لایه ها و دیدگاههای مختلف سازمان


در هر سازمانی افراد مختلفی با جایگاههای مختلف وجود دارند که بسته به موقعیت سازمانی شان
دارای دیدگاههای مختلفی هستند. بسته به دیدگاه افراد نیز دید آنها نسبت به جنبه های مختلف سازمان فرق
می کند. بعنوان مثال دیدگاه مدیرعامل یک سازمان نسبت به اطلاعات، فرایندهای کاری، مکانها، واحدهای
سازمانی و غیره با دیدگاه یک سرپرست خط تولید یا مهندس سیستم فرق می کند . هرچه از سطوح
مدیریتی به سطوح عملیاتی نزدیک تر می شویم، دیدگاه افراد جزئی تر و عملیاتی تر می شود . با توجه به این
موضوع می توان دید که سه لایه مهم در هر سازمان قابل تشخیص هستند:

لایه راهبردی : لایه راهبردی به بخشهایی ا ز سازمان اطلاق می شوند که موظف به
سیاست گذاری، تعیین اهداف درازمدت، ارزشها، سیاست ها، راهبردها، و نیز
برنامه ریزی کلان سازمان بوده و چشم اندازها و نیز معیارهای سنجش کارایی و
اثربخشی لایه های پایین تر را تعیین می کنند . در همین راستا معمولاً هر سازمان دارای
و « برنامه توسعه پنج ساله » ،« برنامه راهبردی توسعه » برنامه هایی تحت عناوینی نظیر
غیره است که نتیجه فعالیت های این لایه از سازمان به حساب می آیند . این لایه
یک سازمان بوده و موقعیت آنرا نسبت به سازمانهای دیگر « شخصیت » تعریف کننده
مشخص می کند . معمولاً مباحث مربوط به این لایه از سازمان خارج از بحث های
معماری سازمانی قرار گرفته و اسناد مربوط به آن جزو ورودیهای فرایند معماری
سازمانی به حساب می آیند.

لایه ماموریتی : این لایه شامل بخشهای ماموریتی سازمان است که خود دارای سطوح
مختلفی چون مدیریت عالی، مدیریت میانی و عملیات است. عملاً کلیه فعالیت های سازمان
در این لایه انجام می شود . بسته به نوع سازمان، نتیجه فعالیت های این لایه می تواند تولید
سازمان را ایجاد « قابلیت های » محصول یا ارائه خدمات باشد . فرایندهای جاری در این لایه
می کنند.
لایه فناوری اطلاعات و ارتباطات : این لایه بصورت خاص شامل کلیه فناوری های
اطلاعاتی و ارتباطی است که سازمان در راستای انجام فعالیتهای لایه ماموریتی از آنها
استفاده می کند .