران عالی معتقد براي ایجاد چشم انداز صحیح از آینده بر اساس مطالعات خاص ، باید تحولات فناوری از جمله فناوری اطلاعات را در نظر داشته باشند و نیز باید توجه داشته باشند که نگاه به فناوری به عنوان ورودی چهارم در کنار سه ورودی دیگر تحلیل روند صنعت، عوامل محیطی و توانمندیهاي سازمانی در تدوین چشم اندازها و راهبردها، میتواند مبنای جهش باشد. و ما باید بکوشیم هر چهار عامل را در نظر داشته باشیم نه اینکه با سه عامل سنتی به برنامه ریزی های بلند مدت اقدام کنیم و در نهایت از فناوری به عنوان یک عامل توانمدساز در جهت تحقق تصمیمات سنتی بهره بگیریم.

در نهایت لازم بذکر میدانم از آنجایی که جنابعالی را جزو مدیران دانشمند و دلسوز و معتقد شناخته ام اقدام به نوشتن این نقدنامه کردم و شاید اگر سخنان دیگران هم به اندازه سخنان شما حس امید را در من زنده میکرد، برای آنان نیز نقدها و نظراتم را مینوشتم.

 

والسلام

سید محمود شجاعی کیاسری

کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

 

 

چاپ مقاله تحت عنوان : بررسي كاربرد هوش تجاري در فرايندهاي دولت الكترونيكي به وسيله تحليل مفهومي دولت

سلام

مقاله دیگری از اینجانب تحت عنوان:

"بررسي كاربرد هوش تجاري در فرايندهاي دولت الكترونيكي به وسيله تحليل مفهومي دولت الكترونيكي به عنوان يك سيستم باز"

در ماهنامه تكفا 



سال نهم، شماره 3-4 (پياپي 30)، ارديبهشت و خرداد 1390

در صفحه ۸۰ به چاپ رسیده.

دوستان علاقه مند میتونند برن مطالعه کنند و نطراتشون رو منعکس کنند که ما استفاده کنیم از نطراتشون.

شایان ذکر هست که این مقاله کار مشترک من و دو نفر دیگه از دوستان هست :

محمدرضا قنبري اديب، صابر سليماني   

با تشکر

 

 

انتخاب ارائه مقاله اینجانب در لیست مقالات منتخب دومین همایش بین المللی ایده های نوین در فناوری اطلاع

 

سلام

مقاله اینجانب با عنوان :

 

"استفاده غیر تجاری از هوش تجاری، کلید تحقق کامل دولت الکترونیکی"

"Noncommercial usage of business intelligence  as the key to achieve complete e-government"

 

در لیست مقالات منتخب دومین همایش بین المللی ایده های نوین در کامپیوتر و فناوری اطلاعات قرار گرفت و به زودی در مجله علمی پژوهشی Computer Society Of Iran به چاپ خواهد رسید.

 

لینک مطلب :

http://www.iasbs.ac.ir/seminar/cicis11/selected_papers.html

 

 

 

 

 

کاربردهای داده کاوی روی سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی

سلام در حال حاضر داده کاوی، و فرآیندهای کشف دانش در سازمان ها گسترش یافته اند و برای سازمان ها صرفه جویی و سود آوری بسیار خوبی داشته اند و به مدیران کمک های بسیار زیادی برای اتخاذ بهترین تصمیم ها نموده اند. معمولا سازمان ها یا شرکت های تجاری به سمت استفاده از این ابزارها رفته اند. به عنوان مثال شرکت های صنعتی و تولیدی خدماتی که در طول یک زنجیره تامین و یا زنجیره ارزش قرار دارند و دسترسی به داده های مرتبط و حجیم دارند. اما در کشور ما، با توجه به اینکه هنوز دیدگاه زنجیره ارزش و شراکتهای استراتژیک، به صورت عملی جا نیافتاده است و هنوز رقابت ها میان سازمان ها و شرکت ها وجود دارد در حالی که این رقابت باید میان زنجیره های ارزش ایجاد شود و همکاری های مبتنی بر اعتماد از بالاترین مرحله تامین کنندگان اولیه تا مشتریان نهایی شکل بگیرد. اتفاقی که در کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا افتاده است. اما مشکل به اینجا ختم نمیشود. ما باید سیستم های اطلاعاتی غیر تجاری را نیز یکپارچه کنیم و از اطلاعات آنها بهره برداری استراتژیک کنیم. یک مثال می آورم : تصور کنید که سیستم اطلاعات بانک های کشور با سیستم اطلاعات قوه قضائیه کشور یکپارچه شود. به این ترتیب در سطح معمولی این قدرت به بانک ها داده میشود که به راحتی وضعیت سوابق تخلفات و جرائم یک مشتری را قبل از اعطاء وام بررسی نمایند. اما در سطح تصمیم سازی و آینده نگری و پیش بینی و تخمین رفتارهای مشتریان، میتوان توسط داده کاوی به اطلاعات و دانش ارزشمندتری نسبت به مشتریان دست یافت. به عنوان مثال، برای مشتریانی که هیچ سابقه تخلفی ندارند، میتوان با استفاده از تکنینک های داده کاوی، احتمال مجرم بودن فرد در آینده را با توجه به اطلاعات مشتریان مجرم که در گذشته در سیستم اطلاعاتی وجود دارد، پیش بینی کرد و از بسیاری از جرم ها پیشگیری کرد. این کار با استفاده از تکنیک های خوشه بندی، کلاسه بندی ، ایجاد درخت تصمیم یا شبکه های عصبی، قابل پیاده سازی است. در آینده مثال های بیشتری را بررسی میکنیم.

مدیریت دانش

 

سلام

همانطور که میدانیم مباحث مربوط به مدیریت دانش که این روزها بسیار مورد اقبال سازمان ها قرار گرفته اند، بیشتر در حوزه درون سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته اند و اگر نگاهی به محیط سازمان داشته باشند، نوع نگاه چندان استراتژیک نیست و به دنبال کسب بهبود در حوزه فعالیت سازمان است.

در اینجا به نظر میرسد، مدیر عالی دانش در سطح دولت بتواند پیوند خوب و رابطه معنا داری میان دانش های پراکنده بین سازمانی ایجاد کند.

چه در حوزه خلق دانش، چه ذخیره دانش، چه تسهیم دانش و چه کاربرد دانش

ولی آنچه که بیش از پیش نوآورانه مینماید، استفاده از مدیریت دانش در حوزه کاربرد دانش و بین سازمانی است.

نظر شما چیست؟ آیا راجع به این بحث ایده ای دارید ؟